『اباعبدالله』
عزا عزاست امروز💔
و قسم به تابوت هایی که برای حمل ان یک نفر کافی بود!.
『اباعبدالله』
باز هم بین اون همه ادم برای ما جایی نبود....
فقط ما غریبه بودیم جانم؟ :)
امشب..
توفیق خیلی یهویی تو یه هیئت خیلی کوچیک و خودمونی که تاحالا نمیدونستم وجود داره..
به دور از تجملات و چیزای دیگه
انگار حاج اقای هیئت هم مثل ما خیلی دلش گرفته بود
روضه حضرت فاطمه
روضه قتله گاه
روضه قمر بنی هاشم..
شاید اگه نمیرفتم تو خونه میمردم.
『اباعبدالله』
فکر میکردم بعد روضه دیگه اشکی برای گریه ندارم
ولی دوباره عکس های تابوت..
این روزا بیشتر اینجوریه که بین گریه هام یه درسی هم میخونم...
اصلا میدونی اقای آموزش پرورش؟
اونی که بر خلاف رهبری بود این روزا نشسته با شادی و خوشحالی درس میخونه، با امید فراوان
ما چی؟ نهایی مارو انداختی بین تشییع مهم ترین شخصیت ایران و اربعین؟ جدی جدی مسلمونی؟
ببین ما دردامونو به علمدارمون میگیم، منتهی الان یه دونه علمدار نداریم
هم سید علی هست و هم حضرت ابولفضل
امیدوارم یه جایی تو زندگیت به یه جایی برسی که بفهمی همش به خاطر دردیه که ما این دوره کشیدیم!
نمیبخشیم
نمیخشیم
نمیبخشیم