🔰 تأملات انتقادی پیرامون ندیدن عظمت ایران اسلامی
داود مهدوی زادگان
استاد ادبیات فارسی در یکی از درس گفتارهایش درباره نسبت ما با علوم انسانی مطالبی را بیان کرده است که در اینجا گزیده ای از آن مطالب را در می آوریم و تأملی در آن می کنیم:
👇👇👇
" ما در علوم انسانی صفریم، صفر! مثل کفِ دستِ من. ما باید در این زمینه کار کنیم و این خیلی مهم است...
ما به دولت کاری نداریم.
ببیند، دولت آمده مثلاً توی کدکن ما شعبهٔ دانشگاه آزاد باز میکند. در آنجا مثلاً آمده دکترای فلسفهٔ کانت میدهد؛ حالا مسخره میکنم من این را، دارم مثال میزنم. ولی عملاً همینطور است. آخر کجا؟ با کدام استادت تو داری کانت درس میدهی؟! تو میدانی اصلاً کانت یعنی چی؟! استادِ کانت ایرونی یعنی کی؟....
ما در علوم انسانی بسیار وضع بدی داریم. خیلی فقیریم....
هی مرتب فراخوان، هی فراخوان. میگویند از الان تا ۱۵ روز دیگر برای تَنقیحُالمَناظرِ ابن هیثم مقاله بدهید. مثلاً یک خانمِ خانهداری که آشپزیاش را کرده و بچّهاش را شیر داده است، میگوید چه عیبی دارد من هم در این فراخوان شرکت میکنم. میرود آنجا چایی میخورد، مینشیند و در کنگرهٔ تنقیحُالمناظرِ ابن هیثم هم شرکت میکند. آخر تو اسم ابن هیثم را کِی شنیدی؟!
کدام متخصص؟! ما الان یک آدمی که شفا را تدریس کند نداریم؛ بیخود میگویند. یک آدمی که تمام شفا را بتواند درس بدهد نیست؛ بیخود میگویند.
یک قسمت خاصّی از الهیات را فقط توی حوزهٔ حرّافی و انشانویسی و اینهاست. کسی که از عهدهٔ تمام شفا بربیاید وجود ندارد....
دولت باید از این توسعهٔ عناوین علوم انسانی جلوگیری کند. همهٔ دانشگاهها نباید همهٔ رشتهها را داشته باشند....
میآیند در کوچکترین روستاها دکتری فلسفه میدهند. در همهٔ رشتهها استاد دارند. این یعنی کشک!
@horqlia
#وضعیت_علوم_انسانی "
⁉️ تأملات انتقادی:
1. تردیدی در وضعیت بحرانی علوم انسانی در ایران و جهان نیست. شاید بهترین موقعیتی که می تواتست این بحران را معلوم کند، ایام شیوع ویروس کرونا بود. متأسّفانه علوم انسانی به مانند علوم پزشکی برای مقابله با مرگ و میرهای گسترده اپیدمی کرونا دستور العمل نداشت. در آن ایام معلوم گشت که دست علوم انسانی در شرایط بحران زا خالی است.
2. گفته های این استاد برجسته ادبیات فارسی را دلیل برتری اسلام سیاسی در امر توسعه و ترقی می دانم. این گفته نشان می دهد که اسلام سیاسی در امر توسعه و ترقی موفق عمل کرده است. زمانی - در دوران مشروطه و بعد آن - جامعه دینی و بویژه روحانیت را با این تهمت، شماتت می کردند که با اندیشه مدرن و مظاهر پیشرفت مخالف است؛ می گفتند روحانیت با آب لوله کشی و چراغ برق و بلند گو مخالف است. اما امروز به برکت ج. ا در مناطق محروم دروس دانشگاهی کانت شناسی برگزار می شود ولی استاد غرب خوانده با برگزاری چنین دروسی مخالفت می کند. آیا به راستی جمهوری اسلامی با مهیا کردن چنین ظرفیتی برای تعلیم اندیشه فلسفی مدرن، کار بدی کرده است که جا برای به سخره گرفتن آن باشد؟ اینجا اشکال بر آن اساتید غربگرایی است که قادر به بهرهبرداری از این ظرفیت نیستند. این ناتوانی منسوب به آنان است و نه کلیت دانشگاه ایرانی. این قدرت علمی اسلام سیاسی است که برای رقیب خود فرصت جولان می دهد.
3. وقتی خانم خانه داری علاقمند به شرکت در فرا خوان علمی می شود، باید این کار را به فال نیک گرفت. این نشانه خوب بودن حال مردم ایران بویژه زنان ایرانی است. این اتفاق بیانگر رواج روحیه علمی در جامعه ایرانی بعد انقلاب است. چرا باید چنین روحیه ای را به سخره گرفت.
فرضاً که این خانم خانه دار اسم ابن هیثم را نشنیده باشد. خب در این کنگره با ابن هیثم آشنا می شود حالا عیب و اشکالش چیست. نگارنده پانزده سال داشتم که در مراسم چهلم مرحوم علامه طباطبایی ره که در تالار وحدت با حضور اساتید به نامی چون مرحوم علامه جعفری ره و دکتر اعوانی برگزار شده بود، شرکت کردم. چقدر هم از آن جلسه لذت بردم. هیچ خجالت هم نکشیدم. اما نکته اینجا است که بدانیم دیگر آن آخوند سنتی نیست که بگوید خانم خانه دار را چه به شرکت در فراخوان کنگره علمی. حالا این اتفاق در ایران انقلابی را مقایسه کنید با ممنوعیت ورود دختران در دانشگاههای افغانستان.
ادامه متن:
👇👇