#وداع_با_ماه_مبارک_رمضان
ای ماه! ای چراغ فروزان راه من
ای آشنای زمزمه و اشک و آه من
ای ماه! رمزی از رمضان در نگاه توست
ای آنکه دیده دوختهای در نگاه من
هر چند میروی و وداع تو مشکل است
پیوسته باد خاطرهات تکیهگاه من
ای ماه! دل سپردۀ مهمانی توأم
ماهی که گفته است خدا: هست ماه من
ای شاهدِ سپیدۀ شبهای انتظار
ای قدر حُرمتِ شب قدرت، گواه من
بر شانههای توبه که سر میگذاشتم
دستی کشید پرده به روی گناه من
یادش بهخیر، در دل شبهای قدر هم
زمزم شنید زمزمۀ گاهگاه من
برگرد و سایه از سر و سامان ما مگیر
باشد که اشک توبه شود عذرخواه من
باران نور آیۀ «لا تَقنطوا» کجاست
تا چتر رحمتش بشود سر پناه من؟
ای ماه! با وداع تو ای کاش بگذرند
از جرم و از خطای من و اشتباه من..
#محمدجواد_غفورزاده
#وداع_با_ماه_مبارک_رمضان
بی سرپناهم، سرپناه از دست دادم
بی تکیهگاهم، تکیهگاه از دست دادم
من روسپیدی بهار مغفرت را
پاییز با روی سیاه از دست دادم
من هرچه را با دل به دست آورده بودم
با یک نظر، با یک نگاه از دست دادم
من اشکهایم، این قدیمی همسفر را
همچون رفیقی نیمهراه از دست دادم
هی رزق، هی روزی مقدر کردی اما
هی با خطا، هی با گناه از دست دادم
سهم من از مهمانیات شد نان حسرت
این ماه را هم غرق آه از دست دادم
#محمود_یوسفی
#وداع_با_ماه_مبارک_رمضان
یارب بیا نیایش ما را قبول کن
از بندهی حقیر تو مولا قبول کن
سی روز در حضور تو ما سجده کردهایم
این سجدههای ناقص ما را قبول کن
یک ماه میهمان تو بودیم ای کریم
ما را تو سائلان همینجا قبول کن
در امتحان بندگیات سرشکستهایم
من اعتراف میکنم، امّا قبول کن
مهمانیات تمام شد و سفره جمع شد
ما را هنوز تشنهی دریا قبول کن
شبهای قدر ذکر علیٍ علیّ ما
پیچید در عوالم بالا، قبول کن
ما که نماز و روزهی خوبی نداشتیم
امّا به جان حضرت زهرا قبول کن
با اشک شرم خویش «وفایی» نوشت و گفت
یک شاخه گل به رسم هدایا قبول کن
#سیدهاشم_وفایی
#وداع_با_ماه_مبارک_رمضان
این آخرین شبیست که بیدار بودهام
چشم انتظار لحظهی دیدار بودهام
این آخرین دقایق مهمانی است و من
تا صبح، پای صحبت دلدار بودهام
شکرخدا که سی شب اگر خواب ماندهام
وقت نماز صبح خبردار بودهام
سی روز گوش من به اذان بود و نام تو
سی مغرب از اهالی افطار بودهام
یک سال من اسیر دل خویش بودم و
یک ماه را به دوست بدهکار بودهام
بر من گذشت یک رمضان دگر! بگو
آیا پسند چشم تو اینبار بودهام؟!
ای ماه! یک نظر کن و شرمنده کن مرا
شرمندهی نگاه تو بسیار بودهام...
#سعید_تاج_محمدی
#وداع_با_ماه_مبارک_رمضان
یادت دلیل گریهی پنهانی من است
نامت انیس این دل زندانی من است
نیمهشب آمدم که نبینی رخ مرا
بارگناه علت پنهانی من است
از خود بریدهام به تو نزدیکتر شوم
این لحظهها که خلوت روحانی من است
در خلوتم همیشه کلنجار میروم
میگویم این چه وضع مسلمانی من است
کاری بکن که رو نزم بر کسی، بیا...
چیزی بده که رزق سلیمانی من است
از سفرهی تو میخورم و سیر میشوم
شکرت از این که نعمتت ارزانی من است
یک جلوهات بر این دل تاریک و سنگیام
پایان خوابهای زمستانی من است
گرم گناه بودهام و دیر آمدم
عصیان دلیل غیبت طولانی من است
تا که نبخشیام! من از این جا نمیروم
این گریه برگ سبز پشیمانی من است
::
دارد بساط سفرهی تو جمع میشود
غم میخورم که آخر مهمانی من است
#محمدحسن_بیات_لو
#وداع_با_ماه_مبارک_رمضان
دلتنگم و نیست چاره در کار؛ برو
دیگر نکنم به ماندن اصــــرار؛ برو
تقصیر تو نیست، نوبت شوال است
ای ماه خدا! خـــــــــــدانگهـدار؛ برو
#علی_ساعدی
#وداع_با_ماه_مبارک_رمضان
برای گریه، برای دعا دلم تنگ است
برای حالوهوای بکا دلم تنگ است
چنان زده به لب من گناه مهر سکوت
که مدتیست برای صدا دلم تنگ است
به سر هوای مناجات دارم امشب هم
که پای سفرهی «یاربّنا» دلم تنگ است
شکستهبالترین مرغ گوشهی قفسم
فقط تو باخبری تا کجا دلم تنگ است
رسید آخر کار و هرآنچه بود گذشت
برای ماه عزیز خدا دلم تنگ است
دلم گرفته از این شهر یا امام زمان
شبی به دیدن من هم بیا، دلم تنگ است
غریبهاند تمام جهان من بیتو
بیا...! برای تو ای آشنا دلم تنگ است
بیا و باز کن این بندهای پای مرا
برای یکسفر کربلا دلم تنگ است
دلم گرفته به یاد مدینه و کوچه
برای روضهی خیرالنسا دلم تنگ است
#مجتبی_خرسندی
#وداع_با_ماه_مبارک_رمضان
#عید_سعید_فطر
#امیرالمومنین_ع_مدح
حیف که ماه رمضان شد تمام
ماه دعا، ماه صلات و صیام
ماه خدایی شده، خود ساختن
دل ز همه شسته، به او باختن
ماه پر از نور الهی شدن
خانۀ دل طور الهی شدن
شب همه شب تاب و تبی داشتیم
اشک و مناجات شبی داشتیم
ماه خدا داشت چه عمر کمی
عمر کمش بود به سان دمی
ذکر خفی، ورد جلی داشتیم
زمزمۀ علی علی داشتیم
روز در آغوش خدا جای ما
شب همه شب لیلۀ احیای ما
روز نفسها همه بودی نماز
شب همه در ناله و راز و نیاز
روز ز سوز عطش افروختن
شب همهدم شمعشدن سوختن
نیمۀ مه هر چه سخن داشتیم
بر لب خود مدح حسن داشتیم
جلوه ز حُسن ازلی داشتیم
روشنی از ماه علی داشتیم
::
ماه خداوند! علیک السلام
رفتی و باز آمده عید صیام
عید خدا عید دعا عید نور
چشم بد از صبح دلآراش دور
عید قبولی صیام همه
سجده و تکبیر و قیام همه
عید وصال است، وصال خدا
محو شدن محو جمال خدا
خندۀ شادی به لب روزهدار
آتش حسرت به دل روزهخوار
آن که در این مه زده خود را به خواب
وای بر او در صف یوم الحساب
طایفهای را همه با جام نور
داده خداوند شراباً طهور
وصل خدا شامل حال همه
قرب خداوند حلال همه
طایفهای تلخ شده کامشان
روز شده تیرهتر از شامشان
کور ز دیدار تجلاّی نور
دور ز رحمتِ خدای غفور
خار چه سهمی بَرَد از بوستان؟
وصل خداوند و علی دوستان
::
کیست علی؟ تمامِ هست خدا
گوش خدا، دیده و دست خدا
کیست علی؟ وصیِّ ختم رُسل
کیست علی؟ عصارۀ عقل کل
کیست علی؟ تجلی کبریا
لحم و دم و نفْس رسول خدا
کیست علی؟ روح صلات و صیام
کیست علی؟ رکن قعود و قیام
سکوت ما، صحبت ما یا علیست
قبولی طاعت ما یا علیست
مغز، علی و دگرانند پوست
فشردۀ هزار و یک اسمِ هوست
یک شبش از عمر جهان برتر است
یک دمش از طاعت عالم سر است
مهر علی نور کند نار را
مهر علی لاله کند خار را
مهر علی کار مسیحا کند
مردۀ دل را علی احیا کند
مهر علی، رحمت بیانتهاست
مهر علی، تمام لطف خداست
مهر علی، ولایت انبیاست
مهر علی، هدایت انبیاست
مهر علی، تمام ایمان بوَد
مهر علی، حیات قرآن بوَد
مهر علی، چراغ آئین ماست
مهر علی، تمامیِ دین ماست
مهر علی، کلاس عمّارهاست
نتیجهاش میثم تمّارهاست
ما به تولّای علی زادهایم
روز ازل دل به علی دادهایم
این سخن خلق همه عالم است
گر چه روان از قلم «میثم» است
سرودِ آب و گل ما یا علی است
حرفِ زبان و دل ما یا علی است
#غلامرضا_سازگار
#وداع_با_ماه_مبارک_رمضان
#عید_سعید_فطر
#امام_زمان_عج_مناجات
چه زود از دست ما، ماه خدا رفت
مه تسبيح و تهليل و دعا رفت
مه احيا، مه شب زندهداری
مه روزه، مه صدق و صفا رفت
مهي که بود از فيض و سعادت
نفس، تسبيح و خواب آن عبادت
مه يا نور و يا قدوس و يارب
شبش از روز و روزش بهتر از شب
خوشا آن روزهداران را که دانم
محبت بود در دل، ذکر، بر لب
به خلوتگاه شب، اختر فشاندند
کميل و افتتاح و ندبه خواندند
سحر بود و مناجات و دعايش
دعاهای لطيف و دلربايش
خوش آنکو داشت خلوت با خداوند
دريغ از لحظههای با صفايش
کجا رفتند شبهای منيرش
چه شد بوحمزه و جوشن کبيرش
چه شبهايی که دل ياد خدا بود
دعا بود و دعا بود و دعا بود
به گوش جان صداي آشنا بود
خوشا آنان که از نو، جان گرفتند
دلِ شب اُنس با قرآن گرفتند
چه ماهی! ماه حی ذوالمنن بود
چه ماهی! ذکر حق نقل دهن بود
چه ماهی! ماه غفران، ماه رحمت
چه ماهی! ماه ميلاد حسن بود
چه ماهی! دل ز ايمان منجلی بود
علی بود و علی بود و علی بود
مه احيا، مه مولا علی بود
علی شمع دل و دل با علی بود
تو گويی با علی بوديم تا صبح
چه میگويم نفسها يا علی بود
چه شد آوای يارب الکريمش؟
دعای يا عليُّ يا عظيمش؟
وفا و عشق و ايمان بود اين ماه
مگو، شيرينتر از جان بود اين ماه
بهشت سبز انس عبد و معبود
بهار ختم قرآن بود اين ماه
فروغ روح از بدرش گرفتيم
شرف از ليلة القدرش گرفتيم
::
الا اي دوستان! عيد صيام است
چه بنشستيد اين عيد قيام است
طلوع صبحدم را اين روايت
هلال ماه، نور اين پيام است
خوشا حال تمام روزهداران
که حسرت شد نصيب روزهخواران
ره صدق و صفا پوييد امشب
جمال يار را جوييد امشب
وضو گيريد با عطر بهشتي
به مهدي تهنيت گوييد امشب
خوش آن عيدي که با دلدار باشيم
همه با هم کنار يار باشيم
اگر چه عيد فيض و عيد نور است
اگر چه عيد شوق و عيد شور است
اگر چه عيد مجد است و سعادت
تمام عيدها روز ظهور است
بدون يار، گل خار است، خار است
گل نرگس اگر آيد بهار است
الا اي شمعِ بزم آشنايي
ندارد بی تو چشمم روشنايی
دلم خون شد، دلم خون از جدايی
گلم، باغم، بهارم کی میآيی؟!
الهی عيدِ بي تو باز گردد
بيا تا عيد ما آغاز گردد
تو شمع و قلب ما پروانهی توست
نديده عالمي ديوانهی توست
ندای يا لثارات الحسينت
لوای کربلا بر شانهی توست
ظهورت عيد خلق عالمين است
نه تنها عيد ما، عيد حسين است
همين است و همين است و همين است
که ديدار تو عيد مسلمين است
عزيز دل به آمين تو سوگند
دعاي «ميثم» دل خسته اين است
که فردا جزو ياران تو باشد
دلش باغ و بهاران تو باشد
#غلامرضا_سازگار
#مناجات
#وداع_با_ماه_مبارک_رمضان
#غزل
دارم از پای بساط سفرهات پا میشوم
بعد از این شبها خدایا باز تنها میشوم
دور بودم سی شب از دنیای وانفسا ولی
بعد از این سی شب دوباره غرق دنیا میشوم
دست شیطان بسته بود و دست سلطان باز بود
تا ابد ممنون این الطاف مولا میشوم
میهمانی رو به پایان است و حالم خوب نیست
میزبانم که رود من عبد هرجا میشوم
حال و روزم مثل حال و روز عبدی مذنب است
چارهای دیگر نمانده رو به صحرا میشوم
امشب از درد فراق اشکم به راه افتاده است
میل گریه دارم و راهیِ دریا میشوم
امشب این العفوها بوی جدایی میدهد
الوداع ای ماه، دلتنگ سحرها میشوم
چهرهام از فرطِ معصیت غبارآلوده شد
با چنین وضعیتی عبد تو آیا میشوم؟
توبههایم را بخر، اما گناهم را ببر
ورنه امشب دست بر دامان زهرا میشوم
تشنگی این روزها لبهای ما را خشک کرد
با لب خشکیده غرق واحسینا میشوم
#رضا_باقريان
#وداع_با_ماه_مبارک_رمضان
#مثنوی
وقتِ خداحافظیه، مهمونیم تموم شد!
حسرتِ این روزایِ خوش، بغضی توی گلوم شد
صاب خونه ممنون توأم، هیچ چیزی کم نذاشتی
با اینکه لایق نبودم، سنگ تموم گذاشتی
نمی تونم دل بِکنم، جدایی خیلی سخته!
بدرقه رفتن اینطوری، خدایی خیلی سخته!
ماه رمضون کجا میری!؟ نرو دلم می گیره
از این به بعد باز غروبا، بی تو دلم می گیره
تا سال بعد چیکار کنم! زنده شاید نباشم
با چشم گریون دوباره، از تو باید جداشم
حرف جدایی که میشه، دلم عزا می گیره
دلم به یادِ روضه های کربلا می گیره
***
حسین من نرو بمون، سایه ی روسرم باش
حالا که عباس ندارم، پناه این حرم باش
دلم شده پشتِ سرت، مثل موهات پریشون
خودت بگو چیکار کنم، تنها تو این بیابون
داداش نرو تورو خدا، نذار که در به در شم
نذار با شمر و حرمله، تا کوفه همسفر شم
#وحید_قاسمی
#وداع_با_ماه_مبارک_رمضان
#مثنوی
لحظات دعا، خداحافظ
روزهای خدا، خداحافظ
لحظات غریب قبل سحر
بوی افطار هر شب مادر
ظهرهای کلافهی بیحال
جزءهای نخواندهی امسال
ذکرهای نهفته زیرِ لب
مثل تصمیمهای "از امشب..."
ذکرمان گشت ربنا، افطار
پای هر سفره آتنا، افطار
چهقدَر با خدات کردی حال؟
پلک بر هم زنی شده شوال
چشمهای به در، خداحافظ
لحظات سحر، خداحافظ
روزهای مقدس رمضان
لحظههای غریب تا به اذان
حال و احوال قبل افطاری
قدرهای بلند بیداری
چهقدَر مانده است تا ساحل
رمضان رفت، ای دل غافل!
راه باز است، تو نمیبینی
میوهی بغض را نمیچینی
خویشتن را بشوی پس با اشک
دست بر دامن توام، یا اشک!
اشک تنها چراغ این راه است
از مسیر درست آگاه است
دست خود را بده به دست چراغ
تا کبوتر شود دوباره کلاغ
تا پر و بال در حرم بزند
توی بابالرضا قدم بزند
شب بیست و نهم، چه مایوسی
تو که مثل کبوتر طوسی
گاه در پشت پنجره فولاد
گاه در کنج صحن گوهرشاد
دل تو سنگ مرمر حرم است
تا به اذن دخول، یک قدم است
السلام علیک! دلتنگم
ای بمیرم که مایهی ننگم
ای بمیرم که زائرت نشدم
بیست و نُه روز شاعرت نشدم
به من خسته هم نگاهی کن
دل من را دوباره راهی کن
#مهدی_رحیمی