[ مغموم ]
اندوهگین و غصهدار ؛ در بعضی از تعریفها به معنی اندوه پس از رفتن شخص عزیزی .
هدایت شده از 🇱🇧🇮🇷ابوالعاد
در تولد يک سالگی پسرش نوشت:
پسرم: يک بهار، يک تابستان، يک پاييز
و يک زمستان را ديدی
زين پس همه چيز تکراريست
جز محبت و مهربانی
_ نیما یوشیج
چهار سال پیش همین موقعها بود داشتیم چیپس و پفکا رو با وایتکس میشستیم و مامانمونم تو قابلمه نون میپخت
گفته بودی تا اَبَد پیشَت، کِنارَت، با تواَم...
کِی اَبَد آمد که تو رفتی و من تنها شدم؟!
هدایت شده از 𝑐𝑎𝑓𝑒 ℎ𝑎𝑛𝑖𝑓𝑎
تا پیامک میدهم چیزی نمیگوید ولی؛
روز و شب چت با فلانی و فلانی میکند!
ادعای قطعیِ نت میکُنَد اما مرا
بازدیدِ آخَرَش دارد روانی میکند . . .