eitaa logo
مه رآه🌙
615 دنبال‌کننده
447 عکس
26 ویدیو
0 فایل
៚ راهی که روشنه با مآه🌖 . . همسفرِ @Roberah_ir . . روبینومون: https://rubika.ir/Mahrah_rb . . منم؛ دخترکِ نامه نویس🦋 @Namehnevis
مشاهده در ایتا
دانلود
مه رآه🌙
و همینطور به واژه‌هایی که اون دختر توی کلاس نویسندگی کنار هم گذاشت، واژه‌هایی که چیده شدن تا شاید یه روزی قلب یه دختر دیگه رو یه گوشه از این دنیا تکون بدن♡🪐✨ . یعنی واژه‌ها انقدر تاثیرگذارن؟
گاهی می‌ترسم؛ می‌ترسم از نوشتن...
مه رآه🌙
گاهی می‌ترسم؛ می‌ترسم از نوشتن...
ولی خب؛ یه چیزی ته قلبم، یه چیزی شبیهِ یه نور بهم امید میده، بهم کمک می‌کنه برای ادامه‌ی نوشتن... اینجا، توی مه‌راه و دست نکشیدن ازش♡°
دلم می‌خواد آدم‌هایی رو پیدا کنم که از کاری می‌ترسیدن اما رهاش نکردن... دلم می‌خواد ازشون چیزی یاد بگیرم؛ ببینم چجوری مقابل ترسشون ایستادن و تهش به کجا رسیدن...
هدایت شده از رو به راه|Roberah
از بین پنجاه قصه ای که توشه بعضیاشو خیلی بیشتر دوست دارم این یکیشونه❤️
هایده شیرزادی، دختر با پشتکاری بود که دلش می‌خواست درس بخونه و کلی چیز جدید یاد بگیره؛ اما توی‌ شهرشون مدرسه‌ی راهنمایی نبود و دختر‌ها هم اجازه نداشتن که برای درس خوندن به شهر دیگه‌ای برن...
˚₊·—̳͟͞͞🕊•• تو روزگاری که خیلی از دخترها به ناچار ترک تحصیل می‌کردن؛ هایده می‌خواست به درس خوندن ادامه بده، دلش نمی‌خواست تسلیم بشه، نمی‌خواست از رویاهاش دست بکشه🕊 اما می‌ترسید...
وقتی فهمید استاندار قراره به شهرشون سر بزنه؛ با خودش فکر کرد که وقتشه تا درخواستش رو مطرح کنه، اما می‌ترسید... از مطرح کردن درخواستش، از گفتن اینکه می‌خواد درس بخونه:)
°✨☆♡ فکر کردن به رویاهای قشنگی که تو سرش بود باعث می‌شد ترسش کمتر بشه✨🌱 هایده همه‌ی شهامتش رو جمع کرد تا چندتا دختر دیگه رو هم با خودش همراه کنه و درخواستش رو مطرح کنه.. اولش با درخواستش موافقت نکردن اما اون ناامید نشد؛ بارها برای استاندار نامه نوشت؛ دست از تلاش نکشید تا جایی که بالاخره موفق شد و اولین مدرسه‌ی راهنمایی توی شهرشون ساخته شد.
هایده بعد اون مصمم تر از قبل تو مسیرش ماموریتش، تو راه رسیدن به خواسته‌هاش پیش رفت و حالا یه کارآفرین و یه تحول‌گر اجتماعیه، خانومی که تاحالا بیشتر از ۷۰۰ تا شغل توی کشور ایجاد کرده و به عنوان یکی از خانوم‌های نخبه‌ شناخته میشه🌝✨♡:))