eitaa logo
مَحیصا‌🇮🇷
1هزار دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
981 ویدیو
41 فایل
محیص پناهگاه محیصا رستگار شده چه پناهی امن‌تر از حریم مجلس تو وچه رستگاری بالاتر از نگاه لطف توست❤ ✨محفل دختران هیئت رزمندگان مهرشهرکرج✨ 💌 با ما در ارتباط باشید @chashmberahhh
مشاهده در ایتا
دانلود
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مقصد آنجاست، که دل آرام گیرد...❤️‍🩹 مهربانترینم @mahiisa
🌱🪜•
شهادت آیه‌ها_کاظم عبدالامیر.pdf
حجم: 1.1M
کتاب شهادت آیه‌ها 📝 متن ✅ قسمت بیست‌وچهارم 📖 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ | به سفیران آیه‌ها بپیوندید🌱|
24 - شهادت آیه_ها - محبت کار خودش را می_کند.mp3
زمان: حجم: 6.8M
کتاب صوتی شهادت آیه‌ها 🔊 شهیدان سید علی اکبر ابوترابی 🥀🍃 کاظم عبدالامیر مذحج 🥀🍃 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ | به سفیران آیه ها بپیوندید🌱|
🔸توی اردوگاه تکریت، مسئول شکنجه اسرای ایرانی، جوانی بود بنام کاظم.  یکی از برادران کاظم، اسیر ایرانی ها و برادر دیگرش هم در جنگ کشته شده بود، به همین خاطر کینه خاصی نسبت به اسرای ایرانی داشت!  کاظم آقای را خیلی اذیت می کرد. اما مرحوم ابوترابی هیچگاه شکایت نکرد و به او احترام می گذاشت!  تنها خوبی کاظم شیعه بودنش بود. او واجباتش را انجام می داد و به روحانیون و سادات احترام می گذاشت. اما آقای ابوترابی در اردوگاه حکم یک اسیر برای کاظم داشت، نه یک سید روحانی 🪴یک روز کاظم با حالت دیگری وارد اردوگاه شد. یک راست رفت سراغ آقای ابوترابی و گفت بیا اینجا کارت دارم... از آنروز رفتار کاظم با اسرا و آقای ابوترابی تغییر کرد و دیگر ما رو کتک نمی زد.  وقتی علت رو از آقای ابوترابی پرسیدیم، گفت: کاظم اون روز من رو کشید کنار و گفت خانواده ما شیعه هستند و مادرم بارها سفارش سادات رو بهم کرده بود، اما ... دیشب خواب سلام الله علیها رو دیده و حضرت نسبت به کارهای من در اردوگاه به مادرم شکایت کرده. صبح مادرم بسیار از دستم ناراحت بود و پرسید: تو در اردوگاه سیدی را اذیت می کنی؟ از دست تو راضی نیستم. کاظم رفتارش کاملا با ما تغییر کرد. زمانی که رژیم صدام از بین رفت، کاظم راهی ایران شد، از ستاد امور آزادگان آدرس اسرای اردوگاه خودش را گرفت و تک تک سراغ آنها رفت و از آنها حلالیت طلبید. کاظم عبدالامیر مذحج، چند سال بعد در راه دفاع از حرم حضرت زینب در زینبیه دمشق به قافله شهدا پیوست. 📙برگرفته از کتاب تا شهادت 📖 🆔 @Hamneshinman
پروردگارا !💚🪴
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
eitaa.com/Barkhihaجزء 25.mp3
زمان: حجم: 4.1M
تند‌خوانی‌ جزء بیست‌وپنجم قرآن کریم🌱 🌙 💛 📖جز 5⃣2⃣قرآن هدیه به امام زمان(عج)
راهکارهای زندگی موفق در قرآن🌱 ✨جزء بیست‌و‌ پنجم 🌙 💛 @mahiisa
هدایت شده از کانال حمید کثیری
دیدم یه جا نوشته بود؛ هر وقت مامانم سفره‌ی شامو زودتر مینداخت و کت آقاجون رو از کمد در می‌آورد، می‌فهمیدیم قراره یه جایی بریم. همون سر شب با کلی ذوق و شوق آماده میشدیم واسه یه شب‌نشینی. آقاجون می‌گفت: صِله‌یِ ارحام دل آدمو شاد نگه میداره. هیچ کس هم نمی‌گفت: «نمیام!» از این ادا اصولا که: «من نمیام، شما خودتون برین» «امتحان دارم، کنکور دارم» «جوانم، دلم میخواد تو خودم باشم!» اصلاً نداشتیم! همه با هم می‌رفتیم. تلفن هم نبود که قبلش هماهنگ کنیم ولی میزبان و بچه‌هاش کلی ذوق می‌کردن وقتی یهو سر می‌رسیدیم. به سر کوچه‌شون که می‌رسیدیم از مامان و آقاجون جلو میزدیم. بدو بدو خودمونو می‌رسوندیم دم در. با یه چشم از لای در حیاط که اغلب خوب بسته نمیشد یا از سوراخ کلید تو خونه‌شون سرک می‌کشیدیم. اگه یه چراغ روشن بود یعنی نیستن رفتن یه جا دیگه ... حسابی تو ذوقمون می‌خورد. دل و قلبمون می‌گرفت. اما اگه همه‌ی چراغا روشن بود ... بگو و بخندمون تا آخر شب جور بود! ولی این روزا چی؟ آخر شب که بغض می‌کنی، دردات که تلنبار میشه، میری سراغ لیست مخاطبات ... یکی «حالت روح» یکی «لست ریسنتلی» یکی «لانگ تایم اگو» یکی «دلیت اکانت» آدم نمیفهمه کی هست کی نیست؟! اصلاً نمی‌فهمه چراغ کدوم خونه خاموشه، کدوم روشن؟ که بی مقدمه تایپ کنه: «تشنه‌ی به صحبت طولانیم ...» و سریع ریپلای بشه: «بگو من کِی کجا باشم؟» داریم از تنهایی و بی همزبونی «دق» می‌کنیم ... بعد اسمشو گذاشتن عصر ارتباطات! «دلتنگی یعنی بدونی آنلاینن ولی نباشن ...» 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2151219200Cf6cb8914a4
هدایت شده از بیداری ملت
سه ماه است روز و شب می‌گویند «ترامپ بیزینس من است، اهل معامله است، با او راحت می‌شود مذاکره کرد و تحریمها را برداشت.» می‌گویند «ندیدید استیو ویتکاف چگونه در غزه صلح برقرار کرد؟» حالا اما روز هشتمی است که اسرائیل «صلحِ ترامپی» را نقض کرده و تا همینجا ۲۷۰ کودک دیگر پرپر شده‌اند. ✍علی علیزاده 🔴 👇 @bidariymelat