🔰ارادت حضرت #آیت_الله_مرعشی_نجفی به حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها
✅کسانی که درس آیت الله مرعشي رضوان اللّه تعالي عليه مي رفتند نقل می کنند که ایشان از شدت علاقه به حضرت معصومه منبرشان را جوري گذاشته بودند که روبه روي ضريح بود. ده دقيقه يک ربع قبل از درس، مطالب شيريني مي گفتند.
🔸يك بار اين قضيه را گفتند که:
▪️پدر من آسيد محمود، فاضل بود و مدتي سعي و اهتمام کرد برای اينكه راجع به حضرت فاطمه عليهاالسلام دو مسأله را روشن كند؛
1⃣يكي اينكه زمان شهادت فاطمه زهرا عليهاالسلام كي است؟ آيا هفتاد و پنجم است يا نود و پنجم بعد از شهادت رسول خدا صلی الله علیه و آله؟
2⃣و يكي اينكه قبر حضرت زهرا عليهاالسلام كجاست؟
🔹مدتي شروع مي كند در كتاب ها گشتن؛ ولی دستش به جايي بند نمي شود. حتي مي فرستد كتاب هايي را خيلي با سختي از مصر برايش بياورند. ايشان، كتاب هاي تاريخي را دنبال كرده بود كه اين دو ابهام را از تاريخ بردارد. خيلي تحقيق مي كند؛ ولی دستش به جايي نمي رسد و دلش آرام نمي گيرد.
🔸مدتي، ديگر كتاب ها و تحقيقات را ميگذارد كنار و از باب توسل وارد مي شود. این سید، گريه و زاري و توسل می کند كه من مي خواهم اين دو مسأله برايم روشن شود.
▫️شش ماه، توسلش شبانه روز طول مي كشد، تا اينكه يک شب امام صادق عليهالسلام را در خواب مي بيند.
حضرت صادق عليهالسلام به او مي فرمايند:
«آسيد محمود! بيهوده خود را به زحمت مينداز. بگذار مردم بپرسند كه چرا بايد قبر بلال حبشی مشخص باشد؛ ولي قبر دختر پيغمبر مشخص نباشد؟ خداوند، جاه و جلال و جبروت فاطمه زهرا سلام الله علیها را به فاطمه معصومه عليهاالسلام داده است. هر چه ميخواهی از او بخواه»
▪️يادم هست آقاي مرعشي مي فرمودند: «اين كلمه جبروت در غير خداوند متعال گفته نشده؛ ولي در خواب، امام صادق عليهالسلام به پدر من، گفتند: جاه و جلال و جبروت...».
🔹آقاي مرعشي مي گفتند:
«پدر من ديگر بعد از آن، اهتمامش به زيارت حضرت معصومه عليهاالسلام خيلي بيشتر شده بود».
#حضرت_معصومه #دهه_کرامت #حضرت_زهرا
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
با مَدرس مبلغین دست پر باش👇
🛄 @madrasemobaleqin
#حضرت_معصومه #آیت_الله_مرعشی_نجفی
🔻یک عرض سلام و یک التماس خدمت حضرت معصومه باید داشت. در دنیا چنین چیزی نیست، خانمی به این باب الحوائجی، به این لطافت، به این جایگاه، به این مقام، به این معنویت، به این سریع الإجابه بودن.
🔸درس آقای مرعشی می رفتیم سال های آخر، چهار پنج سال آخر. خدا رحمت کند این بزرگوار یاد حضرت معصومه را می کرد، اشک از چشم او می پاشید، می گفت شما ها نمی دانید زیر سایۀ چه کسی هستید و سر سفرۀ چه کسی هستید.
🔹خود آیت الله مرعشی می فرمودند می خواستم دخترم را شوهر بدهم، ولی جهیزیه او جور نشده بود، میگفت یک روز به حرم رفتم و شروع کردم با حضرت معصومه دعوا کردن و گفتم: ما این جا در پناه شما آمدیم. می گفت به خانه آمدم، حضرت معصومه را در خواب دیدم، ایشان فرمود: ما کجا برای شما کم گذاشتیم؟ گفت: اتفاقاً در باز شد و وسایل جور شد و همۀ کارها حل شد؛ ولی حضرت فرمود: ما کجا برای شما کم گذاشتیم؟
(حضرت استاد حاج شیخ جعفر ناصری)
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
با مَدرس مبلغین دست پر باش 👇
🛄 @madrasemobaleqin