🏴#شهادت_حضرت_فاطمه_س
🏴#کربلا
🏴#سبک_واحد
🏴#زمزمه
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
آتش به جانم میزنی
تا حرف رفتن میزنی
از چه در هجده سالگی
از زندگی دل میکَنی
دارد وصایای تو درد
دستان تو باشد چه سرد
فصل بهارت را چه زود
باد خزان کرد فصل زرد
آه ای جوان،شد ناگهان،پیری نصیب تو چرا
قدت خمید،زهرا از آن،لگد که خوردی بی هوا
با آن غلاف،بازوی تو،شد خسته و هم ناتوان
شد سینه ات،از میخ در،مجروح و زخمی ای امان
زهرای من زهرای من زهرای من زهرای من
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
از من چه داری انتظار
آخر نباشم بی قرار
تو که میانِ بستری
چگونه دل گیرد قرار
با آنکه من نام آورم
هم پهلوان خیبرم
حالا که افتادی برم
افتادم از پا همسرم
دیگر مرا،در این زمان،نخوان به این نام و نشان
گشته قدم،خمیده چون،قده تو ای قامت کمان
راضی مشو،از دشمنم،من بشنوم زخم زبان
گو تا به کِی،از شوهرت،تو میکنی رویت نهان
زهرای من زهرای من زهرای من زهرای من
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
با دخترت حرفی بزن
اما مزن حرف از کفن
راضی مشو در ماتمت
رخت عزا پوشد حسن
کمتر بکش آه از دلت
با دیدنه آن نور عین
میخوانم از چشمان تو
دلواپسی بهر حسین
من همچو تو،دلواپسم،چون او غریب کربلاست
میبینم آن،دمی که با،خنجر سرش از تن جداست
سرش به روی نِی،تنش،به زیر سم مرکباست
بر روی خاک گرم طف،پیکر او عریان رهاست
مظلوم حسین مظلوم حسین مظلوم