شور؛ یا مصباح الهدی.mp3
زمان:
حجم:
2.35M
#امام_حسین علیهالسلام
#شور
🔹یا مصباح الهدی🔹
من از تو، سر و سامون میخوام
چشم گریون میخوام
تا برات عرض ادب کنم آقا، جون میخوام
من از تو، خیلی حاجت میخوام
یه زیارت میخوام
میون سینهزنی رزق شهادت میخوام
تویی که جون میدی به دستای من
تا که برات به سینه و سر بزنم
الهی که یه روز شبیه شهدا
جلوی چشمای تو پرپر بزنم
محتاجم یا حسین، محتاج یک نگاه
بین آغوش خود، من رو بده پناه
یا مصباحَ الهدی، یا سفینةَ النجاه
«یا مولا یا حسین، یا مولا یا حسین»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تو هستی، بهترین معیارم
عشق قلب زارم
هرکسی دوست نداره تو رو ازش بیزارم
تو هستی، همیشه غمخوارم
سرور و سالارم
با همین شور زدنم میگم که دوسِت دارم
بین تموم لحظههای زندگیم
نور مقدس توئه که روشنه
خوب میدونی تو سینه، قلب عاشقم
یه عمره با حسین حسین میزنه
گرفتارم حسین، گرفتار گناه
پُرم از حسرت و پُرم از اشتباه
یا مصباحَ الهدی، یا سفینةَ النجاه
«یا مولا یا حسین، یا مولا یا حسین»
شاعر و نغمهپرداز: #رضا_خورشیدیفرد
#شور_امام_حسین
واحد؛ العجل یا مولا.mp3
زمان:
حجم:
2.61M
#امام_حسین علیهالسلام
#امام_عصر علیهالسلام
#واحد
🔹العجل یا مولا🔹
کُلُّ یَومٍ عاشورا، پیرو ولایتیم
کُلُّ اَرضٍ کربلا، عاشق زیارتیم
عاشق زیارت حسین
عاشق زیارت امام
کنارِ ضریح ششگوشه
به امام مهدی میدم سلام
سلام! وارث غم امام حسین
سلام! ولیِ دَم امام حسین
چشم به راه هستیم، ای عزیز زهرا
بِدَم المظلوم، اَلعَجَل یا مولا
«بِدَم المظلوم، اَلعَجَل یا مولا»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به امید روزی که میرسه اماممون
دنیا میشه مبهوتِ شکوه قیاممون
شکوهِ قیاممون یعنی
میشه دنیا عاشق «الله»
رجعت بهشتیا میشه
میرسه امام حسین از راه
عَجب اتفاقیه تو عالمین
جهان میبینه مهدی رو با حسین
کاشکی ما باشیم، اون روزا تو دنیا
بِدَم المظلوم، اَلعَجَل یا مولا
«بِدَم المظلوم، اَلعَجَل یا مولا»
شاعر و نغمهپرداز: #رضا_خورشیدیفرد
#امام_زمان
واحد؛ العجل یا مولا.mp3
زمان:
حجم:
2.61M
#امام_حسین علیهالسلام
#امام_عصر علیهالسلام
#واحد
🔹العجل یا مولا🔹
کُلُّ یَومٍ عاشورا، پیرو ولایتیم
کُلُّ اَرضٍ کربلا، عاشق زیارتیم
عاشق زیارت حسین
عاشق زیارت امام
کنارِ ضریح ششگوشه
به امام مهدی میدم سلام
سلام! وارث غم امام حسین
سلام! ولیِ دَم امام حسین
چشم به راه هستیم، ای عزیز زهرا
بِدَم المظلوم، اَلعَجَل یا مولا
«بِدَم المظلوم، اَلعَجَل یا مولا»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به امید روزی که میرسه اماممون
دنیا میشه مبهوتِ شکوه قیاممون
شکوهِ قیاممون یعنی
میشه دنیا عاشق «الله»
رجعت بهشتیا میشه
میرسه امام حسین از راه
عَجب اتفاقیه تو عالمین
جهان میبینه مهدی رو با حسین
کاشکی ما باشیم، اون روزا تو دنیا
بِدَم المظلوم، اَلعَجَل یا مولا
«بِدَم المظلوم، اَلعَجَل یا مولا»
شاعر و نغمهپرداز: #رضا_خورشیدیفرد
#امام_زمان
#زیارت_اربعین
#غزل
🔹صراط المستقیم🔹
ما به سوی چشمه از این خشکسالی میرویم
با گلوی تشنه و با مشک خالی میرویم
قطره قطره از میان روضهها جاری شدیم
بین گرد و خاک جاده با زلالی میرویم
نیمهشب از بین نخلستان کوفه رد شدیم
با صراط المستقیم از آن حوالی میرویم
راه را سلمان نشان دادهست، در نزد کریم
کولهباری نیست با ما، دست خالی میرویم
«سرزنشها میکند خار مغیلان در مسیر»
با تمام طعنههای احتمالی میرویم...
دسته دسته، تا حرم، پرچم به دوش، از شرق و غرب
با نسیم صبح و با باد شمالی میرویم
اربعینیها خبر دارند ما از این مسیر
«با چه حالی آمدیم و با چه حالی میرویم»
#رضا_خورشیدیفرد
#فاطمیه
#حضرت_فاطمه علیهاالسلام
#غزل_پیوسته
🔹بیتفاوتها🔹
بعد از اینکه دفن شد آن شب پیمبر در سکوت
سُست شد ایمان مردم، مُرد باور در سکوت
شد غدیر خم شبیه رازهای سر به مُهر
محو شد از خاطرات، آن حج آخر در سکوت
کینهها سر باز کرد و فتنهها آغاز شد
آتش آن کینهها شد شعلهورتر در سکوت
شهر، تنها در هجوم فتنه چشم خیره داشت
لال بود و گنگ بود و بُهتآور در سکوت
فتنۀ نَمرود شد آتشبیار معرکه
هیزم آوردند مردم بار دیگر در سکوت
سوخت میراث پیمبر در میان شعلهها
بسته شد دستان حق؛ دستان حیدر در سکوت
در میان بیتفاوتهای بیاصل و نسب
سوخت آیه آیه آیه قلب کوثر در سکوت
دختر آیینه را در کوچهها سیلی زدند
شد شنیده آن صدای تلخ، بهتر در سکوت
روزِ روشن در میان کوچه افتاد از نفس
در میان هَجمههای شعلهپرور در سکوت
بین طوفانهای بیغیرت، میانِ گرد و خاک
پُربها شد چادر زهرای اطهر در سکوت
::
در هجوم بیصدایی، یک نفر فریاد شد
فاطمه در بین آن خوف و خطر فریاد شد
از نفس افتاده بود، اما نفسها را بُرید
چون رسولالله آمد، چون پدر فریاد شد
ذوالفقاری از کلام آورد و در آن معرکه
پیش رفت و پیش رفت و بیشتر فریاد شد
از محمد، از پدر تا گفت قدری گریه کرد
گریه کرد و باز با چشمان تَر فریاد شد
از کتابالله ناطق گفت؛ از مولا علی
رو به منبر کرد و با خون جگر فریاد شد
بر سر این بیتفاوت مردمِ از حق گریز
در میان صحن مسجد با تشر فریاد شد
::
آه اما هر چه او فریاد شد، فریاد شد
دید تنها عدهای را مات و مضطر در سکوت
بعد از آن زهرای اطهر ذره ذره آب شد
شد شبیه یک خیالِ گریهآور در سکوت
در غریبی گوشۀ آن خانۀ ماتمزده
ماند تا جان داد روزی بین بستر در سکوت
غسل داد او را امیرالمؤمنین با اشک چشم
زیر نور ماه، با چندین کبوتر در سکوت
روی برگ لالهها با خون دل باید نوشت
نیمهشب تشییع شد آن یاسِ پرپر در سکوت
از امیرالمؤمنین آن شب امانت را گرفت
در میان قبر، دستانِ پیمبر در سکوت
ناکجاآباد شد دنیای بعد از فاطمه
بینهایت شد غم ساقی کوثر در سکوت
میرسد پایان این جریان به روز رستخیز
میرسد وقتی سواره بین محشر در سکوت
#رضا_خورشیدیفرد
#فاطمیه
#حضرت_محسن علیهالسلام
#غزل
🔹کاش...🔹
شاید او یوسف ذریۀ طاها میشد
روشنیبخشِ دل و دیدۀ بابا میشد
شاید او در دل گهواره زبان وا میکرد
همدم فاطمه ـ فِی المَهدِ صَبِيّا ـ میشد
شاید او بین مناجات و نماز شب خویش
جلوۀ روشنی از حضرت موسی میشد
شاید او از همۀ اهل جهان دل میبُرد
مثل پیغمبرمان خوش قد و بالا میشد
شاید او در سَکَنات و وَجَنات و حَسَنات
اَشبهُ النّاس به صدیقۀ کبری میشد
شاید او مثل اباالفضل میان صفین
ذوالفقار علی عالی اعلی میشد
شاید او مشک به دوش از وسط نخلستان
از حرم با رجزی راهی دریا میشد
شاید... امّا چه بگویم که چه شد در آتش
کاش او پاسخ این شاید و امّا میشد
#رضا_خورشیدیفرد
روی زمین نگذاشتی شبها سر راحت
وقتی که دیدی مستمندی را سر راهت
در جمع مردم با تبسم مینشستی آه
اما نگفتی با کسی جز چاه از آهت
در بین نخلستان عرق میریختی هر روز
تا شب کمی خرما و نان باشد به همراهت
رؤیای زیبایی برای هر یتیمی بود
بین خرابه نیمهشبها چهرۀ ماهت
محراب کوفه شاهد راز و نیازت بود
مولای یا مولای نجوای سحرگاهت
هر چند طوفانی میان سینهات جاریست
آرامشی دارد توکلت علی اللّهت
شهری کمیلت میشود با هر فرازی از
یا نور و یا قدوسهای گاه و بیگاهت
امروز هم دنیا به مردی چون تو محتاج است...
#رضا_خورشیدیفرد
#امام_علی علیهالسلام
#غزل
🔹باید تو بخواهی🔹
بی نور تو من راه به توحید ندارم
با نور تو من حسرت خورشید ندارم
باید تو بخواهی که به سمت تو بیایم
من که به خودم ذرهای امید ندارم
راهی شدهام سمت نجف با قدم دل
اندوه به تن کردهام و عید ندارم
وقتی که به گودی گلو میرسد این جان
بالای سرم هستی و تردید ندارم
من عاشق دیدار توام روز قیامت
لطفی کن از آن دور که من دید ندارم
::
امشب شب قدر است شب تلخ یتیمیست
اندوه به تن کردهام و عید ندارم
#رضا_خورشیدیفرد
#حضرت_معصومه علیهاالسلام
#ترکیب_بند
🔹سورۀ نور🔹
دور و بر خود میكشی مأنوسها را
اِذن پریدن میدهی طاووسها را
وا میكنی سمت كویرِ این حوالی
با لطف پاكت پای اقیانوسها را
«امید» داروییست در دارالشفایت
كه با سخاوت میدهی مأیوسها را
با آن دم قدسی خود شبهای جمعه
رونق بده «یا نور و یا قدّوس»ها را
هر شب به یاد غربت شهر مدینه
روشن كنیم اینجا همه فانوسها را
ای آبروی آبهای این حوالی
سمت شما باز است این دستان خالی
::
وقتی كه من از ماه میگیرم سراغت
میآورد دل را میان كوچه باغت
هفت آسمان، صدها ستاره میشمارد
هر شب به پای درسهای چلچراغت
تو آیههای سورهٔ نوری، چگونه
پیدا كنم من راه خود را بیچراغت؟...
انگار... نه من حتم دارم در بهشتم
آن لحظهای كه مینشینم در رواقت
ما لایق صحن و سرای تو نبودیم
همسایهٔ خوبی برای تو نبودیم
::
تو مهر زهرا را میان سینه داری
مهری كه با آن اُلفتی دیرینه داری
از بس كه آه زائرانت را خریدی
ایوان زیبایی پر از آیینه داری
هر صبح جمعه میزبان ندبههایی
این است آن عهدی كه با آدینه داری
تو از مدینه، كربلا، شام و خراسان
غمهای بیاندازهای در سینه داری
از نسل كوثر، معنی خیر كثیری
«با عشق، خویشاوندی دیرینه داری»
فرسنگها راه است از ما تا صفایت
قربان آن صحن و سرای باصفایت
::
از ابتدا هم بود مشهد، مقصد تو
پل میزنم تا مقصدت از مشهد تو
عطر گل یاس از ضریحت میتراود
این مرقد زهراست یا كه مرقد تو
عشق تو دریا را به ساحل میكشاند
ماه آبرو میگیرد از جزر و مد تو
خورشید دارد آرزوهایی طلایی
وقتی كه میآید كنار گنبد تو
من شاعرت هستم ولی مثل همیشه
شعری ندارم تا كه باشد در حد تو
من مینویسم بر روی سنگ مزارم
بانو! همیشه بوده از تو اعتبارم
#رضا_خورشیدیفرد
آمد به حرم، اگرچه دیر آمده بود
با اشک سوی نعم الامیر آمده بود
حر گفت از آداب زیارت با ما
با پای پیاده، سر به زیر آمده بود
#رضا_خورشیدیفرد
#شام_غریبان
#قطعه
🔹نمازِ سر🔹
هیچ کس تا ابد نمیفهمد
شب آن زن چگونه سر شده بود
خبری بود در تنور انگار
خبر این بار، داغتر شده بود
با دل خون وضوی گریه گرفت
بین سجاده نوحهگر شده بود
آسمان را به سمت خویش کشید
وسعت خانه بیشتر شده بود
شانه برداشت تا که مویش را...
شانه از دست چشم، تر شده بود
عطر برداشت تا که رویش را...
عطر میسوخت، خونجگر شده بود
آب برداشت تا گلویش را...
آب، دریای شعلهور شده بود
کاش آن شب سحر نمیآمد
سحر آمد ولی اگر شده بود...
پشت سر ایستاد و قامت بست
لحظههای نماز سر شده بود
#رضا_خورشیدیفرد
#زیارت_اربعین
#غزل
🔹صراط المستقیم🔹
ما به سوی چشمه از این خشکسالی میرویم
با گلوی تشنه و با مشک خالی میرویم
قطره قطره از میان روضهها جاری شدیم
بین گرد و خاک جاده با زلالی میرویم
نیمهشب از بین نخلستان کوفه رد شدیم
با صراط المستقیم از آن حوالی میرویم
راه را سلمان نشان دادهست، در نزد کریم
کولهباری نیست با ما، دست خالی میرویم
«سرزنشها میکند خار مغیلان در مسیر»
با تمام طعنههای احتمالی میرویم...
دسته دسته، تا حرم، پرچم به دوش، از شرق و غرب
با نسیم صبح و با باد شمالی میرویم
اربعینیها خبر دارند ما از این مسیر
«با چه حالی آمدیم و با چه حالی میرویم»
#رضا_خورشیدیفرد