-مغموم-
مداح مدح تو میگفت و من زیرلب قربان صدقهات میرفتم .
[ و باز همان جملهی معروف که :
اجلس روضة العباس احلی من عسل ]
هدایت شده از قهوه ی سرد آقایِ نویسنده
زن ها هیچ وقت عاشق زیبایی شما نمی شوند
آنچه یک زن را مبتلا می کند،امنیتی هست که در شانه های مردانه پیدا می شود...
همراهت میآیم تا آخرِ راه و هیچ نمیپرسم هرگز؛
با تو اول کجاست، با تو آخر کجاست..
-عباس معروفی
من به میلِ خود به پایت سر نهادم، جان بخواه
جان به قربانت! چرا این پا و آن پا میکنی؟!