VerilVeril-Paeiz.mp3
زمان:
حجم:
11.5M
برگشت ِخوشحالی ، برگشت ِرفیق ، برگشت ِآدمای ِخوب ِقدیمی ِزندگی (قبل از فهمیدن و دیدن ِذات واقعی ِآنها) ، و در آخر آرزویی برای برگشت ِگذشته و جبران ِنابود شدن ِتمام ِآرزو های ِزندگیِمان که ناخواسته خاك شده اند و می شوند و به امید خاك شدن خودمان به همراه خاکستر های آرزوهای دفن شده
شمع میسوزد و پروانهٔ نگران، اما ما بیخبر از پروانهٔایم، تنها با شعلهی ِدل ِخود میسوزیم. نه نگاهی ما را میبیند، و نه دستی برای خاموش کردن ِآتش ِقَلبِمان میگذارند. دل ما، مانند چراغی است بیپناه در شبِ بیانتها، که میسوزیم ُشاید، برای روشن کردن راه ِفردی که هرگز نخواهد آمد، میسوزیم تا یادمان بماند زندهایم، حتی اگر هیچ نگاهی، هیچ صدایی، نگرانِ ما نباشد. تا شاید در این سوختن، معنا یابیم.
و در انتظار که پروانهٔ خود ِدل ِماست که جرأت پرواز ندارد.
هدایت شده از ویلوبی'
من بسیار آدم «پیام نداد حتما نمیخواد در ارتباط باشیم، پس منم مزاحمش نمیشم»ای هستم.