-مغموم-
پدیدآمدنمغموم! مغمومی در کار نبود فقط کافه حنیفایی بود با مالکیت ضُحا گذشت جند مدتی در کافه ی او س
مبارک باشه یک ساله شدن رفاقتتون🫠
[ مغموم ]
اندوهگین و غصهدار ؛ در بعضی از تعریفها به معنی اندوه پس از رفتن شخص عزیزی .
هدایت شده از 🇱🇧🇮🇷ابوالعاد
در تولد يک سالگی پسرش نوشت:
پسرم: يک بهار، يک تابستان، يک پاييز
و يک زمستان را ديدی
زين پس همه چيز تکراريست
جز محبت و مهربانی
_ نیما یوشیج
چهار سال پیش همین موقعها بود داشتیم چیپس و پفکا رو با وایتکس میشستیم و مامانمونم تو قابلمه نون میپخت