eitaa logo
کانال اشعار(مجمع الذاکرین)
2.2هزار دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
56 فایل
این کانال اشعارمذهبی توسط محب الذاکرین خاک پای همه یازهراگویان عالم مهدی مظفری ازشهراصفهان ایجادشد
مشاهده در ایتا
دانلود
. یا شاعر: نغمه: با یارب یارب... _____________ یه عمره زینب می خونه حسین که جونش بسته به جون حسین دو تا گل داره قربون حسین عشق زینب حسین من عمر زینب به فدای ترک روی لبهات قد و بالای پسرهام به فدای قد رعنات سهم زینب داغه اما تا ابد میمونم پات ای عمر زینب ای هست زینب به بودن تو دل بسته زینب شرمنده داداش بیشتر نداشتم این بر می اومد از دست زینب ____ چه جنگی کردین فرزندای من بجنگید مادر حتی جای من نترسید واسه اشکای من برید مادر آه ای مادر دیدی آخر هرچی داشتم به پای عشقم دادم داغ فرزند دیدم اما مثه تو رو پام ایستادم واسه داداش، جون که هیچی دو گل نوجوون دادم آه ای حسینم فدا سر تو فدای زخمای پیکر تو سر اگر از بچه هام بریدن نبینه داغت رو خواهر تو _______________________ مشابه سبک زیر خوانده می‌شود 👇
غم کهنۀ در گلویم حسین است دم و بازدم، های و هویم حسین است اگر چشم من آبروی مرا ریخت چه غم؟ بعد از این آبرویم حسین است به دنبال نامی به جز عشقم اما سرانجام هر جست‌وجویم حسین است شب آرزوها شب جمعه باشد و کتمان کنم آرزویم حسین است؟ به سجاده گفتم که مایل بیفتد که از این سحر سمت‌وسویم حسین است سرآغاز عالم... سرانجام عالم... خلاصه بخواهم بگویم، حسین است
علیه‌السلام 🔹شب آرزوها🔹 غم کهنۀ در گلویم حسین است دم و بازدم، های و هویم حسین است اگر چشم من آبروی مرا ریخت چه غم؟ بعد از این آبرویم حسین است به دنبال نامی به جز عشقم اما سرانجام هر جست‌وجویم حسین است شب آرزوها شب جمعه باشد و کتمان کنم آرزویم حسین است؟ به سجاده گفتم که مایل بیفتد که از این سحر سمت‌وسویم حسین است سرآغاز عالم... سرانجام عالم... خلاصه بخواهم بگویم، حسین است
. بعد از تو خنده های یتیمان چه می شود؟ ای ابر، سرنوشت بیابان چه می شو‌د؟ وقتی تو نیستی چه بخوانند قاریان تفسیر آیه آیه قرآن چه می شود؟ ای جان روزگار که در حال رفتنی تکلیف این شریعت بی جان چه می شود؟ ای علت و نهایت دنیا، بدون تو مقصد کجاست؟ خلقت انسان چه می شود؟ تیغ و زبان به سهم برابر تو را زدند پس حکم ناسپاسی یاران چه می شود؟ این واژه ها گلایه ما بود با علی گفتیم از حکایت خود آنچه می شود آغاز شد وصیت مولا به یک نگاه رو بر حسین، گفت که پایان چه می شود
هرچند پیر و خسته دل و ناتوان شدیم نام حسین آمد و از نو، جوان شدیم گفتند کربلا وطن ماست بر زمین شکر خدا که هموطن آسمان شدیم چون فرش پادری دم مجلس نشسته‌ایم پاخورده‌ایم و آخر عمری گران شدیم هر غم که دیده‌ایم فدای غم حسین عمری به داغ کرببلا امتحان شدیم باید گریست خط به خط عمر رفته را جز او اگر برای کسی روضه‌خوان شدیم
وقتی کلماتش همه آیینه‌ی ذات است مکشوف‌ترین روضه، دعای عرفات است افتاده‌ی در ورطه‌ای از در به دری را هم کشتی نوح است و هم باب نجات است قحطی نکشد شهر، اگر شهر حسین است خالی نشود رود، اگر آب حیات است با نام حسین است دل از بند غم آزاد خود گرچه در این دشت، اسیر الکربات است افتاده به هرجا تنی از آل محمد این دشتِ بلا نیست که ختم صلوات است...
هدایت شده از احسان تبریزیان
📋چجوری میتونم رهات کنم چجوری میتونم، رهات کنم بذار یه دل سیر، نگات کنم میخوام تا خود صبح، صدات کنم ای عشق زینب چیشد یادگاری مادرت برادر بگو، چی اومد سرت ببین شمر و دنبال دخترت ای عشق زینب ای سربلند من، از ریشه چیدنت پس قسمت منه، رگهای گردنت ای سرفراز من، رو نیزه‌ای چرا قرآن بخون برام، از روی نیزه‌ها ......................... ما رو میبرن، بین کوچه‌ها تو میمونی و، پیکری رها کجایی تو ای یار و، من کجا برادر من تو اما توی قلب زینبی دعای نمازم توو هر شبی اگرچه لگد کوب مرکبی برادر من شب‌ها گذشته و، گریونه خواهرت سرخه لبام هنوز، از خون حنجرت أَمَّنْ یجِیبُ من، مُضْطَر شدی چرا ای سرنوشت من، بی‌سر شدی چرا .................... خداحافظ ای، یارِ آشنا خداحافظ ای، پیکرِ رها خداحافظ ای، دشتِ کربلا که میره زینب سلام ای، سر روی نیزه‌ها سلام ای، سر از بدن جدا سلام ای، مسیر پر از بلا اسیره زینب امشب رقیه هم، جامونده بین راه پیداست که روی نی، هی میکنی نگاه زجری کشیده‌ام، از زجر و طعنه‌هاش بازم‌ فداسرت، همراهمی داداش *شاعر: 🔻 🆔@goosheye_oshagh 🆔 @ehsantabriziyan
. شب آخره دل پریشونه میگن هیشکی پیشش نمیمونه کسی غصه هاشو نمیدونه تو این بیابون مگه ما نباشیم که تنها شه مبادا علی اربا اربا شه باید هرکی مونده مهیا شه بره به میدون آرومه زینبش وقتی میاد حبیب امشب تو کربلا پیچیده بوی سیب ارباب ما حسین ارواحنا فداک امشب تو خیمه گاه فردا به روی خاک حسین امشبو پیش خواهره یه امشب تو آغوش دختره یه امشب دلش پیش مادره غریب مادر ولی ظهر فردا دیگه تنهاس آتیش توی این خیمه ها برپاس سر کهنه پیراهنش دعواس غریب مادر امشب تو خیمه گاه گرم عبادته فردا تو قتلگاه غوغای غارته امشب سر حسین رو خاک کربلاس فردا سر حسین بالای نیزه هاس غم ظهر فردا چه سنگینه یه نامرد روی سینه می شینه بگو مادرش داره می بینه میون غوغا تنش روی خاک بیابونه سرش بر سر نیزه مهمونه داره آیه کهفو میخونه غروب فردا شمر از تو قتلگاه با خنده اومده تنگه غروبه و خورشید سر زده دشمن از این به بعد تو فکر غارته اهل حرم بیاید وقت اسارته ✍ 🔻 👈مشابه سبک زیر خوانده می‌شود .👇
. 📋چجوری میتونم رهات کنم چجوری میتونم، رهات کنم بذار یه دل سیر، نگات کنم میخوام تا خود صبح، صدات کنم ای عشق زینب چیشد یادگاری مادرت برادر بگو، چی اومد سرت ببین شمر و دنبال دخترت ای عشق زینب ای سربلند من، از ریشه چیدنت پس قسمت منه، رگهای گردنت ای سرفراز من، رو نیزه‌ای چرا قرآن بخون برام، از روی نیزه‌ها ......................... ما رو میبرن، بین کوچه‌ها تو میمونی و، پیکری رها کجایی تو ای یار و، من کجا برادر من تو اما توی قلب زینبی دعای نمازم توو هر شبی اگرچه لگد کوب مرکبی برادر من شب‌ها گذشته و، گریونه خواهرت سرخه لبام هنوز، از خون حنجرت أَمَّنْ یجِیبُ من، مُضْطَر شدی چرا ای سرنوشت من، بی‌سر شدی چرا .................... خداحافظ ای، یارِ آشنا خداحافظ ای، پیکرِ رها خداحافظ ای، دشتِ کربلا که میره زینب سلام ای، سر روی نیزه‌ها سلام ای، سر از بدن جدا سلام ای، مسیر پر از بلا اسیره زینب امشب رقیه هم، جامونده بین راه پیداست که روی نی، هی میکنی نگاه زجری کشیده‌ام، از زجر و طعنه‌هاش بازم‌ فداسرت، همراهمی داداش *شاعر: ✍ 🔻مشابه سبک زیر خوانده می‌شود .👇
قسم به آب به آن لحظه ‌ای که می‌نوشم که قطره قطره نشد یاد تو فراموشم عجیب نیست اگر در فروختن ضرر است که یوسف است غم تو، چگونه بفروشم سیاه بخت شد آن کس که سوگوار تو نیست سفید بخت منم که سیاه می‌پوشم کبوترم به هوای تو بال وا کردم مگر که جا شوی ای آسمان در آغوشم غلام حلقه ‌به گوش تو‌ام که از آغاز پس از اذان، پدرم روضه خوانده در گوشم کجاست چشمه زمزم ببیند اشک مرا؟ که از ازل به ابد در غم تو می‌جوشم میان خیمه تو دم گرفته‌ام یک عمر دم تو گرم، می‌آیی دمی که خاموشم
. اشبه الناس خَلقاً و خُلقاً الی رسول‌الله... مات شد لشکری از شیوه جنگ آوری اش حرمی شاد شده از رجز حیدری اش "شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان" تا پدر دید قد و قامت پیغمبری‌اش- "گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان" دل من بسته به زلف تو، کجا می‌بری‌اش؟ مست بگذشت و نظر بر صف لشکر انداخت با همان شیوه چشمان علی اکبری‌اش تشنه برگشت سراغ پدر و آب گرفت از لب و چشم پدر با هنر دلبری‌اش یوسفی آمده خورشیدنشان در میدان جز خدا کیست اگر هست کسی مشتری‌اش؟ دست بر پهلوی خود داشت و بابا می دید به پسر می رسد از ارثیه مادری‌اش
. اشبه الناس خَلقاً و خُلقاً الی رسول‌الله... مات شد لشکری از شیوه جنگ آوری اش حرمی شاد شده از رجز حیدری اش "شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان" تا پدر دید قد و قامت پیغمبری‌اش- "گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان" دل من بسته به زلف تو، کجا می‌بری‌اش؟ مست بگذشت و نظر بر صف لشکر انداخت با همان شیوه چشمان علی اکبری‌اش تشنه برگشت سراغ پدر و آب گرفت از لب و چشم پدر با هنر دلبری‌اش یوسفی آمده خورشیدنشان در میدان جز خدا کیست اگر هست کسی مشتری‌اش؟ دست بر پهلوی خود داشت و بابا می دید به پسر می رسد از ارثیه مادری‌اش