َروضه طفل سه ساله حضرت رقیه سلام الله علیها🕊🥀🕊
🌴🌴🌴🌴
🌾 روز جمعه است هوای حرمت را دارم حسین
اشتیاق حرم محترمت را دارم حسین۲
🌾 جلوه سبزخدا سرخ ترین لاله ی عشق
برسرم سایه ی سرخ علمت را دارم حسین
🌾 خانه ی لطف تو آباد و دمت گرم حسین
حسین حسین
درحسینه ی دل ،سوز دمت رادارم حسین. ۲
🌾 همه ی سال هوا داره محرم هستم
برسرشانه ی خودشال غمت را دارم حسین
حسین حسین. حسین😭
🌾 لحظه ی مرگ قدم برسرچشمم بگذار
هوس بوسه به خاک قدمت را دارم حسین ۲
🌾 برسفره ی احسان شمامهمانم
سائلت هستم وشوق کرمت را دارم حسین
🌾 همه ی سال هوا داره محرم هستم
برسر شانه ی خود شال غمت را دارم
😔😔😔
🕊 نیت کردم روضه بی بی سه ساله رو بخونم 🕊
ان شاءالله عزیزان این محفل فیض ببرن
ثوابش ذخیره قبروقیامت خودتون اموات این جمع....................
🥀 دختری که زپدر محروم است
همه شب غم زده و مغموم است
(امروز دیگه مجلسمون حال وهوای خاصی خودش رو گرفته
معمولا رسمه شب سوم محرم متوسل میشن در خانه ی سه ساله ابی عبدلله بی بی رقیه سلام الله علیها......)😭
🥀 از هجر پدر میسوزم میسوزم
دیده بر راه پدر میدوزم میدوزم
😭(چیکار کردن با این دختر سه ساله......)
🥀 من سه ساله ز پدرمحرومم
کودک خون جگرو مغمومم
😭(دیگه دلت اینجا نباشه........باپای دلت بریم کنار حرم باصفاش ان شاءالله به زودی دسته جمعی کنار مرقد باصفاش عرض ارادت کنیم اونجا ناله بزنیم برای سه ساله حسین.ع.............)😭
🥀 منزلم گوشه ی ویرانه شده
همدمم سیلی ی بیگانه شده
(نمیدونم تا حالا دختر بچه ی یتیمی کنار بدن بابا دیدی یانه......
چطوری درد ودل میکنه....چطوری ناله میکنه......
اونم با زبان کودکی.....چطور حرفهاشو به باباش میگه........
هرکه ناله این دختر رو بشنوه
نا خداگاه اشکش جاری میشه.......
بگم.......هرکجا دختر سه ساله ی یتیم
ببینی نوازشش میکنی...آرومش میکنی....
اما من بمیرم برای ناز دانه ی حسین.....چه خوب نوازشش کردن💔💔
کنار سربابا هرکجا رسیدن بهش تازیانه زدن.........
ای وای......ای وای.......ای وای..
هرکجا رسیدن بهش سیلی زدن
😭😭😭💔💔
🥀 منزلم گوشه ی ویرانه شده
همدمم سیلی ی بیگانه شده ۲
(میگن گوشه خرابه نیمه های شب دیدن دختر ازخواب میشه بهانه بابا رو میگیره......
شروع کرد به گریه کردن......
هی صدا میزنه....عمه بابام حسین کجاست.....
عمه زینب.......زینب......زینب.....😭
عمه الان بابام کنارم بود.......)
میگن زینب اومد کنار دخترنشست..عمه جان اینقدر بی تابی نکن......
عمه جان بابات رفته سفر برمیگرده...
.🕊🕊🕊🕊
میگن هر کاری کردن این دختر آروم بگیره آروم نشد....
اهل خرابه وقتی ناله این دختر رو شنیدن طاقت نیاوردن.....
میگن زنها شروع کردن به گریه کردن....
صدای گریه بلندشد خبر به یزید رسید
خدا لعنتش کنه.....
صدازد چه خبره چی شده.....
گفتن دختر حسینه گوشه خرابه هی بهونه بابا رو میگیره😭😭💔
نانجیب گفته ببرید سربریده باباش حسینو براش......
#یاصاحب_الزمان_.........
یه نظری به این محفل کن.......
( امان از اون لحظه ای که سر بریده ی حسین را آوردن داخل خرابه........)
صحنه رو مجسم کنید.....😭😭😭
سربابارو مقابل دختر سه ساله بزارن چه حالی پیدا میکنه....تا نگاهش به سر بریده بابا افتاد دیگه طاقت نیاورد......صدای ناله اش بلند شد....
.😭😭💔
🥀 عمه بیا گم شده پیدا شده
خرابه امشب شب یلدا شده
(میگن اونقدر کنار سر بابا ناله زد یه دفعه دیدند دختر یه طرف افتاده سربریده بابا یطرف افتاده.........
عمه جانش زینب اومد نگاه کرد دید دختر جان به جان آفرین تسلیم گردیده
😭😭😭💔💔🖤🖤
هرکجای مجلس نشستی بلند بگو
یا حسین ........یاحسین..........
حسین آرام جانم.......
حسین روح روانم.......
🌴🌴🌴🌴
بانوای مداح اهلبیت ع🎤
#جناب_کربلایی_رضا_صمدی👌
#التماس_دعا
روضه اربعین🖤🖤
یک گوشه ای جابر دست به گردن
😭😭😭💔💔
امام سجاد و امام سجاد دست به گردن جابر دارن گریه می کنن یه گوشه ی ه گوشه ی دیگری یه خواهر دل سوخته ای خودش رو رو خاک قبر حسینش انداخته حسین بلند شو با من حرف بزن حسین خیلی دلم برات تنگ شده حسین من یک روز که تو رو نمی دیدم بی قرار تو بودم حسین حالا چهل روزه تو رو ندیدم چهل روزه با من حرف نزدی حسین یک کلمه با من حرف بزنی حسین چرا خوابیده ای و با من حرف نمی زنی هی گفت و گفت برات ماجرای کربلات رو می گم بعد تو چه گذشت ماجرای کوفه رو گفت ماجرای کوفه تا شامو گفت ماجرای شامو گفت بعد حسین من نگاه کن تو صحرا ببین تمام قافله رو سالم آوردم ببین تمام کاروانو سالم آوردم به خدا هر وقت می خواستن بچه هاتو سیلی بزنن خودم سپر می شدم به من سیلی می زدن حسین هر وقت می خواستن بچه هاتو تازیانه بزنن من سپر می شدم و تازیانه می خوردم اگه نامحرمان اینجا نبودن پیرهانم رو کنار می زدم جای کبودی تازیانه ها رو به تو نشون می دادم.حسین من عزیز من ولی اگه نگاه می کنی می بینی بین این قافله دختر سه ساله ت نیست شرمنده ام حسین به خدا تقصیر من نبود حسین هر چه اومدم مانع بشم سر بریده ی تو رو تو دامنش قرار ندم نگذاشتن سیلیم زدن تازیانه م زدن سر بریده ی تو رو توی دامن دختر سه ساله ت رقیه گذاشتن به خدا کنار سر بریده ت جان داد حسین. 😭😭😭😭
عرض دعای من میگن سه روز و سه شب قافله در کربلا موند وقتی قافله آماده ی حرکت شد همه سوار بر محمل ها دیدند سکینه نیومده کجاست سکینه امام سجاد سوال کرد کجاست گفتند کنار قبر باباش حسینه فرمود بگید بیاد قافله می خواد حرکت کنه زینب اومد عمه سکینه بلند شو قافله آماده ی حرکته یک دفعه سکینه با اون چشمان گریانش برگشت عمه زینب برو از برادرم امام سجاد اجازه بگیر من کنار قبر بابام خیمه بزنم و بمونم
آی آی😭😭😭
یک طرف دیگه هم امام سجاد داره برای جابر میگه
جابر اینجا بود که بابام علی اصغر رو روی دستش بلند کرد جلوی دیدگانش تیر سه شعبه به گلوی شش ماهه داداشم زدند.
اینجا بود علی اکبر رو بدنش رو قطعه قطعه کردند
جابر آنجا بود که قاسمم پاهاش رو روی زمین می کشید و جان می داد
جابر بیا تو رو ببرم کنار نهر علقمه آنجایی که بدن بی دست عباسم افتاده
بدن بی دست عموم عباس افتاد
برا مریض ها دعا یادت نره
جابر بیا بر غربت بابا بنالیم
در اربعین با یاد عاشورا بنالیم
جابر منم سجاد و زین العابدینم
بعد از حسین تشنه لب سالار دینم
من آمدم از راه پر درد اسارت
اینک کنم قبر عزیزانم زیارت
هر جای این صحرا نشان از عشق دارد
ناگفته های جاودان از عشق دارد
جابر همین جا مقتل جا عون و بریر است
این بوی خون جعفر و حر و زهیر است
اینجا حبیب بن مظاهر جان فدا کرد
مسلم به جسم پاره رو سوی خدا کرد
جابر علی اکبرم را یاد داری
اینجا مزار اوست باید سر گذاری
جابر مپرس از اصغر شیرین زبانم
آتش زند داغ گلویش قلب و جانم
لب تشنه بود اصغر کسی آبش نمی داد
یک دمی نمی خوابید از آن ظلم و بیداد
شش ماهه بود و از عطش رخساره اش زرد
ای کاش این سان خصم سیرابش نمی کرد
جابر همین جا که پر از شور و شین است
معراج گاه باب مظلومم حسین است
جابر بر او با لب عطشان سر بریدند
جابر سر او با لب عطشان بریدند
اسبان خصم از کینه بر جسمش دویدند😭😭😭😭
آن کس که هر دم مونسش روح الامین بود
دیدم سه شب بر روی زمین بود
جسم عزیزان بی کفن در دشت دیدم
فریاد رودم رودم از زهرا شنیدم
صد پاره تن بودند یاران در بیابان
سرهای پر خون روی نی چون ماه تابان
ای بی کفن
حسین وای
ای تشنه لب
حسین وای
دور از وطن
حسین وای
کو اصغرت
حسین وای
کو اکبرت
حسین وای
کو قاسمت
حسین وای
کو عباس
حسین وای
حسین وای
حسین وای
😭😭😭😭
بابا منم سکینه دخترت
جانم فدای جسم بی سرت
بابا منم سکینه دخترت
جانم فدای جسم بی سرت
از شام پر بلا رسیده ام
بر خاک قتلگاه اطهرت
بابا منم سکینه دخترت
جانم فدای جسم بی سرت
ببارم از دو دیده خون چو بر مزارت
که اشک دیدگان خود کنم نثارت
بیا و جای من نما دمی کنارت
قربان تربت معطرت
جانم فدای جسم بی سرت
بابا منم سکینه دخترت
جانم فدای جسم بی سرت
😭😭😭😭😭
بانوای مداح اهلبیت ع 🎤
#جناب_کربلایی_رضا_صمدی👌
🌴🌴🌴
روضه اربعین🖤🖤
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
یک گوشه ای جابر دست به گردن
😭😭😭💔💔
امام سجاد و امام سجاد دست به گردن جابر دارن گریه می کنن یه گوشه ی ه گوشه ی دیگری یه خواهر دل سوخته ای خودش رو رو خاک قبر حسینش انداخته حسین بلند شو با من حرف بزن حسین خیلی دلم برات تنگ شده حسین من یک روز که تو رو نمی دیدم بی قرار تو بودم حسین حالا چهل روزه تو رو ندیدم چهل روزه با من حرف نزدی حسین یک کلمه با من حرف بزنی حسین چرا خوابیده ای و با من حرف نمی زنی هی گفت و گفت برات ماجرای کربلات رو می گم بعد تو چه گذشت ماجرای کوفه رو گفت ماجرای کوفه تا شامو گفت ماجرای شامو گفت بعد حسین من نگاه کن تو صحرا ببین تمام قافله رو سالم آوردم ببین تمام کاروانو سالم آوردم به خدا هر وقت می خواستن بچه هاتو سیلی بزنن خودم سپر می شدم به من سیلی می زدن حسین هر وقت می خواستن بچه هاتو تازیانه بزنن من سپر می شدم و تازیانه می خوردم اگه نامحرمان اینجا نبودن پیرهانم رو کنار می زدم جای کبودی تازیانه ها رو به تو نشون می دادم.حسین من عزیز من ولی اگه نگاه می کنی می بینی بین این قافله دختر سه ساله ت نیست شرمنده ام حسین به خدا تقصیر من نبود حسین هر چه اومدم مانع بشم سر بریده ی تو رو تو دامنش قرار ندم نگذاشتن سیلیم زدن تازیانه م زدن سر بریده ی تو رو توی دامن دختر سه ساله ت رقیه گذاشتن به خدا کنار سر بریده ت جان داد حسین. 😭😭😭😭
عرض دعای من میگن سه روز و سه شب قافله در کربلا موند وقتی قافله آماده ی حرکت شد همه سوار بر محمل ها دیدند سکینه نیومده کجاست سکینه امام سجاد سوال کرد کجاست گفتند کنار قبر باباش حسینه فرمود بگید بیاد قافله می خواد حرکت کنه زینب اومد عمه سکینه بلند شو قافله آماده ی حرکته یک دفعه سکینه با اون چشمان گریانش برگشت عمه زینب برو از برادرم امام سجاد اجازه بگیر من کنار قبر بابام خیمه بزنم و بمونم
آی آی😭😭😭
یک طرف دیگه هم امام سجاد داره برای جابر میگه
جابر اینجا بود که بابام علی اصغر رو روی دستش بلند کرد جلوی دیدگانش تیر سه شعبه به گلوی شش ماهه داداشم زدند.
اینجا بود علی اکبر رو بدنش رو قطعه قطعه کردند
جابر آنجا بود که قاسمم پاهاش رو روی زمین می کشید و جان می داد
جابر بیا تو رو ببرم کنار نهر علقمه آنجایی که بدن بی دست عباسم افتاده
بدن بی دست عموم عباس افتاد
برا مریض ها دعا یادت نره
جابر بیا بر غربت بابا بنالیم
در اربعین با یاد عاشورا بنالیم
جابر منم سجاد و زین العابدینم
بعد از حسین تشنه لب سالار دینم
من آمدم از راه پر درد اسارت
اینک کنم قبر عزیزانم زیارت
هر جای این صحرا نشان از عشق دارد
ناگفته های جاودان از عشق دارد
جابر همین جا مقتل جا عون و بریر است
این بوی خون جعفر و حر و زهیر است
اینجا حبیب بن مظاهر جان فدا کرد
مسلم به جسم پاره رو سوی خدا کرد
جابر علی اکبرم را یاد داری
اینجا مزار اوست باید سر گذاری
جابر مپرس از اصغر شیرین زبانم
آتش زند داغ گلویش قلب و جانم
لب تشنه بود اصغر کسی آبش نمی داد
یک دمی نمی خوابید از آن ظلم و بیداد
شش ماهه بود و از عطش رخساره اش زرد
ای کاش این سان خصم سیرابش نمی کرد
جابر همین جا که پر از شور و شین است
معراج گاه باب مظلومم حسین است
جابر بر او با لب عطشان سر بریدند
جابر سر او با لب عطشان بریدند
اسبان خصم از کینه بر جسمش دویدند😭😭😭😭
آن کس که هر دم مونسش روح الامین بود
دیدم سه شب بر روی زمین بود
جسم عزیزان بی کفن در دشت دیدم
فریاد رودم رودم از زهرا شنیدم
صد پاره تن بودند یاران در بیابان
سرهای پر خون روی نی چون ماه تابان
ای بی کفن
حسین وای
ای تشنه لب
حسین وای
دور از وطن
حسین وای
کو اصغرت
حسین وای
کو اکبرت
حسین وای
کو قاسمت
حسین وای
کو عباس
حسین وای
حسین وای
حسین وای
😭😭😭😭
بابا منم سکینه دخترت
جانم فدای جسم بی سرت
بابا منم سکینه دخترت
جانم فدای جسم بی سرت
از شام پر بلا رسیده ام
بر خاک قتلگاه اطهرت
بابا منم سکینه دخترت
جانم فدای جسم بی سرت
ببارم از دو دیده خون چو بر مزارت
که اشک دیدگان خود کنم نثارت
بیا و جای من نما دمی کنارت
قربان تربت معطرت
جانم فدای جسم بی سرت
بابا منم سکینه دخترت
جانم فدای جسم بی سرت
😭😭😭😭😭
بانوای مداح اهلبیت ع 🎤
#جناب_کربلایی_رضا_صمدی👌
🌴🌴🌴