نقل از مادر شهید:
سعی میکرد.نمازش را اول #وقت بخواند و روی واجبات شدیدا حساس بود.
گاهی که به خانه می آمد می گفت که خیلی #گرسنه است😓
می گفتم پسرم بیرون که قحطی نیست، هروقت گرسنه شدی چیزی بخر بخور تا گرسنه نمانی🙂
میگفت مامان گشنمه بمونم بهتراز اونی که نمازمو #دیر بخونم.
پول غذامو میدم به پارکبان تا ماشینمو پارک کنم و نمازمو تو نزدیک ترین #مسجد بخونم🌹
#شهید_حامد_جوانی
نماز اول وقت
التماس دعا
#شهید_حامد_جوانی.
بہ خداحافظي تلخ تو سوگند
ڪہ تو رفتے و دلم ثانيہ اے بند نشد
باچراغے همہ جا گشتم و گشتم درشهر هيچ ڪس اينجا بہ تو مانند نشد
#صبحتون_شهدایی_
@mahman11
#شهید_حامد_جوانی 💌
#سالروز_ولادت🎀
🎀او را به چشم پاک توان دید، چون هلال
هر دیده جای جلوه ی آن #ماه_پاره نیست*
🎊و من، یقین می دانم که چنین است. مگر نه اینکه نگاه، مدار گرانمایه ی #وصال است و من، منتهای معنای وصال💞 را، در نگاه او یافته ام. در نگاهی که مَامَن #خورشید بود. نگاهی که رو به نور داشت. نگاهی نفیس، که تنها در دیده، تفسیر نمی شد. این نگاه، همان اندیشه و عقیده و #ایمان بود. همان عشق و راز. همان وصل، همان وصال.
🎀نگاهی که عشق♥️ را، با عطر یاس در آمیخته بود. عقیده ای که وصل را، با #عطر_نرگس در آمیخته بود. اندیشه ای که راز را، با عطر خون در آمیخته بود.
🎊آری! برای دیدار آن ماه پاره، آن نور💫 آن عشق، برای وصال، باید عطرآگین شد. مملو از #عطر_خون. و او، دیده در دریای خون بنهاد و گیتی، از عِطرش مست شد. او دیده و جان درخون بنهاد، بهر نور بهر همان ماه پاره، بهر نرگس و یاس🌸
🎀او #عاشقی کرد و وصال یافت. او عطر آگین شد و جان راستین یافت. ما چه می کنیم؟ آیا دیده ی پاکی داریم، برای دیدار آن ماه پاره؟ آیا شایان #آغوش نور گشته ایم؟ آیا #عطر_یاس و نرگس می دهیم؟ برای عطر نرگس چه کرده ایم؟ ما چه میکنیم⁉️
پ.ن: *جناب حافظ
✍نویسنده: #زهرا_مهدیار
#شهید_حامد_جوانی
تاریخ تولد: ۲۶ آبان ۱۳۶۹
تاریخ شهادت: ۴ تیر ۱۳۹۴
🥀مزار شهید: تبریز_وادی رحمت
محل شهادت: ادلب سوریه.
@mahman11
5.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥀نحوه ی شهادت شهید والامقام حامد جوانی از زبان برادر بزرگوارشان 🌷
#شهید_حامد_جوانی
@mahman11
#ستارههای_زینبی
🔹خیلی اهل شوخی و خنده بود. با هر قشری، از هر سنی ارتباط برقرار می کرد و برای ارتباط بهتر، نسبت به سن و موقعیت افراد رفتار می کرد. و همیشه هم خنده به لب داشت که امروز با اون لبخند ها و شوخی ها تصویر ها و خاطرات زیبایی تو ذهن خانواده و دوستانش نقش زده.
🔸پسرم حامد رفتارش طوری بود که اگر از کسی کدورت یا ناراحتی داشت سعی میکرد با خوبی و خنده مشکلش رو حل کنه. ولی یه خط قرمزی داشت، ولایت فقیه. به ولایت که میرسید می گفت منطقه ی ممنوعه است.
🔹یه دوستی داشتیم که با همه شوخی میکرد یک بار به شوخی بحثی کرد، که دیدم حامد کشیدش کنار. و با جدیت گفت: با هرکسی دوست داری شوخی کن، با خونواده م، خودم، دوستام ولی یادت باشه حق نداری با رهبری شوخی بکنی به این نقطه که میرسی باید خط قرمز بکشی.
🔸عاشق رهبر بود، و همیشه در تعریف و صحبت از دیدارهای رهبریش، از عظمت و هیبت آقا صحبت می کرد ورد زبانش در این چند وقته اخیر شده بود «که میروم تا اشک در چشمان رهبرم جمع نشود»
✍به روایت مادر شهید
#شهید_حامد_جوانی🌷
ولادت : ۱۳۶۹/۸/۲۶ تبریز
شهادت : ۱۳۹۴/۴/۴ لاذقیه ، سوریه
@mahman11