eitaa logo
🌙⁦مَہ رویـــٰــان
1.8هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
827 ویدیو
87 فایل
انگشت به لب مانده ام از قاعده‌ی عشق... ما یار ندیده تب معشوق کشیدیم...🌹 رمان انلاین (( #طهورا 🌺)) به‌قلم⁩پاک‌وروان ⁦ خانم #محیا (#دل‌آرا) ⁦✍🏻 برای سوالات شما عزیزان من اینجام👇👇 @mahyaa2
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹 🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃 🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹 🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃 🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹 🌹🍃🌹🍃🌹🍃 🌹🍃🌹🍃🌹 🌹🍃🌹🍃 🌹🍃🌹 🌹🍃 🌹 : تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را تو مَـــرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را زانوی غم بغل کرده بودم و دو روز بود که لب به غذا نزده بودم . اشتهایم به هیچ چیز نمی آمد . دلم خون بود . شاید اگر که تماس سارا نبود آن لحظه معلوم نبود که به کجا میرم . چقدر دوست داشتم برای مدتی دور از این همه هیاهو و تشویش ها باشم و به خانه ی یادگاری خانجون بروم . اما از تنهایی هراس داشتم ... در آن خانه قدیمی و سوت و کور . چهره ی بی رنگ و رویم را که در آیینه می دیدم حالم از خودم بهم می خورد . چه برسد به این بندگان خدا که هر روز مجبور بودند قیافه ی ماتم زده ی مرا نظاره کنند . آنقدر ها در افکار و مشکلاتم غوطه ور میشدم که حتی دیگر سارا هم نمی توانست با شوخی و خنده هایش مرا سر حال بیاورد . به حالش غبطه می خوردم . نه حرصی میخورد و نه غم و غصه ای . برای خودش پادشاهی می کرد . آزاد و رها ! اگر چه بعضی از رفتار هایش را اصلا نمی پسندیدم . بیشتر اوقاتش را گوشی ور می رفت و کمتر از قبل حرف میزد . تمام حرف ها و تهمت هایی که سیاوش به او زده بود را در ذهنم کنار هم می گذاشتم و با هم قیاس می کردم . یک چیزی در این میان سر جای خودش نبود . یا که سیاوش دروغ می گفت و یا اینکه سارا واقعا ... اصلا دلم نمی خواست که فکر ناجوری راجب صمیمی ترین دوستم در ذهنم ریشه کند . همان طور که نگاهش می کردم سرش را از داخل گوشی اش درآورد و خندید و گفت : بابا بیا بیرون دختر ! آنقدر فکر کردی من خسته شدم . یا به من زل میزنی یا که فقط غرق فکر میشی . بابا دنیا انقد ارزش نداره ها !! بیا بعد از ظهر بریم یکم دور دور ... تا توام کمی حال و احوالت عوض بشه . بلکه بیای بیرون از این حصاری محکمی که دور خودت ساختی . -اصلا حوصله ندارم سارا . دلم نمی خواد جایی برم . فقط موندم که بعد این چند روز کجا برم . خیلی سخته تنهایی . بی کس و بی یاور ... لبخندش را جمع کرد و اخمی کرد و جدی شد : بسه دیگه توام . چقدر لوس شدی . ما که این حرف ها رو با هم نداشتیم . دو تا دوست بودیم اما عین دو تا خواهر . کی انقد باهام غریبه شدی . اینجا خونه ی خودته . و قدم تو روی چشم همه ی ماست . -هنوز هم همون خواهر دوست داشتنی و عزیزم هستی . که اگر نبودی من اینجا نبودم . اما نمیخوام باعث زحمت بشم . من جای شماها هم تنگ کردم . آقا سعید بنده ی خدا شب ها تو این سرما تو ماشین می خوابه برای اینکه من معذب نباشم . پایش را روی پایش انداخت و تکیه اش را به دیوار داد و گفت : ازش کم که نشده . حالا بخوابه . بعضی ها هستن همون جا رو هم ندارن بخوابن . امروز به سعید زنگ میزنم تا زودتر بیاد و ببرمون بیرون . بدجور هوس کیک و قهوه اونم توی یک کافی شاپ دنج و خلوت کردم . سختم بود که همراهشان بروم . اگر چه سعید دلش پاک بود و همه کارهایش از روی سادگی اما من معذب بودم . نچی کرده و لحنی محکم و قاطع گفتم: نه خواهش می کنم اگر میخوای بری برو . بیخیال من شو . من میرم کمک مادرت . من نمی تونم بیام . بالشی که زیر دستش بود را به سمتم پرت کرد و غرغر کنان گفت : مگه دست خودته که نیای . به زور می برمت . لب و دهانش را جمع کرده و ادایم را با حالت خنده داری در می آورد . و من از خنده غش کرده بودم . -خب حالا نمیری ؛ که بهت احتیاج دارم . توام مثل دختر های خوب بعد از ظهر یک تیپ خوشگل و مامانی میزنی و همراه دوست عزیزت هم قدم میشی . نه اینکه مثل پیرزن ها همش یک گوشه بشینی و به سقف زل بزنی و بغ کنی . و منتظر یک معجزه از آسمون باشی . همه ی این ملت طلاق می گیرن و عین خیالشون هم نیست اونوقت تو میخوای خودت رو بکشی . جمع کن بابا اینا رو . اون شوهر هیچی ندار و عوضیت اصلا حالیش هم نیست که یک زن بدبختی هم داره . بخدا که اگر ببینمش با همین دستام خفه اش می کنم . مرتیکه ی نامرد بی همه چیز،بی لیاقت ! طاقت نداشتم کسی بد امیر حسین را بگوید . هر چه که بود شوهرم بود . -سارا لطفا به اون کاری نداشته باش . اون کاری به من نداشته خودم زدم بیرون . دلم نمی خواد چیز دیگه ای راجبش بشنوم . دستش را بالا برد و به نشانه ی خاک بر سری گفت : یعنی خاک همه خرابه ها روی سرت دختره نفهم و احمق . مردک اسکل داشت خفه ات می کرد . اونوقت تو باز هم ازش حمایت می کنی . ساده تر و نادان تر از تو ندیدم به عمرم . انگشتش را جلویم تکان داد و گفت : اما من درستت می کنم . تا طلاقت رو ازش نگیرم ول کن نیستم . مردها همشون لنگه ی هم هستن . اینم مثل همون سیاوش وحشی هست . یهو افسار پاره می‌کنه . شانس هم نداری .👇🏻👇🏻👇🏻