بسمالله الرحمن الرحیم
#امام_جواد_ع_مناجات
#امام_جواد_ع_شهادت
#سیدمجتبی_شجاع
▶️
ممنون عنایت تو هستم…خیلی
مدیون ولایت تو هستم…خیلی
"آقا" تو بهتر از همه می دانی...
دلتنگ زیارت تو هستم…خیلی
*
ما در غم و محنت تو گفتیم...حسین
با گریه به غربت تو گفتیم...حسین
وقتی که شنیدیم تو هم...لب تشنه...
در اوج مصیبت تو گفتیم ...حسین
*
با یاد شما به شور و شینم...هر شب
دلتنگ حریم کاظمینم...هر شب
در فکر غریبی تو هستم...هر روز
گریه کن روضه ی حسینم...هر شب
بسمالله الرحمن الرحیم
#امام_جواد_ع_شهادت
#محمدمهدى_عبداللهى
كبوترانه نگاهش به سمت بالا بود
سفر براى دل خسته اش مهيا بود
كبوترى كه فقط شوق پركشيدن داشت
ميان خانه خود هم غريب و تنها بود
خزان ،كنار نفس هاى او قدم مى زد
بهار، گمشده در چشم هاى دريا بود
چه حس و حال عجيبى دوباره باران داشت
كه سوز حنجره از ناله اش هويدا بود
نماز غربت خود را شكسته برپا كرد
اگرچه يك دلِ سير آشناى غم ها بود
در آن فضاى نفس گير بى وفايى ها
كه انعكاس صدايش به حجره پيدا بود-
مراد اهل نظر ،لحظه هاى آخر را
ميان بستر خود بى قرارِ زهرا(س) بود
چراغ عاطفه با موج اشك روشن شد
نگاه ماه نهم ،سمت عرش اعلى بود
بسم الله الرحمن الرحیم
#مناجات_با_خدا
#امام_جواد_ع_شهادت
#رضا_دین_پرور
▶️
دلم شکسته مرا باز بیصدا بخرید
رسیده ام به ته خط از ابتدا بخرید
چقدر این رمضان ها بیاید و برود
نمیروم پی کارم دوباره تا بخرید
تمام شد، منِ بیچاره ماندم و تو فقط
کسی که بی کس و تنهاست را جدا بخرید
مرا اگر نخرید آبروی من رفته
بخاطر خودتان هم شده مرا بخرید
شریک نفس شدن ورشکستگی دارد
کمک کنید کمی از دُکان ما بخرید
به حکم جابر العظم الکسیر هم که شده
ضرر کنید اگر میشود گدا بخرید
به یاد مرگ نیفتاده ام دلم مُرده
به حمد و سوره برای دلم شفا بخرید
جنازه ام به زمین مانده است بردارید
مرا به خاطر سلطان کربلا بخرید
فقط مرا دم باب الجواد هم ببرید
که آبروی مرا محضر رضا بخرید
همان دلی که من ارزان فروختم به همه
جواد واسطه شد تا خود شما بخرید
مرا به حق جوان رضا ببخشید و
مرا به خاطر این یاجوادها بخرید
#امام_جواد_ع_شهادت
غریب تر از مجتبی غریبِ زهرا تو
صدای نالهی اَمَن یُجیبِ زهرا تو
بمیرم از غمت آقا کسی نداری که
غریب تر از مجتبی کسی نداری که
چقدر غرقِ عرق غرقِ درد تب داری
میانِ سُرفه جگرپاره رویِ لب داری
به دادِ تو نرسیدند تا صدا نزنی
کسی نبود کنارت که دست و پا نزنی
صدای بال و پَرِ بسته از قفس نرسد
صدا نزن که صدایت به هیچکس نرسد
صدا نزن که نفسهات مختصر نشوند
صدای هلهلهها تا که بیشتر نشوند
صدای هلهله آمد رضا رضا نکنی
که دست و پا بزنی و خدا خدا نکنی
صدا نزن که به دَف میزنند در پَسِ در
جوابِ دادِ تو کَف میزنند در پَسِ در
نگو جوان رضا تشنهای که آبی نیست
بیا نگو جگرت سوخت که جوابی نیست
عجیب زهر بدی بود شعله بر پاکرد
تمامیِ جگرت را که اِرباًاِربا کرد
کسی نگفت که آبی دهان خشکش را
کسی نگفت که رحمی زبانِ خشکش را
به پُشت حُجره کنیزان و همسرش اینجاست
کسی نگفت نخندید مادرش اینجاست
میان حجره پَرَت را کسی نمیگیرد
عزیزِ تشنه سرت را کسی نمیگیرد
غریبتر از مجتبی نه بستری داری
نه گِرد خویش برادر نه خواهر داری
برادری که به قربان پیکر تو رَوَد
نه خواهری که رسد زود همسر تو رَوَد
نه گریهکُن که پیات سر به دشت بگذارد
نه خواهری که برای تو طشت بگذارد
میان خنده و دشنام بردنت آقا
کِشان کِشان به رویِ بام بردنت آقا
کنار خشکْ لبت ، کاسه های آب اُفتاد
کشان کشان بدنت زیر آفتاب اُفتاد
کشیدهاند زِ پا با سرت چه بد خوردی
میان راه بگو چندتا لگد خوردی؟
به روی بام ولی مثل اینکه پامالی
به روی بام ولی نه میانِ گودالی
ولی به سویِ تو خیره نگاهِ دختر نیست
به روی جسم تو جز سایهی کبوتر نیست
هزارشُکر که جسمِ تو نامرتب نیست
هزارشُکر که بر بام ، جای مَرکب نیست
شاعر: #حسن_لطفی