eitaa logo
کانال اشعار(مجمع الذاکرین)
2.2هزار دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
56 فایل
این کانال اشعارمذهبی توسط محب الذاکرین خاک پای همه یازهراگویان عالم مهدی مظفری ازشهراصفهان ایجادشد
مشاهده در ایتا
دانلود
ای کشتی شکسته که پهلو گرفته ای برگو چرا تودست به پهلو گرفته ای گل را خدا برای سرور آفریده است ای گل چرا به غصه وغم خو گرفته ای گاهی زدرد شانه زدل آه می کشی گاهی زدرد، دست به بازو گرفته ای ازماجرای کوچه نگفتی به من بگو اکنون چرا زمحرم خود رو گرفته ای دیوار گشته است عصای تو باز هم بینم که دست برسر زانو گرفته ای دیشب نماز ناقله ی تو نشسته بود دیدم که دست خویش به پهلو گرفته ای هرگه که دربه روی علی باز می کنی خوشحال می شوم که تو نیرو گرفته ای رنگی زداغ گرکه «وفایی» به شعر توست چون لاله ها زباغ ولا بوگرفته ای حاج سید هاشم وفایی حضرت زهرا (س) روضه
دخترم خوش آمدي جاي تو در دنيا نبود بي وجود تو صفا در گلشن عقبا نبود جان بابا بارها مرگ از خدا کردم طلب بي تو جز خون جگر در ديده زهرا نبود دخترم آنشب که من دست علي دادم تورا جاي پنج انگشت دشمن در رخت پيدا نبود جان بابا نقش اين سيلي گواهي مي دهد هيچ کس مثل من ومثل علي تنها نبود دخترم روزي که بر ماه رخت سيلي زدند هر چه مي پرسم بگو آيا علي آنجا نبود جان بابا بود اما دستهايش بسته بود چاره اي جز صبر بين دشمنان اورا نبود دخترم ايا حسينم ديد مادر را زدند شاهد اين صحنه آيا بود زينب يا نبود جان بابالرزه بر اندامشان افتا ده بود ذکرشان جز يا رسولله ويا اما نبود دخترم با آنهمه احسان که ديد امت زمن بوسه گل ميخ در اجر ذوالقربي نبود جان بابا خانه پر گرديد از دشمن ولي هيچکس جز فضه وديوارودربامانبود دخترم چون سينه مجروح توآسيب ديد دردآن جز دردرن سينه بابا نبود جان باباسوزآن از نظم ميثم سر کشيد ورنه تا اين حد شرر از شعراوپيدانبود ***** حضرت زهرا (س) روضه
ای مهربانِ من، دلِ ریشم نظاره کن پشتم شکسته شد به نگاهی تو چاره کن این کوکب فتاده به پایت حسین توست خورشید من نظاره به این ماهپاره کن از داغ غربتت شرر افتاده بر دلم یکدم نظر بر این جگرِ پرشراره کن مَشکن به ناله های حَزینت دل مرا رحمی به چشمهای چو ابرِ بهاره کن چون مُصْحَفِ ورق ورقی گشته قلب من قاریِ من قرآئت اوراقِ پاره کن ای رهسپارِ کوی خداوندگارِ عشق لختی برای رفتن خود اِستخاره کن ای یاس قدشکسته براین شام تارمن دُردانه های شبنمِ اشکت ستاره کن امید "ساده" روزقیامت نگاه توست بهرشفاعتش تو فقط یک اشاره کن مجتبی تاجیک(ساده) حضرت زهرا (س) روضه
غلامرضا سازگار ز غُصه گشته تمام وجود من فریاد وصیت تو ندایم دهد، مزن فریاد چگونه آب بریزم بر این بدن که زند به یاد جسم کبود تو پیرهن فریاد سزد که سر ببرم شب به دامن صحرا درون چاه زنم یاد این بدن فریاد کفن چگونه بپوشم تو را که می ترسم به زخم پهلویت امشب زند کفن فریاد به لحظه ای که زدی ناله پشت در سوگند نکرده حبس به سینه کسی چو من فریاد هزار سال دگر اشکم ار به خاک افتد به جای سبزه برآید ز هر چمن فریاد هزار مرتبه جان دادم آن زمان که زدی به مرگ محسن مظلوم خویشتن فریاد چه شد به کوچه که هرجا مغیره را بیند برآید از دل پر غُصّه ی حسن فریاد منم غریب به حقّ خدا که نتوانم زنم به یاد غم یار، در وطن فریاد همیشه یاد تو آرام، سوزم و سازم چنان که شمع ندارد به سوختن فریاد کنون که حبس شده ناله ی علی در دل سزد که بر لب میثم شود سخن فریاد حضرت زهرا (س) روضه
دمِ آخر وصيتی دارم اي علی جان به خاطرت بسپار نيمه شبها حسينِ دلبندم با لب تشنه می شود بيدار بارِ سنگين اين وصيت را از سرِ شانه های من بردار قبل خوابيدنش عزيز دلم ظرف آبی برای او بگذار گريه كردم ز غربتش ديشب تا سحر سوختم برای حسين با همين دست ناتوان امروز پيرهن دوختم برای حسين كفنش را به زينبم دادم حرف های نگفته را گفتم چند ساعت برای دختر خود فقط از رنج كربلا گفتم گفتمش ميوه ی دلم زينب كربلا باش يار و ياور او ظهر روز دهم به نيتِ من بوسه ای زن به زير حنجر او وقت افتادنش به روی زمین چشم خود را ببند مثل خدا صبر كن دختر عقيله ی من قهرمان بزرگ كرب و بلا وحید قاسمی حضرت زهرا (س) روضه
نوک مسمار به پهلو بخورد یا نخورد یا به دیوار از آن سو بخورد یا نخورد، این در سوخته حتما به زمین می افتد لگدی بین هیاهو بخورد یا نخورد دست بالا برود روضه به پا خواهد شد حال بر صورت بانو بخورد یا نخورد زنده می ماند اگر این نوک سنگین غلاف... فرقش این است به بازو بخورد یا نخورد بعد از این فرق ندارد به خدا حال علی خانه بی فاطمه جارو بخورد یا نخورد داغ محسن به دل آل علی خواهد ماند نوک مسمار به پهلو بخورد یا نخورد وحید محمدی حضرت زهرا (س) روضه
من خریدار تو و اشک دو چشمان توام سینه سوزان تو و سینۀ سوزان توام همه شب تا به سحر جان حسینت سوگند گریه دار تو و آن دیدۀ گریان توام ناله با آهِ جگر سوز برآید ز دلم تا که من شاهد احوال پریشان توام تو اگر ناله زن از غربت جانسوز منی من هم از غصه و اندوه تو نالان توام لحظه ای نیست که ازگریه توفارغ باشی من ز آشفتگی ات بی سر و سامان توام لرزه بر دست یداللهی من می افتد تا که مبهوت تو و بازوی لرزان توام از همان لحظه که از هجر سخنها گفتی تاکنون خونجگر از غصه هجران توام ای که چشمان دو عالم به طفیل کَرَمت دیده بگشا و ببین همدم طفلان توام اسلام مولایی حضرت زهرا (س) روضه
ای یاور ِ غدیر ، دوباره قیام کن غم رابه قلب خسته ی حیدرحرام کن حالا که بی جواب ،سلام علی شده بر این غریب شهر مدینه سلام کن در کوچه زخم خوردی وشدزخم،دیده ام با یک نگاه زخم ِ مرا التیام کن از زیر این نقاب ِهمیشه به ماه روت در باب راز ِ کوچه مرا هم کلام کن (عَجّل وفاتی) ِ تو مرا کرده محتضر دیگر دعای رفتن خود را تمام کن باید که مادری کند این چارساله ات با فاطمه شدن،تو دگر آشنام کن حالاکه کوچه،روضه ی هرلحظه ات شده فکری برای بغض یهودی ِشام کن وقتی نگاه می کنی آن گوشواره را یاد از هجوم وغارت اهل خیام کن ️علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) حضرت زهرا (س) روضه
از سینه دگر آه شرر بار نکش برخیز ولی منت دیوار نکش من شانه نخواستم به جان بابا از دست شکسته این قدر کار نکش با اشک دلیل اشک مهتاب شدی هر نیمه ی شب همین که بیتاب شدی از بس که غذا نمیخوری مادر من در عرض سه ماه این همه آب شدی ای کاش که درد سینه غوغا نکند خیلی نفست فاصله پیدا نکند پهلوی تو را همین که دیدم گفتم این زخم خدا کند دهن وا نکند امروز یکی دو رنج مبهم داریم از چیست که ناخواسته ماتم داریم در بقچه روبرویمان دقت کن من فکر کنم که یک کفن کم داریم بیتاب حسین آمده تابش بدهی انگار بنا نیست جوابش بدهی اصلاً تو خودت بگو دلت می آید او تشنه شود نباشی آبش بدهی شاعر: علی زمانیان حضرت زهرا (س) روضه
زبان حال حضرت زهرا (س) در کنار مزار رسول الله (ص) ای پدر تنهایم و دل خسته ام در کنار قبر تو بنشسته ام بعد تو خانه نشین مولا شده غرق در دریای غم زهرا شده بعد تو دشمن شکسته حرمتت تازه فهمیدم پدر جان غربتت بعد تو بابا شده حیدر غریب از غریبی اش شدم من بی شکیب رفتی و بعد از شما پشتم شکست دست حیدر راعدو از کینه بست بعد تو شد فاطمه نقش زمین جانشین تو شده خانه‌نشین بعد تو آتش زدند بر خانه‌ام شد فدا در پشت در دردانه ام بعد تو بر من نشانه می زدند دخترت را تازیانه می زدند بعد تو باباعدو جای کمک دخترت را پیش حیدرزد کتک کس به جز غم بهر یاریم نبود ای پدر جان گشته ام یاس کبود دشمنت از من عیادت می کند برمن اظهار ارادت می کند خسته ام از این همه ظلم و ستم ای پدر جان صبر من گردیده کم بعد تو از زندگی سیرم پدر کرده سوز داغ تو پیرم پدر رضا یعقوبیان حضرت زهرا (س) روضه
چه زجری میکشم میبینمت در بستر اینگونه نزد پروانه ای مثل تو زهرا پر پر اینگونه اگر من آمدم خانه نیازی نیست برخیزی نیا جان علی دیگر خودت پشت در اینگونه جوابم کرده این شهر پر از نامرد قنفذ دار جوابم را نده بانوی خوبم با سر اینگونه خودم دیدم لباست را که رویش لکه ی خون بود یقینا زخم داری فاطمه در پیکر اینگونه الهی که نبیند هیچ مردی آنچه من دیدم الهی که نیفتد پیش چشمی همسر اینگونه اگر حتی دری آتش گرفت و پیکری هم سوخت الهی که نگیرد بر تنی میخ در اینگونه قرار این بود ، غربت تا ابد سهم خودم باشد غریبی مرا یکجا گرفتی در بر اینگونه منی که یک تنه میکندم از قلعه در آن را چه شد که هستی ام افتاد در پشت در اینگونه دری آتش گرفت و خیمه ی عمر حسینم سوخت شبیه مادرش میسوزد از غم خواهر اینگونه شبیه چادری که پشت در ، در شعله ها میسوخت میان خیمه معجر میشود خاکستر اینگونه عما د بهرامی حضرت زهرا (س) روضه
نور خلاق مبین یا فاطمه دخت ختم المرسلین یا فاطمه هستی ای نور دل ختم رسل در دو عالم بی قرین یا فاطمه چون علی بن ابیطالب تویی شیعه را حبل المتین یا فاطمه جان فدای عصمت و پاکی تو ای شهید راه دین یا فاطمه بعد پیغمبرز جور اشقیا شد علی خانه نشین یا فاطمه تو شدی حامی دین مصطفی با امیرالمومنین یا فاطمه پیش چشم مرتضی در پشت در گشته ای نقش زمین یا فاطمه گشته حیدر همره اطفال خود از غم داغت حزین یا فاطمه از غم داغ تو ای دخت نبی گشته زینب دل غمین یا فاطمه بر تو گرید تا صف حشر و جزا دیده ی اهل یقین یا فاطمه - رضا یعقوبیان حضرت زهرا (س) روضه