eitaa logo
مجله کودکان
17.8هزار دنبال‌کننده
3هزار عکس
3.7هزار ویدیو
124 فایل
🔹تبادل و تبلیغ ⬅️ کانون تبلیغاتی قاصدک @ghaasedak 🔴تبادل نظر https://eitaayar.ir/anonymous/B69m.b53
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی که شیر می خنده راه غمو می بنده وقتی که تو بخندی شادی می شه برنده😅 🤹‍♂️@majaleh_kodakan
1_1243210796.pdf
8.43M
📚🌸کتاب گل های محمدی قصه های از زندگی پیامبر مهربان 🤹‍♂️@majaleh_kodakan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
این شکمو ها رو ببینین 😄😂 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🤹‍♂️@majaleh_kodakan
21.43M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این داستان: (جاده منتهی به همبرگر خرچنگی) 🤹‍♂️@majaleh_kodakan
سـلام صبح قشنگتون بخیر🟢💛 یه حـس خـوب یه صبح خـوب 💛🟢 یه روز خـوب و کـلی خــبـرهــای خـوب 🟢💛 هـمـه اینهـا آرزوی مـنـه 💛🟢 برای شما عزیزان امـروزتـون قشنگـــــــ🟢💛 و سرشار از آرامـش💛🟢 و پـراز مـوفقـیت🟢💛 روزتون عالی💛🟢 🤹‍♂️@majaleh_kodakan
‍ 🐠🐺 گرگ گنده و خِپِله ماهی🐺🐠 گرگ گنده هر بار که لب برکه می رفت و خپله ماهی را می دید، دهنش آب می افتاد. گرگ، هیچ وقت ماهی شکار نکرده بود. هیچ وقت طعم ماهی نچشیده بود؛ چون از آب می ترسید. روزی از روزها، گرگ گنده، نتوانست چیزی برای خوردن دست و پا کند. رفت سراغ برکه تا هر طور شده، ماهی بگیرد. سرش را کرد توی آب. خپله ماهی تندی لغزید و دور شد. گرگ سرش را از آب بیرون آورد تا نفس بگیرد. ماهی عصبانی، از توی برکه داد زد: «آهای گرگ بی عُرضه! فکر کردی می توانی من را شکار کنی؟ اگر راست می گویی، بیا من را بگیر!» گرگ گنده گفت: «می گیرم، خوب هم می گیرم!» چهار دست و پا به آب زد. ماهی از گرگ فاصله گرفت.گرگ شالاپ دنبالش رفت. خپله ماهی جلوتر رفت. کم کم آب به شکم گرگ رسید. ماهی در جای عمیقی ایستاد. گرگ گنده که دید او ایستاده، خوش حال شد. شیرجه زد وسطبرکه. با کله رفت زیر آّب. خواست نفس بکشد، نتوانست. قُلپ قُلپ آب رفت توی حلقش. وحشت کرد. کف برکه ایستاد؛ سرش زیر آب بود. داشت خفه می شد. چنگ زد، علف ها و جلبک های سر راهش را گرفت و خودش را لب برکه رساند. شکمش پر از آب شده بود. تند و تند سرفه کرد و آب ها را ریخت بیرون. هنوز حالش جا نیامده بود که خپله ماهی سرش را از آب بیرون آورد و گفت: «دیدی، دیدی نتوانستی!» گرگِ خیس، نفس نفس زنان به او زل زد و دیگر به سراغ ماهی نرفت. 🤹‍♂️@majaleh_kodakan
نقاشی خلاقانه 🤹‍♂️@majaleh_kodakan
کانگورو این حیوانات بامزۀ استرالیایی دنبال دردسر نیستند اما اگر عصبانی شان کنید می‌توانند آسیبی جدی بزنند. کانگوروها میتوانند با دست هایشان ضربه وبا پاهای قدرتمندشان لگد بزنند. 🤹‍♂️@majaleh_kodakan