eitaa logo
کانال اشعار(مجمع الذاکرین)
2.2هزار دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
56 فایل
این کانال اشعارمذهبی توسط محب الذاکرین خاک پای همه یازهراگویان عالم مهدی مظفری ازشهراصفهان ایجادشد
مشاهده در ایتا
دانلود
۱۲۹۱ خوش اومدی ای نازنین حال سه سالتو ببین سر بریده بابا سلام مثل تو من سوخته موهام پاهام پر از ابله بود دور و برم هلهله بود خبر داری توو این مسیر همسفرم حرمله بود **** چشمام دیگه نمی‌بینه دلیلش دست سنگینه دستم به صورتت که خورد گفتم ای‌کاش طفلت می‌مرد چی اومده سر رگات الهی بمیرم برات بوسیدم از لبت دیدم سوزن سوزن شده لبات ****
۱۲۹۰ اینجا کجاست برادرم میاد صدای مادرم این سرزمین چه غمناکه تنت انگار روی خاکه به خونه‌ی مدینه کاش بیای برگردیم ای داداش تموم ترسم از اینه شمر بزنه تورو با پاش **** جواب امام علیه السلام کرب‌و بلاست اینجا زینب تنم میشه نامرتب می‌بینی که نیزه دارا می‌ریزن توی قتلگا سنان اینجا چهاکنه یه نیزه دست و پا کنه نیزه شو بعد حنجرم میون سینه جا کنه ****
۱۲۸۹ کوفه میا یابن الزهرا برگرد آقا کوفه میا خیمه هاتو می‌سوزونن با پا برت می‌گردونن تموم غصم همینه یکی رو سینت بشینه دلواپس سه سالتم دست کوفیا سنگینه ****
۱۳۰۳ داغ غم تو کرده پیرم بوسه از رخت بگیرم یا که علی‌جان کن تکلّم یا که دعا کن من بمیرم چکنم اگر نخیزی علی تو برام خیلی عزیزی علی بغلت میکنم امّا چرا از رو دستام هی میریزی علی نکش پا بر زمین ای نازنینم کنار جسم دَرهمت بشینم برام هیچ چیزی نیس سخت تر از اینکه باید جون کندن تورو ببینم **** عبای من شد کفن تو هر گوشه افتاده تن تو با زانو اومدم کنارت لگد نشه تا بدن تو چی اومد بر سر تو اکبرم پا نمیشی، نمیشه باورم چجوری این تن پاشیده‌رو ببرم تنهایی سوی حرم (جوونای بنی هاشم بیایید علی را بر در خیمه رسانید خدا داند که من طاقت ندارم علی را بر در خیمه رسانم) ****
۱۳۰۲ گلوی تو به مویی بنده کاش نشه سر تو کنده حرمله خیر نبینه ای کاش دست و پا میزنی میخنده تاب و توونمو از من گرفت وصله‌ی جونمو از من گرفت زیر لب رباب صدا میزنه یکی یک دونمو از من گرفت رو پیشونیم عرق شرمه اصغر هنوزم خون حلقت گرمه اصغر باید آروم روی تو خاک بریزم که استخونای تو نرمه اصغر **** معلومه که تشنه‌‌ی آبی روی نی در تب و تابی برات لالا میگم عزیزم شاید رو نی یکم بخوابی از توو خاک درت آوردن علی نیزه ها زمین میخوردن علی سر من درد گرفته آخه پیش من سرت رو بردن علی الهی بعد تو من زنده نمونم چه دردی میکشی رو نی میدونم اگه خواستی بیفتی از رو نیزه بیا توو بغلم دردت بجونم ****
۱۳۰۱ از ره رسیدی نا نداری ای سر بریده پا نداری زخمی شدی امّا هنوزم زیبایی و همتا نداری حالا که اومدی از راه چرا دس نمی‌کِشی به موهام بابا تا ببینی که منم پیر شدم شده موهام مثه پیرِ زَنا نمیشه باورم ای نور دیده که گیسوی تورو قاتل کشیده اونی که زد به من سیلی توو خیمه رگای گردنِ تو رو بریده **** شد روز دخترت مثه شام هم کربلا و کوفه هم شام خبر داری چجوری بردن اسیرارو توو ملاعام بسته بودن مارو با یک طناب می‌کشیدن سوی بزم شراب سر اصغر که می‌افتاد ز نی می‌زدن تازیونه به رباب عدو با آل حیدر داشت ستیزی چه ناپاکن عجب چشمای هیزی یکی‌شون با غضب می‌گفت به من که بیا بریم خونه واسه کنیزی ****
۱۳۰۰ اینجا کجاست ای نازنینم بوی خون میاد عزیزم اگه رو خاک بیفتی اینجا من چه خاکی به سر بریزم یه مو از سرت اگه کم بشه حق بده که قامتم خم بشه می‌میرم اگه توو گودال حسین ببینم تن تو دَرهم بشه از اون دم که رسیدیم میگم ای‌کاش که جسمت زیر پا نمونه داداش دیدم شمرو که اومده الهی تورو برت نگردونه با پاهاش **** بیا داداش بریم از اینجا دلشوره دارم گل طاها چرا به وقت نصب خیمه اومد صدا گریه‌ی زهرا مگه اینجا چی میشه با سرت چه بلایی میاد اینجا سرت دعا میکنم عزیز دلم نشه بازیچه‌ی اعدا سرت ببین میلرزه دست و پام حسین جان رقیّتو ببین با چشم گریان تویی ستّار خلق، آرزوم اینه نبینم من تورو یه لحظه عریان ****
۱۲۹۹ کوفه میا آروم جونم خیلی واست نگرونم برا سرت میون کوچه وَ اِن یکاد دارم میخونم همه‌ی دلواپسیمه همین نکنه که بشی نیزه نشین اکبرت رو تیکه تیکه باید جمع کنی با عبا از رو زمین باید جمعش کنی از بین اعدا می‌بینی اکبرت رو ارباً اربا جیگر گوشتو رو زمین می‌بینی که افتاده به هر گوشه‌ی صحرا ****
۱۳۰۵ من اومدم بالای گودال دیدم افتادی توو جنجال دور تورو گرفته بودن نیزه که خوردی رفتی از حال یکی نیزه‌شو به پهلوت میزد یکی با دشنه به بازوت میزد یکی سنگ تراشیده آورد پیش چشم من به ابروت میزد شکسته حرمتت فریاد فریاد شکسته شد سرت ای داد بیداد کجایی یا رسول الله ببینی حسینت از رو مرکب با سر افتاد **** نیزه رو زد میون سینَت دوباره بیرون کشیده می‌دید سَنان بازه دهانت دهانتو بخون کشیده روی این سینه‌ی زخمی شده شمر پست اومدو راحت نشست زانوشو روی تنت داد فشار استخوون بدنت رو شکست خودم دیدم نداری توو بدن جون خودم دیدم که چشماته پر از خون بهش گفتم حیا کن بی مروّت دیگه با پا تنش رو برنگردون ****
۱۳۰۴ اومدی ای عزیز زهرا ممنونم ای گل طاها شرمندم از روی سکینه نشد که اب بیاره سقّا چو گیسوی تو من در پیچ و تابم من از شرم لب اصغر کبابم منو نبر به سوی خیمه آقا خجالت زده‌ی روی ربابم هنوز اینجایی که ای باغ لاله بگوشم میرسه گریه و ناله بذار باشه تنم برگرد خیمه شدم دلواپس گوش سه ساله **** دستامو با خودت آوُردی منو دیدی غصه خوردی خواستی بلندم کنی امّا دیدی تنم پاشید نبردی بخدا تویی تو ماه شبم از غریبیِ تو جون بر لبم با همین سری که خورده عمود روی نی مواظب زینبم چشای خونیم از داغت می‌باره میرم اقا دلم یه غصه داره تو برداشتی سرم رو از روی خاک سر تو از رو خاک کی برمیداره ****
۱۳۰۵ من اومدم بالای گودال دیدم افتادی توو جنجال دور تورو گرفته بودن نیزه که خوردی رفتی از حال یکی نیزه‌شو به پهلوت میزد یکی با دشنه به بازوت میزد یکی سنگ تراشیده آورد پیش چشم من به ابروت میزد شکسته حرمتت فریاد فریاد شکسته شد سرت ای داد بیداد کجایی یا رسول الله ببینی حسینت از رو مرکب با سر افتاد **** نیزه رو زد میون سینَت دوباره بیرون کشیده می‌دید سَنان بازه دهانت دهانتو بخون کشیده روی این سینه‌ی زخمی شده شمر پست اومدو راحت نشست زانوشو روی تنت داد فشار استخوون بدنت رو شکست خودم دیدم نداری توو بدن جون خودم دیدم که چشماته پر از خون بهش گفتم حیا کن بی مروّت دیگه با پا تنش رو برنگردون ****
۱۲۵۸ چشمم از داغ غم تو چشمه‌ی زمزم شده چشم من کم سو شده یا جسم تو مبهم شده بس که مانند حسن شد تیرباران پیکرت از تو می‌بینم تنی که کاملاً دَرهم شده قاسمم مانند اسم تو تنت تقسیم شد عضو عضو پیکرت دیدم که کم‌کم، کم شده از جمل هرکس که کینه داشت بر تو نیزه زد نیزه را دیدم که بین استخوانت خم شده با که گویم که تن پاک تو چسبیده بخاک جای پای اسبها بر سینه‌ات محکم شده روی هر زخم تو زخم دیگری جا میگذاشت نعل‌ کهنه روی زخم تازه‌ات مرهم شده تازه داماد حرم برخیز خوش غیرت ببین نوعروست روبرو با جمع نامحرم شده