#براساس_کتاب_اب_رحیم|#قسمت_بیست_و_پنجم
#تألیف_موسسه_هفت_آسمان
#زمزم_عشق
وقتی تو رفتی، هاجر بود و اسماعیل(ع) بود و تشنگی و بیابان، تشنگیِ کودکش او را به تلاش برای یافتن آب وا داشت. کودک بی قراری می کرد😭 و مادر بیشتر... هاجر بود که دوان دوان از صفا به مروه می دوید. انگار آبی می دید، اما جز سراب چیزی نبود. از مروه به صفا 7بار دوید این فاصله را. رشته امید هاجر قطع شده بود. در این لحظه چشمه آب زلالی جوشید. بار هفتم بود، اسماعیل(ع) را دید که از زیر پاهای کوچکش چشمه ای جریان دارد. اطراف آب را جمع کرد. زمزم نامیده شد برای همین. زمزمه عشق بود که جاری می شد. با نوازش کودک، اشک هایش را پاک کرد و صورتش را با آب زمزم شستشو داد. این آب شد سببی برای پیدایش مرغان هوا و مردم در کنار خانه خدا. مردم جُرهم، فهمیده بودند آب به خاطر آن دو در آنجا پیدا شده است. اجازه خواستند تا در کنارشان سکونت کنند و هاجر و اسماعیل(ع) با اجازه تو با آنها مأنوس شدند.
مکانی امن شد حجر اسماعیل(ع)، همچون جزیی از کعبه یِ مقدس و طوافش لازم. بعدها شد مدفن این مادر و پسر.
آن امنیت و روزی فراوان را که برای ایمان آورندگان خواستی اجابت شد و اکنون مکه پس از هزاران سال چه آباد، روشن و شلوغ شده است. برجهای سر به فلک کشیده، بازارهای شلوغ و تجارت پر رونق... اینجا شده است آرزوی هر خدا پرستی که به آن قبله رو می کند. اینها از برکت دعای توست. تجارت و زیارت و سیاحت را با هم جمع کرده است آن کس که به این سرزمین مسافرت می کند. او این کسب و روزی را مدیون توست، البته اگر بفهمد...
🔴نکته: اب رحیم همان حضرت ابراهیم(ع)، پدر مهربان است.
🌟به کانال «مجله هفت آسمان» بپیوندید👇
🍂eitaa.com/majalehaftaaseman
🍃sapp.ir/majalehaftaaseman
🍂instagram.com/haftaseman07