eitaa logo
مدح و متن اهل بیت
8.8هزار دنبال‌کننده
20.3هزار عکس
23.4هزار ویدیو
1.7هزار فایل
@Yas4321 ارتباط با ادمین @Montazer98745 ارتباط با مدیر
مشاهده در ایتا
دانلود
Haj Meysam MotieeDoaVedaBaMaheRamazan1397[01].mp3
زمان: حجم: 8.69M
دوباره وقت وداعه دیگه فرصتی نمونده چشای پُر ابر و بارون دیگه مهمونی تمومه دوباره فراق و هجرون دوباره وقت وداعه نفسا حبسه تو سینه كی تا سال دیگه زنده‌ست ‌این شبا رو باز می‌بینه ای خدا چه زود تموم شد لحظه‌های ناب و روشن شبای نور و مناجات سحرای دل سپردن دوباره ندبه و ناله، اشك و آه و بی‌قراری دوباره یه سال غریبی دوباره چشم انتظاری نكنه آروم بگیری گریه كن دل شكسته التماس كنه به چشماش هر كه بارشو نبسته رمضون تموم شد و من موندم و دستای خالی دوباره قفس‌نشینی دوباره بی پر و بالی ما که دلتنگ فراقِ لاله‌های بی‌نشونیم نکنه بره دوباره قافله ما جا بمونیم ما که مونده رو دلامون زخم روزای اسارت اسارت تو بند دنیا اسارت تو دست غفلت کاشکی دنیامون عوض شه کاشکی بیدار شیم از این خواب کاش اسیر شیم ولی این بار اسیر نگاه ارباب نکنه بیاد سراغم دنیا و تعلقاتش جا داره برامون ارباب توی کشتی نجاتش؟ خدا دوست داره دلی رو که خاطرخواه حسینه نیگا می‌کنه به اون که پیرو راه حسینه اگه رد کنه گداشو کسی که نعم الامیره کیه که بیاد و دستِ خالی منو بگیره دست رد نزن به سینه‌ام از در خونه‌ت نمیرم تا برات کربلامو از ابوفاضل نگیرم شاعر: یوسف رحیمی 🎙 دوباره وقت وداعه ... ( ) 🔺بانوای: حاج میثم مطیعی
از تو ممنون که چنین راه نشانم دادی هدیه از جنس خودت در رمضانم دادی داشتم غرق به گرداب گنه می گشتم حال در ماه خودت خط امانم دادی در مسیر گنه و معصیت افتاده منم باز هم با کرمت مژده به جانم دادی شدم آلوده ی دنیای گنه تا اینکه تو ز احسان خودت جا و مکانم دادی روزه با اذن تو از عشق خودت میگیرم شاکر هستم که مرا باز توانم دادی لحضه های سحری یا که دم افطاری تو چه احساس خوشی وقت اذانم دادی از تو ممنون که مرا در نظرت آوردی وقت افطار کمی خرده ی نانم دادی کربلایی شدنم فوق بهشتی شدن است لطف کردی که چنین شوق جنانم دادی
ماه خدا برای تو دلتنگ می شوم یکسال در هوای تو دلتنگ می شوم هر روز وقت مغرب و هنگامهء اذان با یاد ربنای تو دلتنگ می شوم دارند سفره های تو را جمع می کنند با دوری از فضای تو دلتنگ می شوم سی ، نیمه شب دعای سحررا شنیده ام ای ماه ، بی دعای تو دلتنگ می شوم نزدیکتر شدم به ابالفضل با عطش پس بهر روزه های تو دلتنگ می شوم این حال خوش که سرزده در تار و پود من ای کاش ماندگار شود در وجود من تا اسمه دواست، دوا را گرفته ایم تا ذکره شفاست ، شفا را گرفته ایم این رحمت خداست که یاری نموده تا دامان لطف شیر خدا را گرفته ایم شکر خدا که نیمهء ماه خدا به لب ذکر کریم آل عبا را گرفته ایم با یاد لحطه لحطهء ارباب بی کفن حتما برات کرببلا را گرفته ایم والله این بزرگترین افتخار ماست از دست او نشان گدا را گرفته ایم داریم امید اینکه خدایی شدیم ما تا سال بعد کرببلایی شدیم ما وقت وداع با تو به هر حال می رسد ماه خدا چه زود به شوال می رسد این بنده با گناه به ماه خدا رسید حالا به عید فطر سبکبال می رسد شبهای قدر حال و هوایی عجیب داشت شاید عزیز فاطمه امسال می رسد شاید به کربلا نرسد دست ما دگر اما به دامن علی و آل می رسد فرقی نمی کند رمضان یا محرم است هر جا رویم روضه به گودال می رسد با چکمه ای به پا و سپس خنجری به دست در پیش چشم فاطمه بر سینه اش نشست
سفره دارد جمع می گردد، گدا را عفو کن باز هم خوبی کن و این مبتلا را عفو کن دیگر از این توبه ها دارم خجالت می کشم یا رب این شرمنده غرق خطا را عفو کن بر در این خانه من بهر امیدی آمدم پس، نگیر از من تو این حال و هوا را، عفو کن دست خالی آمدم، با دست خالی می روم یا کریم این روسیاهِ بی نوا را عفو کن پیش مردم آبروی بنده ات را حفظ کن خوب و بد، در هم بخر، ای یار، ما را عفو کن جان آقای خراسان، جان سلطان غریب هم وطن های علی، موسی الرضا را عفو کن من گنهکار و تویی غفار، یا رب الحسین جان اربابم بیا این بنده ها را عفو کن بوده ام این روزها مصداق فابک للحسین گریه کن های غم کرببلا را عفو کن جان آن که دست و پا می زد به زیر تیغ و تیر حُرّ توبه کرده ی بی ادعا را عفو کن
دارد غروب ماه خدا می رسد رفیق پایان اشک وسوزونوا می رسد رفیق تا اینکه ماه لطف خدا می شود تمام اتمام کار اهل بکا می شود رفیق ماه خدا تجلی پرواز بنده است پایان پر زدن به هوا می رسد رفیق قطع یقین بدان که در این ماه؛ عاقبت با افتخار عیدی ما می رسد رفیق فردا گدا برای گدایی کجا رود؟ پایان کار شاه وگدا می رسد رفیق این گریه های ما به خدا بی نتیجه نیست برگ ضمانتی ز رضا می رسد رفیق هرکس که راه وشیوه اوخط رهبری است محشر به خدمت شهدا می رسد رفیق هم عاقبت به خیرو هم اینکه شود عزیز هر کس به محضر علما می رسد رفیق باور کنید با نظر لطف فاطمه روزی برات کرب و بلا می رسد رفیق بعد از سه ماه گریه برآن شاه تشنه لب باز این چه نوحه وچه عزا می رسد رفیق
. خداحافظ ای ماه خیر کثیر که دربین ماهها تویی بی نظیر خداحافظ ای ماه لطف وعطا مه بخشش کوه جرم و خطا خداحافظ ای ماه باب النجات که بنموده‌ حق بر همه التفات خداحافظ ای ماه طاهر شدن مه محرم حی قادر شدن خداحافظ ای ماه شوق وصال مه میهمانی ،مه شور و حال خداحافظ ای ماه بزم صفا که دادی به دلها تونوروضیا خداحافظ ای ماه حی مبین که بودی پناه همه مسلمین خداحافظ ای ماه دارالامان که در توبود رحمت بیکران خداحافظ ای ماه بخشندگی که رونق زتویافته زندگی خداحافظ ای ماه سرمگو که دادی به خیل گدا آبرو خداحافظ ای ماه صبر و رضا که شدمستجاب ازکرم هر دعا خداحافظ ای ماه پروردگار که بودم دراین ماه من بیقرار خداحافظ ای ماه بیداریم که کرده خدایم خریداریم خداحافظ ای ماه راز و نیاز به رویم در رحمتت گشته باز خداحافظ ای ماه جود و کرم که گشتم ز لطف خدا محترم خداحافظ ای ماه خوب صیام که شدشاملم لطف و جودمدام خداحافظ ای ماه خوب خدا که کردی مرا از گناهان جدا خداحافظ ای ماه لطف الاه که دیگر شدم پاک ازهر گناه خداحافظ ای ماه نور امید که کردی مرانزدحق روسفید خداحافظ ای ماه هر اهل دل که در تو شدم از روی حق خجل خداحافظ ای ماه بالندگی برایم فقط مانده شرمندگی خداحافظ ای ماه عطر ولا مه فاطمیون، مه مرتضی خداحافظ ای ماه شاه نجف که با عشق حیدر شدم با شرف خداحافظ ای ماه قرآن ما نگه کن بر این چشم گریان ما خداحافظ ای ماه اصل و اصول که در تو شده توبه ما قبول خداحافظ ای ماه پر از ثواب چرا بهر رفتن تو داری شتاب خداحافظ ای ماه مهر و وفا تورفتی وخون شددل این(رضا)
. . رمضان ماه خدا ماه دعا بود که رفت ماه بخشایش هرجرم وخطا بودکه رفت بنده از رنج و غم و درد رها بود که رفت حاجت بنده ی شرمنده روا بود که رفت بر همه خلق ،شبِ آخر آن امید است حق به لطف و کرمش بنده ی خود بخشیده است دستگیر همه ی خلق جهان است خدا مرهم رنج و غم و درد نهان است خدا بندگان،بر همگان روح و روان است خدا بر دل و جان همه تاب و توان است خدا شده سی شب به سر خوان خدا مهمانیم حال قدر کرم و رحمت او می دانیم ماه مهمانی او سفره ی او رنگین شد توبه کردی ودگر بندگیت تضمین شد سرنوشت همه در ماه خدا تعیین شد بردن نام خدا بر دل ما تسکین شد سی شب و روز، تو غرق نعماتی بودی در کنار نِعمِ باب نجاتی بودی سفره اش پهن شدو بنده ی شرمنده شدی مرده بودی به نگاه کرمش زنده شدی کرمش دیدی و از عشق،تو آکنده شدی به مدال شرف و عشق تو زیبنده شدی تو ز جام کرم دوست چو پیمانه زدی آمدی توبه نمودی و در خانه زدی روزه داران خدا فصل شکوفایی بود سفره ی بزم خدا سفره ی زیبایی بود بهر هر عبد گنهکار چه رویایی بود داشتی حال و هوایی که تماشایی بود دل ز هرعاشق ودلداده ی خود بِربوده است بهر بخشیدن هر بنده مصمم بوده است حالیا پاک شدی از کرم و لطف خدا تو جدا گشته ای ازجرم و معاصی وخطا آشتی کرده ای و داده به تو حال دعا از غم ورنج گنه،گشته ای،ای بنده رها فرصتت کم بوَد و، راه بسی دشوار است با تقرب به خداوند رهت هموار است بنده ی پاک مرو جای دگر از در دوست مهربان تر ز پدر مادر تو، تنها اوست بندگی دراو گفتن هردم یاهوست دستگیر همه ی بنده درگاهش اوست بوده همراه تو آن حی مبین از آغاز به خداوند ببر بنده فقط روی نیاز بنده ی خاص حریم کبریاییم همه از کرامات خدا غرق ولاییم همه به خداوند قسم اهل دعاییم همه نوکران حرم آل عباییم همه با ولای علی و آل علی زنده شدیم بین اهل همه عالم، مه رخشنده شدیم
سفره دارد جمع می گردد، گدا را عفو کن باز هم خوبی کن و این مبتلا را عفو کن دیگر از این توبه ها دارم خجالت می کشم یا رب این شرمنده غرق خطا را عفو کن بر در این خانه من بهر امیدی آمدم پس، نگیر از من تو این حال و هوا را، عفو کن دست خالی آمدم، با دست خالی می روم یا کریم این روسیاهِ بی نوا را عفو کن پیش مردم آبروی بنده ات را حفظ کن خوب و بد، در هم بخر، ای یار، ما را عفو کن جان آقای خراسان، جان سلطان غریب هم وطن های علی، موسی الرضا را عفو کن من گنهکار و تویی غفار، یا رب الحسین جان اربابم بیا این بنده ها را عفو کن بوده ام این روزها مصداق فابک للحسین گریه کن های غم کرببلا را عفو کن جان آن که دست و پا می زد به زیر تیغ و تیر حُرّ توبه کرده ی بی ادعا را عفو کن
(شَهْرٌ رَمَضانَ الّذی اُنزِلَ فیهِ الْقُرآنُ) (خداحافظ) الا ای ماه مِهر و رحمت و غفران! خداحافظ که در قدرِ تو نازل شد ز حق قرآن، خداحافظ ضیافت بود و ما مهمانِ این خوان کرم بودیم الا ای ماه جود و نعمت و احسان! خداحافظ همه لبریز بودیم از معاصی و خطا اما... گذشتی از خطا و لغزش و عِصیان، خداحافظ چه شب‌ها را سحر کردیم با آه و فغان زیرا سرشک دیده می‌بارید بر دامان، خداحافظ «شبِ قدر» تو را ما قدر دانستیم و از لطفت مناجات و دعا خواندیم و «یا سبحان» خداحافظ دل خود را رها کردیم در بحر فضیلت‌ ها تو بودی کشتی و حق بود کشتی‌بان، خداحافظ «اَجِرنا یا مُجیر» و ذکر «یا قدّوس» ما را بُرد از این خاک سیه، تا عرشِ الرّحمٰن خداحافظ دل ما غرق اندوه است و بیمار توایم ای ماه! تو بودی بر تن بیمار ما ، درمان خداحافظ به تن کردیم «جوشن» در شب «قَدر»ت به این امّید مبادا نزد اهریمن شویم عریان، خداحافظ امید ماست ای ماه خدا ، سال فرج باشد همین امسال آید شهریارِ جان، خداحافظ بنای ظلم اگرچه سرکشیده باز تا افلاک کُند با تیشه‌ی عدلش ز هم ویران، خداحافظ تو هم ای ماه! زخمی را به دل داری از آن تیغی که چشم عالَم از جورش شده گریان، خداحافظ دوتا شد فرق مولا در شبِ قدر تو با شمشیر به دست اِبن مُلجَم بنده‌ی شیطان، خداحافظ الا ای ماه فیض حق! به حقّ (ساقی) کوثر بکاه از جرم ما در صفحه‌ی میزان، خداحافظ سید محمدرضا شمس (ساقی) 1402/01/31 ┅┅┅┅┄❅[﷽❅┄┅┅┅┅ 🌹