#رجال
💡مضطرب الحدیث
❖ آیتالله محمدتقی شهیدی:
مضطرب الحدیث ظهور در تضعیف ندارد بلکه یعنی متن برخی از احادیث او مستنکر است و لا اقل مجمل است.
🔺شنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۴
@madras_emb
🌹 قالَ البَاقِرُ علیهالسلام: إِنَّ الصَّدَقَةَ لَتَدْفَعُ سَبْعِينَ بَلِيَّةً مِنْ بَلَايَا الدُّنْيَا مَعَ مِيتَةِ السَّوْءِ.
✅ جهت مشارکت در برگزاری مجالس اهل بیت علیهمالسلام در مدرس فقهی امام محمد باقر علیهالسلام
5859831077106325✅ جهت مشارکت در کمک به فقرا و نیازمندان از شیعیان امیرالمومنین علیهالسلام
6104337112311137💳 محمدجواد ایوبی 📌با ضربه زدن بر روی شماره در حافظه ذخیره میگردد.
🗓تقویم شیعه
☑️ اول اسفند (۱۲۷۳ ش) سالروز وفات مرجع بزرگ شیعه، آیتاللهالعظمی میرزا محمدحسن شیرازی "قدس سره"
🌱 میرزای شیرازی و عشق به مباحث علمی
❖ آیتالله العظمی شبیری زنجانی:
● آقای سید مهدی روحانی نقل کرد از عموی خودش مرحوم حاج آقا احمد، ایشان هم از مرحوم آسید عبدالهادی و ایشان از مرحوم آمیرزا علی آقای شیرازی که پسر میرزا و مرجع تقلید هم بوده، آمیرزا علی آقا میفرموده: اواخر کسالت میرزا وضع میرزا طوری شد که مورد تردید بود میرزا وفات کرده و یا زنده است. قرار شد امتحان کنند ببینند زنده است یا وفات کرده.
● یکی رفت گفت: از طرف دولت عثمانی آمدهاند برای زیارت شما. اثر حیات در میرزا ظاهر نشد. دیگری گفت: سفیر ایران آمده میخواهد خدمت شما سلامی عرض کند، اثری پیدا نشد.
● آمیرزا علی آقا میگوید: من میدانم چطور باید پدرم را امتحان کرد.
به گوش میرزا میگوید: نان سوخته چه حکمی دارد؟
● میرزا میجنبد و میفرماید: از چه بابت حکمش را تعیین کنیم؟ از این جهت که اکل خبائث است بگوییم حرام است، یا از باب اینکه مضرّ است بگوییم حرام است، و یا بگوییم اگر بخواهیم تحریم کنیم چون نان غیر سوخته هم همراه با سوختههاست و دور ریخته میشود، لازمه این تحریم، تحریم دیگری است و تزاحم است. از این جهت بگوییم «حرمت اکل» فعلیت ندارد؟
میرزا این شقوق را در آن حال بیان میکند.
📚جرعهای از دریا، ج۱، ص۱۱۵
@madras_emb
🌱در باب تقیه و مناظره
حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ، قَالَ حَدَّثَنِي الْحَسَنُ بْنُ خُرَّزَاذَ، عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ الْبَجَلِيِّ، عَنْ صَفْوَانَ، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ، عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْكَابُلِيِّ، قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ صَاحِبَ الطَّاقِ وَ هُوَ قَاعِدٌ فِي الرَّوْضَةِ قَدْ قَطَعَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ أَزْرَارَهُ وَ هُوَ دَائِبٌ يُجِيبُهُمْ وَ يَسْأَلُونَهُ، فَدَنَوْتُ مِنْهُ فَقُلْتُ إِنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ يَنْهَانَا عَنِ الْكَلَامِ فَقَالَ أَمَرَكَ أَنْ تَقُولَ لِي فَقُلْتُ لَا وَ اللَّهِ وَ لَكِنْ أَمَرَنِي أَنْ لَا أُكَلِّمَ أَحَداً، قَالَ فَاذْهَبْ فَأَطِعْهُ فِيمَا أَمَرَكَ، فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فَأَخْبَرْتُهُ بِقِصَّةِ صَاحِبِ الطَّاقِ وَ مَا قُلْتُ لَهُ وَ قَوْلُهُ لِي اذْهَبْ وَ أَطِعْهُ فِيمَا أَمَرَكَ، فَتَبَسَّمَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ وَ، قَالَ يَا أَبَا خَالِدٍ إِنَّ صَاحِبَ الطَّاقِ يُكَلِّمُ النَّاسَ فَيَطِيرُ وَ يَنْقَضُّ، وَ أَنْتَ إِنْ قَصُّوكَ لَنْ تَطِيرَ.
📚 رجال الكشي؛ ص۱۸۵
ابوخالد کابلی گوید: من در مسجد مدینه، مؤمن الطاق را دیدم که در روضه منوره نشسته بود و مردم دور او را گرفته بودند و او پیوسته جواب مردم را میداد و از آنها سؤال میکرد.
به او نزدیک شدم و گفتم: امام صادق علیهالسلام ما را از بحث و گفتگو نهی کرده است. گفت: حضرت خودش فرمود این را به من بگوئی؟ گفتم: نه. ولی به من دستور داد تا با هیچ کسی بحث نکنم. مؤمن الطاق گفت: پس برو و دستور امام را اطاعت کن.
ابوخالد کابلی میگوید که بر امام صادق علیهالسلام وارد شدم و ماجرای برخوردم با مؤمن الطاق را به امام گفتم. گفتم که به او چه گفتم و او به من گفت که برو و آنچه که امام دستور داده اطاعت کن.
امام صادق علیهالسلام لبخندی زدند و فرمودند: ای خالد! همانا مؤمن الطاق، مباحثه میکند، پرواز میکند و میکوبد، میزند و خراب میکند. در حالی که تو اگر با اینها بحث کنی پرهایت را میچینند و نمیتوانی پرواز کنی.
@madras_emb
#فقه
💡فرق عمده بین تقیه و ضرورات دیگر
❖ آیتالله محمدتقی شهیدی:
● مرحوم آقای خوئی روایت:
أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْمُثَنَّى الْحَنَّاطِ عَنْ عُيَيْنَةَ بَيَّاعِ الْقَصَبِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام أَدْخُلُ الْمَسْجِدَ فِي الْيَوْمِ الشَّدِيدِ الْحَرِّ فَأَكْرَهُ أَنْ أُصَلِّيَ عَلَى الْحَصَى فَأَبْسُطُ ثَوْبِي فَأَسْجُدُ عَلَيْهِ فَقَالَ نَعَمْ لَيْسَ بِهِ بَأْسٌ.
تهذیب الاحکام: ج۲، ص۳۰۶.
را مربوط به فرض تقیه دانستهاند به این قرینه که به طور معمول و غالب، سائل میتوانسته به قسمتی از مسجد که مسقّف است رفته و در آنجا بر زمین سجده کند و یا اینکه خاک و یا چوبی پیدا کرده و بر آن سجده کند و یا نماز را تأخیر انداخته و در آخر وقت بر "ما یصح السجود علیه" سجده کند ولو بعد از این که حرارت خورشید و گرمای زمین کم شود. با این حال سوال از سجده بر ثوب کرده است؛
فلذا ظاهر روایت این است که سائل وارد مساجد أهل سنّت شده و در مقام تقیّه بوده است و واضح است به تاخیر انداختن نماز و دنبال خاک و چوب گشتن خلاف تقیّه است.
علاوه بر اینکه بین تقیّه و ضرورات دیگر فرق عمدهای وجود دارد به این که؛ در تقیه عدم مندوحه معتبر نیست؛ فلذا هر چند مکلف بتواند نماز را به تأخیر اندازد یا بتواند نماز را در خانه خود اقامه و یا اعاده کند، میتواند به جهت تقیه در همان مکان بر چیزی که سجده بر آن صحیح نیست، سجده کند. حال آن که در اضطرارهای دیگر وی مکلف است به این که نماز را تاخیر اندازد تا سجده بر "ما یصح السجود علیه" نماید.
🔺درس خارج فقه
چهارشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۹
@madras_emb