مَهدآ
اگه امسال قسمتم نشه؛ بهمعنای واقعیِ کلمه دِق میکنم
به جز پستای اربعین
انگار دیگه انگشتم سمت هیچ پست دیگهای نمیره که بفرستم🥀
چون امکانش هست که من نَرم کربلا😭
همین الان ۵ تا صلوات بفرستید
برای کسایی که دوست دارن برن کربلا و امکان نرفتنشون هست😔
انشاءالله قسمت همگی✨😭
#فووووور
مَهدآ
🔸نماهنگ نحن المقاومون #ابوذر_روحی #نوای_دلنشین @mahda_72
نیازمندیها:
نماز جماعت در قدس به امامت رهبر
معظم و معزز انقلاب اسلامی
"سید علی حسینی خامنهای" روحی و
ارواحنا فداه♥️
حسین طاهریSardarSalam-HosseynTaheri.mp3
زمان:
حجم:
7.9M
سردار سلام
با نوای کربلایی حسین طاهری
#نوای_دلنشین
مَهدآ
سردار سلام با نوای کربلایی حسین طاهری #نوای_دلنشین
هروقت این رو گوش میدم، یادِ پارسال میوفتم که برای بارِ دوم نصیبم شد و رفتم کرمان؛🕊
بارِ اول که رفتم فقط یک زائر معمولی بودم بین اون اجتماع چند هزاااار نفریِ دختران حاج قاسم؛ اما دفعهی دوم همه چیز متفاوت بود...
من رو خیلیها میشناختن و خادم شده بودم؛ توی پوستِ خودم نمیگنجیدم و روی ابر ها بودم. این همه تغییر....
شده بودم خادمِ زنجیرهی اول؛ یعنی وقتی از مصلی نماز جمعهی کرمان راه میافتادیم به سمت خونهی حاج قاسم، ما خادمین زنجیرهی اول دست همو میگرفتیم و نمیذاشتیم کسی از خیابون اصلیِ مشخص شده خارج بشه؛ عملا کنترلگرِ اون جمعیت چندین هزار نفری بودیم. وقتی برمیگشتیم، بارون گرفته بود....
این صوت رو پخش میکردن و ماشین صوت جلوی ما حرکت میکرد. خادمین در بین جمعیت گُم شده بودن. فقط من بودم و ۲_۳ نفر دیگه و ۷_۸ هزااااار نفر که باید کنترل میکردیم!
یه جایی واقعا کَم آوردم...
خسته شده بودم از جمعیتِ چندین هزار نفریای که به حرفامون برای بهتر پیش رفتن سفر گوش نمیدادن!
توی بارون، چوبپرم رو گذاشتم رو زمین و نشستم کنار یک جدول؛ آسمون داشت فریاد میزد و عقدههای خودش رو با رعد و برق روی سرِ ما خالی میکرد
دستامو گذاشتم رو سرم و بغضم ترکید؛ بغضی که ناشی از نداشتن سردار بود؛ ناشی از غمِ مخفیِ روی قلبِ رهبرم بود؛ ناشی از آدمکُش هایی بود که چندیین هزار نفر رو هر روووز تو فلسطین اشغالی میکُشت؛ ناشی از درد و رنج اسلام بود؛
بارون میومد و اشکای من پیدا نبود
گفتم یاابنالحسن جانم؛
میشه کُمکمون کنی؟!
میشه کسایی مثل سردار رو الگو و راهنمامون قرار بدی؟!
میشه دعا کنین برای اُمَتِتون؟!
آقاجون میشه ما رو هم توی لشکرتون راه بدید؟!
و الان میبینم انگار داره گریه های اونروزم تبدیل به گلوله میشه توی قلبِ دشمن
خونِ شهدامون بُمبی شده روی آوار های اسرائیل...
اول حاج قاسم
بعد شهید رئیسی و امیرعبداللهیان
و حالا هم اسماعیل هنیه...
ما انتقام مهمان خود را خواهیم گرفت...
پن: تایپ شده با اشک
مَهدآ
هروقت این رو گوش میدم، یادِ پارسال میوفتم که برای بارِ دوم نصیبم شد و رفتم کرمان؛🕊 بارِ اول که رفتم
یکم طولانیه؛
اما ارزش خوندن داره
چون از تهِ دلم تایپش کردم🥀