eitaa logo
مَه گُل
617 دنبال‌کننده
7هزار عکس
1.8هزار ویدیو
103 فایل
❤پاتوق دختران فرهیخته❤👧حرفهای نگفتنی نوجوانی و جوانی😄💅هنر و خلاقیت💇 📑اخبار دخترونه و...🎀 📣گل دخترا😍کانال رو به دوستانتون معرفی کنید @Mahgol31 https://eitaa.com/joinchat/2809528345C119136e9a1
مشاهده در ایتا
دانلود
☀️ ☀️ ـ يا امام رضا مي بيني! يكيشان رو در راه جدتان اباعبدالله دادم، اين يكي رو هم در راه شما! فقط تو رو به خون اين عزيزها، پيش مادرتون شفاعت مرا بكنيد. به مادرتون بگين كه ناله نزدم، نفرين نكردم، موهايم رو نكندم، فقط گريه كردم!. فقط گريه!. . به خدا نمي تونم، وگرنه گريه هم نمي كردم. به مادرتون بگين، شما خودتون مادرين، داغ فرزند ديدين. هرشب جمعه براي عزيزتون، حسين، گريه مي كنين. پس اجازه بدين من هم گريه كنم. چه آتشي مي زد به دل همه، اين مادر. ـ يا فاطمه زهرا! خودتون كه مي ديدين، هر وقت صدايش مي زدم، به ياد شما بودم. هر وقت مريض مي شد، با ياد شما ازش پرستاري مي كردم. حالا هم همين طور. آمده ام در خونه تون ازتون صبر بخوام. حالا كه توفيقش رو دادين.  ديگر صداي مادر فاطمه معلوم نبود. در لابه لاي صداي گريه ها و شيون، بچه ها گُم شده بود، رفته بود. پدر فاطمه سرش را به ديواري گذاشته بود و شانه هايش به آرامي مي لرزيد. مادرِ فاطمه همه را به نوبت در آغوش گرفت. دستي به سر بچه ها كشيد، اشك هايشان را پاك كرد و قربان صد شان رفت. آمد جلوي من. نفر آخر بودم. خواستم جلوي پايش برخيزم. اما نگذاشت. نشستن كه نه، افتاد! انگار بعد از مدت ها ايستادن و دويدن، بخواهد نفسي تازه كند، افتاد. كنارم بود. مرا كه ديد لب هايش جمع شد. دستي به صورتش كشيد و چشم هايش را پاك كرد. انگار مي خواست مرا شفاف تر ببيند. دست دراز كرد و سرم را در آغوش گرفت ... نویسندگان: امیرحسین بانکی،بهزاد دانشگر و محمدرضا رضایتمند ⁦(◕ᴗ◕✿)⁩⁦_________🍃🌹 https://eitaa.com/joinchat/2809528345C119136e9a1