حقوق مردم در نگاه امیرالمومنین علی ع
مقدمهی اول
✍🏻انسان همان موجودی است که آفرینش وی در زیباترین شکل ممکن صورت پذیرفته [1]و خداوند خود را نسبت به چنین آفرینشی تحسین نموده،[2]و بر همین اساس جایگاه شایسته و والای او را مورد تأکید قرار داده است:
و لَقَد کرّمنا بَنی آدَمَ وَ حَملناهُم فی البرّ و البحر و رزقناهم من الطیّبات و فضّلناهم علی کثیرٍ ممّن خلقنا تفضیلاً.[3]بنابراین تنها انسان است که تاج کرامت بر سر او نهاده شده، برتری او در جهان به روشنی اعلام گردیده و آنچه در آسمان و زمین است با اراده خداوندی در قبضه وی (انسان) قرار گرفته است.[4]
در این نگرش الهی بر خلقت انسان که سه محور آفرینش ویژه، جایگاه ویژه و اقتدار ویژه این موجود مورد توجه قرار می گیرد، برخورداری از حقوق ویژه نیز امری طبیعی بوده به گونه ای که بدون آن، ویژگیهای سه گانه فوق معنا و مفهومی نخواهند داشت. به تعبیر دقیق تر، رابطه مستقیمی میان گستره تواناییها و استعداد انسان با گستره و دامنه حقوق وی وجود دارد. به هر میزانی که استعداد خدادادی این موجود بیشتر باشد دامنه استحقاق او نیز گسترده تر خواهد بود.
1.لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم، سوره تین، آیه 4.
2 فتبارک الله احسن الخالقین، سوره مؤمنون، آیه 14.
3 سوره اسراء، آیه 70.
4 سخّر لکم ما فی السموات و ما فی الارض، سوره لقمان، آیه 20.
#انشاءاللهادامهدارد.
کانالمهدویتبصیرت
@mah_daviat313
مهدویت_بصیرت
حقوق مردم در نگاه امیرالمومنین علی ع مقدمهی اول ✍🏻انسان همان موجودی است که آفرینش وی در زیباترین ش
حقوق مردم در نگاه امیرالمومنین علی ع
مقدمهی دوم
✍🏻 انسان از گذشته های دور تا به امروز در پی شناسایی حقوق خویش و در جهت تأمین و تضمین آن، همواره قربانی داده است. پرداخت هزینه های سنگین در این راه به تدریج جامعه بشری را به سوی تنظیم و تدوین حقوق بشر هدایت نمود. اعلامیه های حقوق که سابقه تدوین برخی از آنها به قرنها قبل بازمی گردد نمونه ای از تلاش انسان در این راستا می باشد.
صدور فرمان منشور کبیر (1215م) در انگلستان، اعلامیه استقلال امریکا (1776م)، اعلامیه حقوق بشر و شهروندان فرانسه (1789م)، اعلامیه جهانی حقوق بشر (1948م) پس از جنگ جهانی دوم و تدوین و تصویب میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سال 1966م در جهت اجرای اعلامیه جهانی حقوق بشر و بالاخره اعلامیه اسلامی حقوق بشر مصوب 14 محرم 1411 قمری مطابق با 5 اوت 1990 میلادی در قاهره، از جمله گامهایی است که در این زمینه برداشته شده است. علاوه بر اعلامیه های یاد شده، امروزه در قوانین اساسی بیشتر کشورهای جهان به اصول اساسی حقوق بشر اعتراف می گردد. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز در فصل سوم، اصول 19 تا 42 بر حقوق مردم تأکید ورزیده است.
#انشاءاللهادامهدارد...
کانالمهدویتبصیرت
@mah_daviat313
مهدویت_بصیرت
حقوق مردم در نگاه امیرالمومنین علی ع مقدمهی دوم ✍🏻 انسان از گذشته های دور تا به امروز در پی شناسای
حقوقمردمدرنگاه امیرالمومنین علی. ع
مقدمه یسوم
✍🏻 بیشترین صدمات وارده بر حقوق بشر از سوی صاحبان قدرت بوده است. از طرفی از آنجا که قدرت در دست دولت قرار دارد، تضمین حقوق مردم که نیازمند به پشتوانه قدرت است با اراده دولتها امکان پذیر خواهد بود. به همین جهت در دنیای مدرن، دولت و دولتمردان با برخورداری از ابزار قدرت و امکان تهدید یا تضمین حقوق مردم، مخاطبان اصلی اعلامیه های حقوق می باشند. از آنجا که عدم مهار قدرت، تعرض به حقوق انسانها را به دنبال خواهد داشت همه تلاش اندیمشندان و حقوقدانان بر این بوده است که با تحدید قدرت دولت، حقوق و آزادیهای ملت تضمین شود.
با توجه به نکته فوق محور اصلی بحث از حقوق مردم، حقوقی است که جنبه عمومی دارد و ناظر بر رابطه مردم با دولت می باشد.
#انشاءاللهادامهدارد...
کانالمهدویتبصیرت
@mah_daviat313
مهدویت_بصیرت
حقوقمردمدرنگاه امیرالمومنین علی. ع مقدمه یسوم ✍🏻 بیشترین صدمات وارده بر حقوق بشر از سوی صاحبان ق
حقوقمردمدرنگاهامیرالمومنینعلیع_مقدمهیچهارم
✍🏻 حقوق بشر در یک تقسیم بندی به حقوق طبیعی و ذاتی و حقوق اکتسابی تقسیم می گردد. حقوق طبیعی، حقوقی است که هر انسانی بدون توجه به تمایزات ظاهری، اقلیمی، نژادی و اعتقادی دارا می باشد، یعنی امتیازاتی که ذاتاً هر انسانی شایسته برخورداری از آنها خواهد بود. بدیهی است که انسانها در پرتو بکارگیری تواناییها و در سایه فداکاری، فعالیت و تلاش خویش می توانند واجد قابلیتهایی گردند که آنان را در تصدی مشاغل و مسؤولیتهای خاصی، مُحِقّ می گرداند. این مزایا را باید جزو حقوق اکتسابی افراد به حساب آورد. به عبارت دیگر، هر انسانی اولاً و بالذّات از حقوق طبیعی متمتعّ می گردد و ثانیاً و بالعرض از حقوق اکتسابی.
وجود پاره ای تفاوتها در نظام حقوقی اسلام در چارچوب حقوق اکتسابی می تواند مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. بسیاری از خرده گیریها نسبت به حقوق اسلام، ناشی از عدم توجه به مرزبندی فوق می باشد. اعمال و رفتار انسانها می تواند پاره ای از محرومیتها را به دنبال داشته باشد همان گونه که می تواند زمینه ساز امتیازات ویژه گردد. به دیگر سخن، رفتار افراد در برخی موارد در میزان حقوق طبیعی آنان تأثیر مثبت یا منفی می گذارد.
از طرفی حق و تکلیف دو مقوله مرتبط با یکدیگر و غیر قابل انفکاکند. این اصل پذیرفته شده حقوقی در بیان مولای متقیان به زیبایی تمام مطرح شده است که حق لا یجری لِاَحِدٍ الّا جَری علیه و لا یَجری علیه الّا جَری له.[5] بر این اساس هر حقی همراه تکلیفی زاده می شود و برخورداری انسان از هر امتیازی موجب پدیداری مسؤولیت و وظیفه ای است. انسان مُحِقّ، انسانِ مکلّف نیز می باشد. ذی حق بودن یکسویه تنها از آنِ خداوند است.[6] توجه به این مهم از آن جهت حائز اهمیت است که اعتراف به حقوق طبیعی و ذاتی انسان با عنایت به تکالیف متوجه به او لازم است مورد ارزیابی قرار گیرد و از این جهت فرقی میان انسان مدرن با انسان سنتی نیست؛ انسان مدرن که خود را مُحِقّ می داند به هر میزانی که از حقوق بهره مند می گردد نسبت به تکالیف خویش نیز باید گردن نهد؛ در غیر این صورت چه بسا از بخشی از حقوق طبیعی محروم گردد. مکاتب حقوقی غیر الهی این تکالیف را تنها در رابطه انسانها با یکدیگر مورد توجه قرار داده اند. در نظام حقوقی اسلام علاوه بر آن، انسان در رابطه با خدای خویش، تکالیفی دارد. انجام ندادن این تکالیف بازتابهایی در حقوق وی خواهد داشت.
#انشاءاللهادامهدارد...
کانالمهدویتبصیرت
@mah_daviat313
مهدویت_بصیرت
✅ پرسش و پاسخ از آیت الله خوشوقت 🔹 جبر و اختیار (6) س: آیا هر کس که به دنیا می آید، از همان ابتد
✅ پرسش و پاسخ از آیت الله خوشوقت
🔹 جبر و اختیار (7)
س: چرا گاهی دیده می شود بعضی از هر راهی که می روند و هر کاری که می کنند، بالاخره خدا جلو آن ها را می گیرد و به راه خیر می کشاند؟
ج: نه؛ چه کسی جلو آن ها را گرفته؟ همه آزادند؛ منتهی خوب ها چون خوب هستند، کار خیر می کنند و خدا می بیند که آن ها پاکند و نیتشان خیر و تقواست، لذا به آن ها کمک می کند و به آن ها توفیق می دهد. بدها هم آزاد هستند و خدا به آن ها می رساند. انسان بد هم اگر دلش بخواهد، به حرف خدا گوش می دهد و اگر دلش نخواهد، گوش نمی دهد. خدا کسی را نمی گیرد که برگرداند؛ نه خوب را و نه بد را. در هر دو، کاری می کند که به خیر و خوبی دعوت شوند؛ هم انسان بد و هم انسان خوب؛ منتهی خوب استفاده می کند؛ می پذیرد؛ تبعیت می کند و تقوا پیشه می کند و در مقابل، خدای متعال هم به او کمک می کند. انسان بد هم همین طور. خدا به او نشان می دهد ولی او نمی پسندد و خدا از او می گیرد.
بنابراین برنامه ی خوب در معرض همه قرار می گیرد. خط هدایت، خودش را به همه عرضه می کند. خوب ها می پذیرند و قدردانی می کنند و عمل می کنند و جلو می روند. بدها هم قدردانی نمی کنند و وقتی خدا به آن ها نشان داد، آن را برمی گرداند. او به جای تابلو خدا تابلو دیگری را می گیرد و می زند.
س: بعضی دست به هر گناهی می زنند و به طرف هر گناهی می روند، جور نمی شود؟
ج: نه؛ چنین آدمی که اهل همه جور گناه باشد و به طرف هر گناهی برود و نشود، نداریم.
س: آیا او زمینه هایی ندارد؟
ج: نه؛ گاهی ممکن است موانعی پیش آید و الّا کسانی که این طور هستند، اغلب گناهانی را که می خواهند انجام دهند، خدا جلو اراده ی آن ها را نمی گیرد. انسان آزاد است. وقتی آزاد شد می تواند به هر طرف برود، مگر اینکه نتواند؛ مثل آدم بی پول که خیلی از گناهانی را که پول زیاد می خواهد، نمی تواند انجام دهد. این برای آن نیست که خدا نمی گذارد. این گناه، پول می خواهد که او ندارد. امکاناتی می خواهد که او ندارد. خیلی از بی پول ها هستند که دلشان می خواهد گناهانی را که دیگران می کنند، مرتکب شوند، اما پول و وسیله ندارند. ولی هر کس وسیله ی گناهش فراهم شد، خدا جلو او را نمی گیرد. اگر می گرفت که این همه گناه انجام نمی شد.
همه ی گناهکاران به مقدار زیادی از گناهانی که می خواهند، دسترسی پیدا می کنند و خدا جلو آن ها را اجباراً نمی گیرد، ولی نسبت به همه ی گناهانی که آن ها می خواهند انجام دهند، امکانات کم است و کافی نیست. اگر امکانات کافی بود، صد درصد می خواستند انجام شود.
خوب ها هم همین جور هستند. خوب ها هم خیلی از کارها را می خواهند انجام بدهند، ولی امکان ندارد. یک فقیر متدین می خواهد در یک شهر یک بیمارستان بسازد، اما ندارد. این مسأله ی مهمی است. انسان در بعضی جاها امکانات ندارد. این طور نیست که هر کس نیت خیر داشته باشد، خدا تمام مقدمات و امکانات را در اختیارش بگذارد و این طور هم نیست که اهل معصیت هم که می خواهند همه جور معصیت انجام دهند، خدا جلو آن ها را بگیرد. خدا جلو همه را باز می گذارد؛ منتهی شرائطی می خواهد که همه ندارند. خیلی از گناهان، مخصوص آدم های درشت است و کار این بیچاره ها نیست و این ها فقط افسوس می خورند.
س: آیا این افسوس برای آن ها ضرر دارد؟
ج: بله؛ انسان را آماده تر می کند تا هر وقت اسباب فراهم شد، به طرف گناه بپرد. این علاقه متمرکز می شود و وقتی فراهم شد، شیرجه می رود.
#انشاءاللهادامهدارد ...
📚 آثار بندگی، آیت اللهخوشوقت
🏝تلاش در راه تبیین
| جایی برای نـزدیکشدن بـه آفـتـابولایـت🌤
با فوروارد مطالب ونشرلینک میتوانید
در این راه مارا حمایت بفرمایید
#کانالمهدویت_بصیرت
@mah_daviat313
مهدویت_بصیرت
امام؛وفاداربهما «يا مَن هو فی عَهده وَفیّ». 🌅«وفیّ» كسی است كه كار خود را تمام و کمال انجام میدهد
#مهدویت_بصیرت
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ ٱلشَّیْطَانِ ٱلرَّجِیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
مکیالالمکارم، جلد اول، باب رابع:
"إِسْتِجَابَةُ دُعَائِنَا بِبَرَکَةِ وُجُودِه"
یعنی یکی از جهاتی که موجب میشود که ما برای وجود مقدس امام زمان ارواحنافداه دعا کنیم و به دعا کردن برای آن حضرت اهمیت دهیم، این است که نه تنها دعای ما، بلکه دعای هر مخلوقی به برکت وجود آن حضرت و آباء گرامش مستجاب میشود.
💥زیرا خداوند متعال به برکت وجود مبارک آن حضرت، به ما توجه میکند و حاجتهایمان را برآورده و دعایمان را مستجاب میکند؛ پس ما از این جهت مدیون حضرت هستیم و این مدیونیت، اقتضا میکند در پاسخ به این محبت پدرانه، ما هم برای وجود مبارک ایشان و جهت تعجیل فرج ایشان دعا کنیم.
✍🏻توضیحاتش از جهت معرفتی این است:
🌤یکمطلب اینکه بهطور کلی خدای تبارک و تعالی به برکت وجود مقدس امام علیهالسّلام به عالَم توجه میکند.
✔️یعنی اگر خداوند به مخلوقی توجهی کند، به برکت وجود نازنین اهل بیت عصمت و طهارت و حجت خداست که در حدیث کساء بهطور واضح بیان شده که:
"إِنِّی مَا خَلَقْتُ سَمَاءً مَبْنِیَّةً... اِلاَّ فِی مَحَبَّةِ هَؤُلاءِ الْخَمْسَةِ؛
: من هیچ چیز را نیافریدم... مگر بهخاطر محبت این پنج تن".
عامهاگر معاند نباشند، میپذیرند که خداوند به برکت اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسّلام دعا را مستجاب میکند یا خداوند به محبتِ آنها عالم را آفریده چون در احادیثِ آنها هم نقل شده ولی اگر خواستارِ این شوند که به چه استدلالی، از کدام آیه قرآن شما میتوانید اثبات کنید که خداوند به برکت پنج تن آل عبا علیهمالسّلام مخلوقات را آفریده؟
به کدام جهت، به کدام دلیل، کدام آیه؟
#پاسخ:
«آیه تطهیر».
همان آیهای که در حدیث کساء نازل شده.
البته این مطلب از خود «حدیث کساء» و نزول «آیهٔ تطهیر» در شأنِ پنج تن استنباط میشود.
اهل تسنن بالاتفاق، قبول دارند که «آیه ی تطهیر» در قضیه حدیث کساء و در شأن اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسّلام نازل شده است و در کتاب ارزشمند «موسوعة الامامة فی نصوص اهل السُنَّة» که حاصل یک عمر تتبع و زحمت مرحوم آقای مرعشی نجفی (رضوان الله علیه) از کتب اهل تسنن است و در مجموعه بیست جلدی آن هیچ حدیثی از شیعه نقل نشده و تمام احادیث این بیست جلد قطور از کتب اهل سنت میباشد،،،
💥 در ذیل آیه ٣٣ سورهٔ مبارکه احزاب(همین آیه تطهیر) بیش از ٢۵٠ مصدر از کتب اهل سنت را میتوان ملاحظه نمود که نزول آیه تطهیر را در شأن پنج تن میدانند.
بنابراین همه(شیعه وسنی) قبول دارند که آیه ی تطهیر تمام رجس و پلیدی ها را از اهل بیت علیهم السلام مُبَرا دانسته و آنان را محور بود و نبود آفرينش قرار داده است؛ زیرا کسی از آنان به خدا مقربتر و دوست داشتنی تر نیست و بخاطر فضیلت «تطهیر مطلقی»(پاکی از هر پلیدی و جهالت و اشتباهی) که آنان دارند، همهی خلایق حول محور آنان شرف وجود پیدا میکنند چراکه با طهارت و قداست آنان است که زندگی مخلوقات معنا پیدا میکند و اگر آنان نباشند، وجود مخلوقات دیگر بی محتوا و بی ارزش خواهد شد مانند آنکه صندوقچهی جواهر را بسازیم اما جواهری در آن قرار ندهیم و این کار از نظر عُقَلا غلط و عبث خواهد بود.
#انشاءاللهادامهدارد...
#ثوابنشرمطالبهدیهبهحضرتحجتعج🌤
#ممنونکهبانشرلینکماراحمایتمیکنید
#مهدویت_بصیرت
🆔 @mah_daviat313