eitaa logo
🥀میدان صراط مستقیم🥀
500 دنبال‌کننده
14.8هزار عکس
7.9هزار ویدیو
49 فایل
✨✨✨✨✨✨✨✨✨ لازم به ذکر است که: کپی برداشتن از مطالب میدان با ذکر صلواتی به نیت 🌸سلامتی و ظهور امام عصر عج🌸 آزاد میباشد ✨✨✨✨✨✨✨✨ #نذرظهورش بفرستید#صلوات 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 #اللهم_صلی_علی_محمدوآله_محمدوعجل_فرجهم ✨✨✨✨✨✨✨✨✨
مشاهده در ایتا
دانلود
ڪار باید پیش رود،درست هم باید پیش رود اما ڪارهـا تمامی ندارند. حـواستان باشد، خلاف قانون و اسلـام ڪاری انجـام نشود.. هدف وسیلہ راه توجیح نمی کند. 🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊 🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀 🛣میدان صراط مستقیم🛣 ✨@maidan_sarat_mostageem
🔰.. 🍃... زمانی که فرمانده بود یک عده پشت سر او حرف میزدند. یک روز به او گفتم بعضی ها پیش دیگران بد شما را می گویند. خیلی تو هم رفت. از اینکه این موضوع را با او در میان گذاشتم خیلی پشیمان شدم. رو به او کردم و گفتم: محمد جان به این قضیه زیاد فکر نکن... گفت: من از اینکه پشت سر من حرف میزنن ناراحت نیستم، من که چیزی نیستم؛ از این ناراحت هستم که چرا آدمهای به این خوبی غیبت یک آدم بی ارزشی مثل من رو میکنند، از این ناراحتم که چرا باعث گناه برادرانم شدم. سرم را پایین انداختم و با خودم گفتم: خدایا این کجاست و من کجا...!) 🍃... برا بچه ها شکلات آورده بودند. مصطفی می گفت: هرکسی شکلاتش رو بده به من، براش قرآن میخونم. هرچه اصرار کردیم که شکلات ها رو برا چی جمع میکنه، چیزی نمی گفت... چند روز بعد رفتیم دیدار خانواده شهیدی توی بوشهر. وضع مالی مصطفی طوری نبود که بتونه براشون چیزی بخره. دیدم شکلاتها رو در آورد و به بچه های خانواده شهید داد. تازه فهمیدم که چرا مصطفی شکلات می گرفت و برامون قرآن می خواند...) 🍃... و سلام بر او که می گفت: «هر زمان خواستی گریه کنی، برای امام حسین(؏) و فرزندان و اصحابش گریه کن که این عزیزان خدا که بهتر و باوفاتر از آنان خلق نشده چگونه غریبانه تحت عنوان خارجی کشته شدند و بدن های پاکشان سه روز و دو شب روی زمین گرم کربلا ماند»...) 🍃... 🌿صیاد شیرازی شوید... طلبہ‌ها از آیت اللہ بهاءالدینی درخواست درس اخلاق ڪردند. آقا فـرمودند: "بروید صیاد شیرازی شوید، اگر صیاد شیرازی شدید هم دنیـا دارید و هـم آخـرت...") 🍃... اگرانسان‌سرش‌رابه‌سمت‌آسمان‌بالابیاورد وڪارهایش‌رافقط‌برای‌رضای‌خداانجام‌ دهدمطمںٔن‌باش‌زندگیش‌عوض‌می‌شود وتازه‌معنی‌زندگی‌ڪردن‌رامی‌فھمد:) 🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊 🛣میدان صراط مستقیم🛣 ✨@maidan_sarat_mostageem ✨✨✨✨✨✨✨✨
🍃.. 🍃... هر کجا‌ که‌ باشی اگر‌ برای‌ِ رضا‌‌یِ خدا کار‌ کنی همان‌جا‌ الگو‌ خواهی بود!..) 🍃... از اردو؎ مشھد برگشته بود با اینڪه می‌توانست خانواده‌اش را هم ببرد،اما این ڪار را نڪرده بود پرسیدم: عبدالله! چرا خانواده‌ات را نبرد؎؟ گفت: از وقتی رحمت‌الله شھید شده بین خانواده خودم و او فرقی نمی‌گذارم تا مبادا به دلش خطور ڪند ڪه اگر رحمت‌الله زنده بود،ما را هم می‌برد خیلی اهل مراعات بود و نڪته سنج..) 🍃... 🙃 برای اولین بار رفتیم حرم و بعد بهشت رضا(ع) برای زیارت شهدا وقتی برمیگشتیم آقا ولی گفت: مثل اینڪه رسـم است داماد حلقه را به دست عروس می‌ڪند خندیدم... گفت: حلقه را به من بدهید ظاهراً مادرم اشتباهی دست شما ڪرده حلقه را گرفت و دوباره دستم ڪرد...) 🍃... خدايا..! خسته‌ام،شكسته‌ام ديگر آرزويی ندارم جز شهادت احساس می‌کنم كه اين دنيا ديگر جای من نيست از عالم و عالميان می‌گريزم و به سوی تو می‌آیم تو مرا در رحمت خود سكنی ده بگذاريد دستانم از تابوت بيرون باشد تا دشمنان بدانند كه من شهادت را در آغوش گرفتم و با دست خالی رفتم و از دار دنيا چيزی با خودم نبردم.. :) 🍃... و او ثابت ڪرد اگر واقعا منتظر شہادت باشی شہادت دنبالت میاد :) و می‌شود حتی در ڪوچہ‌ پس‌ ڪوچہ‌هاۍ تہران هم بہ اوج رسید!...) 🍃... آنقدر روزها نمی خوابید که از فرط ‌خستگی می افتاد میگفت: [پاسدار یعنی کسی که کار کنه بجنگه خسته نشه کسی که نخوابه تا وقتی خود به خود خوابش ببره]...) 🍃... همیشہ میگفت: در زندگی آدمی موفق‌تر است ڪه در برابر عصبانیت دیگران صبور باشد و ڪار بی منطق انجام ندهد و این رمز موفقیت او در برخوردهایش بود :) همسر🍃... همیشه یک تبسم زیبا داشت وارد خانه که می‌شد قبل از حرف زدن لبخند می‌زد عصبانی نمی‌شد،صبور بود... اعتقادش این بود که این زندگی موقت است و نباید سر مسائل کوچک خود را درگیر کنیم گاهی وقت‌ها از شدت خستگی خوابش نمی‌برد یک روز مشغول آشپزی بودم علی هم کنار دیوار تکیه داد و مشغول صحبت با من شد تا چند دقیقه بعد آب و غذایی برای او ببرم نگاه کردم دیدم کنار دیوار خوابش برده... ولی با همین وضعیت خیلی از مواقع کمک کار من در منزل بود مثلاً اجازه نمی داد که هر شب از خواب بلند شوم و به بچه برسم می‌گفت: یک شب من،یک شب شما... یک شب شام آماده کرده بودم که متوجه شدیم همسایه ما شام درست نکرده چون تصور می‌کرده که همسرشان به منزل نمی‌آید فوراً علی غذای ما را برای آنها برد گفتم: خودمان؟! گفت: ما نان و ماست می‌خوریم...) 🍃... خدا شهادت رو همیشه به آدم‌هایی داده ڪه سخت کوش بودن..) 🍃... غم دࢪ دلم هست،بہ چه سنگینی اما چہ ڪنم ڪہ ایمان نداࢪم خدایا اگࢪ حسࢪت دࢪ دنیا انقدࢪ سنگین است دࢪ آخࢪت ڪه فࢪصت بازگشتے هم نیست چہ حسرتے خواهم خوࢪد از اعمال ڪࢪده و ناڪࢪده؟...) 🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊 🛣میدان صراط مستقیم🛣 ✨@maidan_sarat_mostageem ✨✨✨✨✨✨✨✨
🌹محمد در تمام عملیات، به مردم فکر می‌کرد و به منافع آنها می‌اندیشید. هر جا ذره‌ای منافع مردم به خطر می‌افتاد، نقشه‌ای را عوض می‌کرد و طرح را طوری می‌ریخت که به مردم ضرری نرسد. همه سفارشش به نیروها این بود که با مردم کردستان رو در رو نشوید و آنها را از خود بدانید. آنها را دوست بدارید و بدانید که برای خدمت به اینها به منطقه آمده‌اید. 🌹مردم چنان با او صمیمی بودند که هر مشکلی برایشان پیش می‌آمد، به سراغ او می‌رفتند و از او کمک می‌خواستند. حتی پدر و مادر کسانی که در صف ضدانقلاب بودند و با محمد می‌جنگیدند، از او می‌خواستند که بچه‌هایشان را نجات دهد و کمکشان کند. 🍃 🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊 🛣میدان صراط مستقیم🛣 ⚫️@maidan_sarat_mostageem ✨✨✨✨✨✨✨✨
🍃... 🍃... باید به خودمان بقبولانیم که در این زمان به دنیا آمده‌ایم و شیعه هم به دنیا آمده‌ایم که مؤثر در تحقق ظهور مولا باشیم و این همراه با تحمل مشکلات،مصائب،سختی‌ها،غربت‌ها و دوری‌هاست و جز با فدا شدن محقق نمی‌شود حقیقتاً.. :) 🍃... مردم هر وقت کار تون جایی گیر کرد،امام زمان تون رو صدا کنید یا خودش میاد،یا یکی رو میفرسته که کارتون رو راه بندازه...) 🍃... خداوندا! من آگاهانه راه تو را پذيرفته‌ام و با ایمانی کامل در راهت گام بر می‌دارم و همه بدانند که آگاهانه و با انتخاب خود در این راه قدم گذاشته و از زمانی که این راه را در زندگی انتخاب کرده‌ام ، هر روز که از عمرم می‌گذرد با اراده‌ای استوار و ایمانی راسخ به خدا در زندگی پيش مي‌روم...) 🍃.... زمانی که فرمانده بود یک عده پشت سر او حرف میزدند. یک روز به او گفتم بعضی ها پیش دیگران بد شما را می گویند. خیلی تو هم رفت. از اینکه این موضوع را با او در میان گذاشتم خیلی پشیمان شدم. رو به او کردم و گفتم: محمد جان به این قضیه زیاد فکر نکن... گفت: من از اینکه پشت سر من حرف میزنن ناراحت نیستم، من که چیزی نیستم؛ از این ناراحت هستم که چرا آدمهای به این خوبی غیبت یک آدم بی ارزشی مثل من رو میکنند، از این ناراحتم که چرا باعث گناه برادرانم شدم. سرم را پایین انداختم و با خودم گفتم: خدایا این کجاست و من کجا...!) 🍃... برا بچه ها شکلات آورده بودند. مصطفی می گفت: هرکسی شکلاتش رو بده به من، براش قرآن میخونم. هرچه اصرار کردیم که شکلات ها رو برا چی جمع میکنه، چیزی نمی گفت... چند روز بعد رفتیم دیدار خانواده شهیدی توی بوشهر. وضع مالی مصطفی طوری نبود که بتونه براشون چیزی بخره. دیدم شکلاتها رو در آورد و به بچه های خانواده شهید داد. تازه فهمیدم که چرا مصطفی شکلات می گرفت و برامون قرآن می خواند...) 🍃... و سلام بر او که می گفت: «هر زمان خواستی گریه کنی، برای امام حسین(؏) و فرزندان و اصحابش گریه کن که این عزیزان خدا که بهتر و باوفاتر از آنان خلق نشده چگونه غریبانه تحت عنوان خارجی کشته شدند و بدن های پاکشان سه روز و دو شب روی زمین گرم کربلا ماند»....) 🍃... شهید سید مجتبی علمدار: سعی کنید قران انیس و مونستان باشد نه زینت دکورها وطاقچه های منزلتان شود؛ بهتر است قرآن را زینت قلبتان کنید....) 🍃... رمز خودسازی ما این است که برای هر عمل مان، برای هر چیزمان، برای هر حتی اندیشه مان، یک علامت سوال جلویش بگذاریم که "چرا؟" یک دلیلی برای کارهایمان، دلیلی برای اندیشه هایمان، دلیلی برای فکرمان و دلیلی برای زندگی مان پیدا کنیم....) 📚احمد متوسلیان هستم، ص ۴۹ 🍃... 🌿صیاد شیرازی شوید... طلبہ‌ها از آیت اللہ بهاءالدینی درخواست درس اخلاق ڪردند. آقا فـرمودند: "بروید صیاد شیرازی شوید، اگر صیاد شیرازی شدید هم دنیـا دارید و هـم آخرت...) 🍃... وقتی اسلام در پوشش زن و مرد، صحبت کردن و رفتار آن‌ها سختگیری می‌کند،‌ این تنگ نظری نیست بلکه وسعت نظر است اسلام نمی‌خواهد معنویت انسان در زباله دانیِ جنسیت قربانی شود!...) 🍃... اگرانسان‌سرش‌رابه‌سمت‌آسمان‌بالابیاورد وڪارهایش‌رافقط‌برای‌رضای‌خداانجام‌ دهدمطمںٔن‌باش‌زندگیش‌عوض‌می‌شود وتازه‌معنی‌زندگی‌ڪردن‌رامی‌فھمد:) 🍃... ای خدای بزرگ.. تو را شکر می‌کنم که علی را آفريدی تا در عشق و دردِ تنهایی مَظهرِ خدایی باشد.. و دردمندانِ دل‌سوخته در عالم تنهایی به او بی‌اندیشند و از تصور چنین محبوبی خدایی آرامش یابند :) 🍃.... زمانےکه‌شهید‌باکرۍ،شهردارارومیه‌بود روزی‌برایش‌خبرآوردندکه‌براثر بارندگےزیاد،دربعضےنقاط ‌سیل‌آمده‌است.. مهدۍگروه‌هاۍامدادۍرااعزام‌کرد وخودهم‌به‌کمک‌سیݪ‌زدگان‌شتافت.. درکنارخانه‌اۍ،پیرزنےبه‌شیون‌نشسته‌بود، آب‌واردخانه‌اش‌شده‌بودو کف‌اتاق‌هاراگرفته‌بود.. درمیان‌جمعیت‌ چشمِ‌پیرزن‌به‌مهدۍ‌خیره‌شده‌بود که‌سخت‌کارمےکرد،پیرزن‌به‌مهدۍگفت: خداعوضت‌بدهد،مادر،خیرببینے نمےدانم‌این‌شهردار‌فلان‌فلان‌شده‌کجاست، اۍکاش‌یك‌جوازغیرت‌شماراداشت.. ومهدۍفقط‌لبخندمےزد.. :) 🍃... 🌱‏از مادر شهید حسن باقری پرسیدند: چی شد که پسری مثل آقا حسن تربیت کردی؟! جمله خیلی قشنگی گفتند: نگذاشتم امام زمان در زندگی‌مان گم شود.....) 🍃... مامیخواهیم‌جمهوری‌اسلامی‌روبرسونیم به‌جایی‌که‌به‌جای‌نفت،علم‌بفروشه...!) 🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊 🛣میدان صراط مستقیم🛣 ✨@maidan_sarat_mostageem ✨✨✨✨✨✨✨✨
🌹محل کار محمد با خونمون فاصله ی زیادی نداشت، اونقدر نزدیک بود که اگه اراده می کرد می تونست روزی چند بار به خونه سر بزنه اما هیچوقت اینکار رو نکرد گاهی بعد از سه الی چهار هفته ، یکبار به خونه می اومد، طوری شده بود که بچه ها باهاش غریبی می کردند، بهش گفتم: یه کم بیشتر بیا خونه 🌹گفت: شما هیچ وقت از ذهن من بیرون نمی روید اما چه کنم که مسئولیت انقلاب سنگین تر هستش ... 🍃" 🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊 🛣میدان صراط مستقیم🛣 ✨@maidan_sarat_mostageem ✨✨✨✨✨✨✨✨