➣
🌷آیت الله تقـــــوایی:
در #مخالفتنفس نگویید این کار
کوچک است اگر می توتید حتــما
جــلوی آن را بگیرید.
دنبال #حــرام به هیچ وجه نروید
شـیطان از یک دریجه کوچک وارد
مـیشود ولی کارهای بــزرگ انجام
می دهـــــد.
╭—═━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━═
@mahfeleemamreza
╰═—━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━—═╯
🔴#خود_ارضایی، عوارض و درمان
#عوارض_جسمی خودارضایی:
ضعف عصبی، زودانزالی، عقیم شدن، تورم کانال نطفه، کمر درد، ضعف استخوان، درد مفاصل و قوس کمر، کمخونی، بیحالی و ضعف قوای جسمی، ضعف بینایی و شنوایی، ضعف مغز و آلزایمر، لرزش غیر اختیاری دست(رعشه)، افزایش خشکی مزاج و غلظت خون، سیاهی و تیرگی زیر چشم، ریزش مو، پیدایش سردرد و سرگیجه، سوت کشیدن گوش، بی اشتهایی
#عوارض_روحی و معنوی خودارضایی:
دوری انسان از خداوند (در دنیا و آخرت از رحمت خداوند محروم می شود) مشکل در روابط بین زن و شوهر بعد از ازدواج به دلیل ناتوانی جنسی و... عدم تمرکز، ضعف حافظه، اضطراب و افسردگی، پرخاشگری، زودرنجی، عدم اعتماد به نفس و ضعف در تصمیم گیری، تنبلی، بدبینی نسبت به دیگران، احساس گناه و عذاب وجدان چرا که این عمل در دین #حرام و از گناهان کبیره است.
#درمان_خودارضایی:
1_ عوامل تحریک جنسی را برطرف کنید دیدن فیلم و عکسهای محرک و...
2_ ورزش روزانه و منظم برای کنترل و تخلیه هیجانات
3_ تغذیه مناسب طبق مزاج
4_ مطالعه و برنامهریزی برای پر کردن اوقات فراغت، چرا که #بیکاری به این مشکل بسیار دامن میزند.
5_ دو ابزار سریع الاثر در طب سنتی برای کنترل میل جنسی وجود دارد که در عین اینکه قوت تن را خاموش نمیکند، بیشفعالی جنسی را برطرف میکند: #حجامت_عام و مصرف #سرکنگبین که مقدار و میزان آن باید طبق تجویز طبیب باشد.
مصرف کاهو سکنجبین نیز قبل از خواب به خواب راحت و کنترل میل کمک میکند.
╭—═━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━═
@mahfeleemamreza
╰═—━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━—═
#حرام_رو_وارد_زندگیت_نکن❗️
هواپیما با #بنزین پرواز میکنه حالا قیر بریزی توش محاله پرواز کنه...
تو شکم بچتون یا خودتون لقمه #حرام که رفت دیگه محاله کاری از دست کسی بربیاد...
استاد قرائتی
╭—═━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━═
@mahfeleemamreza
╰═—━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━—═
#حرام 1
نزدیکهای خونه خودمون شوهرم برام یه مغازه باز کرده بود که از طریق همون خرج خونه رو میدادیم.
۴۲ سالم بود و شوهرم ۴۸ سال شوهرم بنایی میکرد اما بیشتر خرج خونه مون از طریق همین مغازهای بود که من میچرخوندم.
دو تا دختر داشتم که یکیشون ازدواج کرده بود و دختر کوچیکم پشت کنکوری که سخت تلاش میکرد برای رشته وکالت.
همه چیز خوب پیش میرفت و مغازه رو به خوبی میچرخوندم.
معمولا به کسی نسیه نمیدادم چون شوهرم مخالف بود یکی از همسایهها که تازه اومده بودند.
زن بیوه ای بود به اسم ساره که یه پسر داشت .
یه بار اومد مغازه و ازم خواست که یه مانتو شلوار ببره و پولش رو هفته آینده بیاره منم که کلاً نسیه نمیدادم چه برسه اینکه غریبه باشه.
ادامه دارد.
کپی حرام.
#حرام 2
شرمنده سری تکون دادم و گفتم_ خیلی ببخشید ساره خانم اما من نسیه نمیدم. ساره خانم به اصرار گفت_ تو رو خدا زهرا جون من که میگم هفته آینده حقوق شوهر خدابیامرزم رو میگیرم و میام باهات تسویه میکنم.
سرم رو به اطراف تکون دادم و گفتم _
پس همون هفته آینده بیا عزیزم من برات نگهشون میدارم .
ساره کوتاه بیا نبود_ من که دارم بهت میگم میارمش برات.
فرار که نمیکنم! به هر حال همسایهتونم تو عالم همسایگی نمیخوای یه کمک بهم بکنی؟
کلافه جوابشو دادم _ ببین عزیزم منم میدونم یک هفته که زمانی نیست
من براتون نگهشون می دارم هفته آینده اومدین پولو بیارین منم جنسا رو بهتون میدم
صداش پر از بغض شد _ به خدا برای امشب یه مهمونی دارم لباسم همه پاره است لباس درست حسابی ندارم تو رو خدا خواهر بهم رحم کن این لباسارو بهم بده قسم میخورم که هفته آینده برات پولشونو بیارم.
ادامه دارد.
کپی حرام.
#حرام 3
با وجود دونستن حساسیت شوهرم نمیدونم چم شد که دلم برای اون زن سوخت.
حرفاش خیلی ناراحتم کردن برای همین اجناس رو بهش دادم و تا هفته آینده بهش مهلت دادم که پول رو برام بیاره.
شب تو خونه و با شوهرم که حساب کتاب میکردم متوجه موضوع شد و منم گفتم که مجبور شدم.
خیلی عصبی شد و گفت قرارموناین بوده به کسی نسیه ندیم.
اوقتی که از وضعیت ساره گفتم
گفت اشکال نداره اما تا هفته آینده خودت میری ازش میگیری .
یک هفته گذشت سارا خانم اومد اما بازم برای بردن جنس.
بهش گفتم _ ساره خانم قرار بود این هفته تسویه کنین.
سری تکون داد و گفت_ چشم عزیزم خواست شالی رو همراه کیفی ببره که اونا رو هم بزنم به حسابش اما مقاومت کردم و گفتم که باید قبلیا رو تسویه کنه.
ادامه دارد.
کپی حرام.
#حرام 3
با وجود دونستن حساسیت شوهرم نمیدونم چم شد که دلم برای اون زن سوخت.
حرفاش خیلی ناراحتم کردن برای همین اجناس رو بهش دادم و تا هفته آینده بهش مهلت دادم که پول رو برام بیاره.
شب تو خونه و با شوهرم که حساب کتاب میکردم متوجه موضوع شد و منم گفتم که مجبور شدم.
خیلی عصبی شد و گفت قرارموناین بوده به کسی نسیه ندیم.
اوقتی که از وضعیت ساره گفتم
گفت اشکال نداره اما تا هفته آینده خودت میری ازش میگیری .
یک هفته گذشت سارا خانم اومد اما بازم برای بردن جنس.
بهش گفتم _ ساره خانم قرار بود این هفته تسویه کنین.
سری تکون داد و گفت_ چشم عزیزم خواست شالی رو همراه کیفی ببره که اونا رو هم بزنم به حسابش اما مقاومت کردم و گفتم که باید قبلیا رو تسویه کنه.
ادامه دارد.
کپی حرام.
#حرام 4
بازم شروع کرد به قسم خوردن که حتماً پول رو برام میاره اما قبول نکردم و گفتم که امروز نهایتا فردا باید تسویه کنه و از نسیه هم خبری نیست.
ساره با ناراحتی از مغازه بیرون رفت عذاب وجدان گرفتم اما خب منم حق داشتم.
من که هر شب باید به شوهرم حساب پس میدادم الان چطور به این خانم نسیه بدم وقتی که حساب قبلیشم تسویه نکرده!
چند روز گذشت و شوهرم بازم پیگیر شد که ساره حسابش رو تسویه کرده یا نه منم که نمیتونستم دروغ ببابفم برای همین واقعیت رو بهش گفتم .
گفتم که اومده بازم جنس ببره انا مانع شدم و گفتم باید حساب قبلیتم تسویه کنی.
شوهرم خیلی ازم شاکی بود و با داد و بیداد میگفت که دیگه حق نداری به کسی نسیه بدی مال این خانم را هم همونطور که دادی باید ازش بگیری وگرنه مغاره رو تعطیل میکنم.
ادامه دارد.
کپی حرام.
#حرام 5
چند ماه گذشت اما خبری از ساره نبود.
هر بار بهونه میکرد که حقوق شوهرم رو ندادن منم مدام میرفتم جلو خونشون اما بیفایده بود .
شروع میکرد به گریه زاری که پول ندارم.
اونطور که فهمیدم از بیشتر همسایهها قرض گرفته بود.
یه بار یکی از همسایههام پلیسو برد در خونش ساره رو میخواستن ببرن زندان که یکی از همسایههامون مانع شده بود و تعهد داد که ساره پول همه رو پس میده.
ساره هم که فقط گریه میکرد انگار فقط همین کارو بلد بود.
از این و اون قرض کنه آخرشم بزنه زیرش و حاضر نباشه پول کسی رو بده .
یه مدت که گذشت بی خبر از محلمون رفتن.
شوهرم با شنیدن این خبر بدجوری شاکی شد و شروع کرد به کتک زدن من بدبخت .
ادامه دارد.
کپی حرام.