#امیرالمومنین_ع_مدح
ای انعکاس آینۀ هل اتی، علی
زیباترین مسیر جهان تا خدا، علی
انگشترت چه کرد که حتی بهشت هم
زانو زدهست نزد تو چون بینوا، علی
انگار نبض من صد و ده بار میبرد
در هر دقیقه نام تو را «مرتضی علی»
با کیسههای نور که بر دوش داشتی
سر میزدی به خانۀ آیینهها علی
آن شب شهادت آمد و با اشتیاق گفت
من نیز رستگار شدم با تو یا علی
::
فرقی میان اکبر و اصغر نبوده است
هر دفعه ریخت خون تو در کربلا، علی
#علی_گلی_حسین_آبادی
#امام_زمان_مناجات
#شب_چهارم
بگذار زنده تر بشوم در کنار تو
گل باشم و نفس بکشم در بهار تو
بی بازتاب نور تو پژمرده میشود
این شاخه تکیده ی چشم انتظار تو
بگذار تا رها بشوم چون پرنده ها
در آسمان تا به ابد بی غبار تو
از کوچه های شهر ندامت دوان دوان
راهی شدم دو مرتبه تا سایه سار تو
در جاده ی زمان شدهام هم مسیر حر
تا جان فدا کنم، نشود غصه یار تو
از خاک پای خون خدا حر جوانه زد
من آمدم که حر شوم از اعتبار تو
#علی_گلی_حسین_آبادی
#امام_زمان_عج_مناجات_محرمی
#حضرت_قاسم_بن_الحسن_ع_شهادت
#شب_ششم
میآیی و غم ما را جواب خواهی کرد
دعای چشم مرا مستجاب خواهی کرد
بیا و دست جهان را بگیر با لبخند
که با تبسم خود انقلاب خواهی کرد
طلوع کن بتکان از هوای ما شب را
بتاب بر دل دنیا، ثواب خواهی کرد
شنیدهام به شما تکیه میدهد کعبه
و آسمان و زمین را خطاب خواهی کرد
تو آفتابی و همراه عدهای مهتاب
اساس ظلمت شب را خراب خواهی کرد
محرم است بیا و دو قطره روضه بخوان
که سنگ را به دو خط روضه آب خواهی کرد
هوای روضهی احلی من العسل داریم
بخوان که قلب زمان را کباب خواهی کرد
زمان اگر برود تا کنار پیکر او
برای یاری قاسم شتاب خواهی کرد
#علی_گلی_حسین_آبادی
#امام_زمان_عج_مناجات_محرمی
#شب_هشتم
بی تو اینجا دلما لک زده از تنهایی
تو شبیه ضربان زمزمهی دلهایی
گرد اندوه و ستم را بتکان از دلها
که تو آرامش هر ثانیهی دنیایی
ای که لبخند تو صبح است و نگاه تو سحر
همچنان نوری و روی سر ما پیدایی
کربلا گریه کنان در بغلت میسوزد
بی گمان مرهم غمهای دل مولایی
با نگاهت دو سه خط گریهی جانکاه بخوان
ای که دلسوختهی غربت عاشورایی
اربا اربا تن دریا به زمین ریخته است
روضه خوان بدن تشنهترین دریایی
بدنش را تو مگر روی عبا میچینی؟
که چنان شعلهی آتش به نظر میآیی
#علی_گلی_حسین_آبادی
#امام_زمان_عج_مناجات_محرمی
#شب_نهم #شب_تاسوعا
بی تو از خانهی بی روح جهان بیزارم
ماه در دست به دنبال تو شب بیدارم
تا نگاه تو در آیینهی قلبم جاریست
زیر باران بلا، چتر محبت دارم
روی پیشانی من خط خجالت پیداست
وای بر من که برای تو فقط سربارم
دوست دارم که شبیه دل غمگین فرات
روی پاهای عمو جان تو سر بگذارم
علم افتاده و بی سایهی سر مانده جهان
سوز اشکم که بر این دشت بلا میبارم
آمد و رو به حرم گفت حسین آن لحظه
بدنش را نشد از روی زمین بردارم
گفت «ای اهل حرم میر و علمدار» که رفت
خیمهها را به که باید پس از این بسپارم؟
#علی_گلی_حسین_آبادی
#امام_زمان_مناجات
#شب_چهارم
بگذار زنده تر بشوم در کنار تو
گل باشم و نفس بکشم در بهار تو
بی بازتاب نور تو پژمرده میشود
این شاخه تکیده ی چشم انتظار تو
بگذار تا رها بشوم چون پرنده ها
در آسمان تا به ابد بی غبار تو
از کوچه های شهر ندامت دوان دوان
راهی شدم دو مرتبه تا سایه سار تو
در جاده ی زمان شدهام هم مسیر حر
تا جان فدا کنم، نشود غصه یار تو
از خاک پای خون خدا حر جوانه زد
من آمدم که حر شوم از اعتبار تو
#علی_گلی_حسین_آبادی