<💔✨>
-خـودِ مـن بدرقـه ات کردم عزیـــ🖤ـــــزم
-خـودم بند های پوتیـنٺ را بستم :)
-همونجا فهمیدم شهـــــ🥀ـــــید میشی
کھ ظـرف آب افتاد از دســتم . . .
#شہیدانہ♥️
#بریدهایازڪٺابــ📚
·٠•●@Mahepenhanamm●•٠·
[°•💚☁️•°]
با ابراهیم از ورزش صحبت می کردیم. می گفت: وقتی برای ورزش یا مسابقات کشتی می رفتم، همیشه با وضو بودم.
همیشه هم قبل از مسابقات کشتی دو رکعت نماز می خواندم… دو رکعت نماز مستحبی! از خدا می خواستم یک وقت تو مسابقه، حال کسی را نگیرم!
ابراهیم به هیچ وجه گرد گناه نمی چرخید. برای همین الگوئی برای تمام دوستان بود.
هنوز متوجه حضور من نشده بود. با تعجب دیدم هر چند لحظه سوزنی را به پشت پلک چشمش می زند! گفتم: چه کار می کنی داش ابرام!…
مثل آدم هایی که بغض کرده اند گفت: سزای چشمی که به نامحرم بیفته همینه.
کتاب⇦سلام بر ابراهیم🦋
#بریدهایازڪٺابــ📚
#شہیدانہ♥️
○°•___☁️💚___•°○
@Mahepenhanamm