اینکه با چشمای خودت میبینی اون به شدت بهت نیاز داره و منتظرته ولی تو نمیتونی بهش برسی و براش کافی نیستی باعث میشه قسمتهای عظیمی از مغزت آتیش بگیره.
I wish that you would stay in my memories(:
But you show up today, just to ruin things.
I wanna put you in the past ’cause I’m traumatized
But you’re not letting me do that, ’cause tonight;
واقعا تأسفآوره.
هنوز یه هفته نشده که بهتر شدم و الان باز مریض شدم و این اصلا منطقی نیست یونو؟