eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
48هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
3.8هزار ویدیو
389 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 @majmazakerinee مدیریت👇 @khadeemeh110 تبلیغات پزشکی نداریم❌ https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
حجت الاسلام عالی1 - چه کار کنیم که بتوانیم امام زمان (عج) را ببینیم ؟.mp3
زمان: حجم: 2.37M
🎧کلیپ صوتی: برای دیدار با امام زمان (عج) چه باید کرد؟ 👤 ⏱ زمان : ۹.۴۸ دقیقه 🗂 حجم : .۲.۳ مگابایت 🗓 برای دوستان امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف ارسال نمایید.
حجت الاسلام عالیامام زمان حی است.mp3
زمان: حجم: 1.8M
🎧کلیپ صوتی: امام حاضر و ناظر 👤 ⏱ زمان: ۴ دقیقه 🗂 حجم: ۳ مگابایت 🗓 ┄┅═✧🌺یازهرا🌺✧═┅┄
‍ 🍁🍂ذکر توسل جانسوز _ ویژۀ ایام فاطمیه و شهادت حضرتِ زهرا سلام الله علیها _حجت الاسلام عالی🍁🍂 ┄┅═══•••✾❀✾•••═══┅┄ ____ ↶توجه↷: جهت استفاده ، متون حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد. ____ امام صادق علیه السلام فرمود:گرچه مصیبت جدمان حسین علیه السلام اعظم مصائبِ، ولی مصیبت جد دیگرمان امیرالمومنین و مادرمون، زهرا"اَدحی و اُمَر" تلخ تر و دهشتناک ترِ... میدونید برا چی؟من یک جهتش رو عرض میکنم.روزعاشورا اباعبدالله علیه السلام همه ی مصیبت ها رو کشید.انواع و اقسام بلاها رو کشید.اونایی که اهل بصیرت بودند روزعاشورا عالم رو یک چشم گریان برای اباعبدالله می دیدند.اباعبدالله همه ی مصیبت ها رو کشید فقط یه مصیبت رو نکشید.اباعبدالله وقتی افتاده بود تو گودال قتلگاه،رمق دیگه تو تنش نبود...تیرهای متعدد خورده بود به خصوص تیری که به سینه ی اباعبدالله خورده بود و از پشت کشید و نیزه ای که به گلوش خورد،رمق رو از حضرت گرفته بود...صورتش بر خاک بود آنچنان که در زیارت ناحیه مقدسه،حضرت ولیعصر علیه السلام ذکر میکنند" تُدیرُ طَرْفاً خَفِیّاً إِلى رَحْلِک َ وَ بَیْتِکَ..."صورتش رو خاک بود با گوشه ی چشمش داشت به خیمه هاش نگاه میکرد... افراد دشمن آمده بودند دورتادور گودال قتلگاه رو محاصره کرده بودند،میترسیدند برند جلو،حضرت یه موقع هنوز جان داشته باشه،از دور سنگ پرت میکردند...نیزه پرتاب میکردند...تیر میزدند...با نامردی می جنگیدند...یکی از این نانجیبا گفت: اگه میخواید ببینید حسین زنده هست یا نه! به خیمه هاش حمله کنید...اگه زنده باشه بلند میشه...می دانستند او غیرتاللهِ...می شناختند...همین کار رو هم کردند... یه عده حمله کردند به خیمه ها...ابی عبدالله که با گوشه ی چشمش داشت نگاه میکرد؛هر چه رمق در تنش بود جمع کرد بلند شد...تکیه داد به شمشیرشکسته ها و نیزه شکسته ها،رو زانوش تونست بشینه،بیشتر از این دیگه نتونست...با این صدای خشکیدش از ته گلو فریاد زد: اگر دین ندارید و از آخرت نمیترسید مرد باشید.مردونه بجنگید...من و شما با هم می جنگیم،زن و بچه چه تقصیری دارند؟یعنی میدونید امام حسین خودمونی چی بهشون گفت؟گفت:نامردا تا من زنده ام جلو چشمم زن و بچمو نزنید... فلذا برگشتند...تا حضرت زنده بود به خیمه ها حمله نکردند...بعد شهادت حضرت حمله کردند سمت خیمه ها... حضرت این مصیبت رو ندید که جلو چشمش زن و بچشو بزنند... اما دل ها بسوزه برای امیرالمومنین...که این مصیبت رو او کشید...امروز روز آخر حیات حضرت زهرا سلام الله علیها بود... وقتی امروز امیرالمومنین وارد منزل شدند دیدند حضرت زهرا دارن بعضی کارای خونه رو انجام میدن...الحمدلله زهرا جان بهتر شدید امروز؟فرمودند:علی جان امروز،روز آخر زندگی من هست...امیرالمومنین فرمودند:از کجا میدانی خانم جان؟خانم فرمودند:خواب پدربزرگوارم رو دیدم...گله کردم که از اُمتت ما چه ها کشیدیم...!! پدرم فرمود:دخترم! امشب پیش من خواهی بود..‌وقتی این خواب رو نقل کرد اشک در چشمان امیرالمومنین جمع شد زهرا جان از رفتن دارید میگید؟بعد از یه چند لحظه سکوتی بین این دوبزرگوار برقرار شد...یه مرتبه حضرت زهرا شروع کرد بلند بلند گریه کردن...امیرالمومنین فرمود:خانم جان شما دیگه چرا گریه میکنید؟شما که از همّ و غمّ دنیا راحت میشید... مهمان پدرتون خواهی بود که فرمود:"ابکی لِما تَلقی بعدی..."فرمود:علی جان من برای شما گریه میکنم که بعد از من تنها میشید... راست گفتی زهراجان...علی بعد شما تنها بود و سر به چاه ها میگذاشتند...تا شما بودید سر به بیابان و چاه ها نمیگذاشتند... ┄┅═══••✾❀✾••═══┅┄
‍ 🍁🍂ذکر توسل جانسوز _ ویژۀ ایام فاطمیه و شهادت حضرتِ زهرا سلام الله علیها _حجت الاسلام عالی🍁🍂 ┄┅═══•••✾❀✾•••═══┅┄ ________ ↶توجه↷: جهت استفاده ، متون حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد. ________ امام صادق علیه السلام میفرمایند:بعد از نماز مغرب و قبل از نماز عشا مادرمون از دنیا رفت.اون روز آخر انگار یه مقدار حالشون بهتر بود...بچه هاشو استحمام کرد...موقعی که داشت بچه های کوچکش را استحمام میکرد،دست رو سرشون میکشید،خودش دیگه میخواست آخرین بار بچه ها رو تو عالم دنیا استحمام بکنه.اسما وقتی این صحنه رو دید که خانوم بلند شده،کارا رو داره انجام میده،خیلی خوشحال شد.گفت:خانوم جان مثل اینکه الحمدلله،خداروشکر امروز بهترید.حضرت زهرا فرمود:اسما میخواستم خودم بار آخر بچه هام رو استحمام بکنم.بعد تو وقتی که کارها رو انجام داد تو بستر قرار گرفت.خوابِ پدر بزرگوارش، پیغمبر رو دید.مثل همون موقع که تو دنیا بود اومد بوسیدش،بغلش کرد،ملاطفت کرد.حضرت زهرا گله کرد که باباجان بعد شما غریب شدیم.بعد شما چه ها کشیدیم از امت شما...شروع کرد گله کردن...پیغمبر فرمود که عزیز من! دخترم! امشب پیش من مهمانی! امشب مهمان من هستی...وقتی خانوم از خواب بلند شدند،امیرالمومنین تو حیاط بود،صدا زد حضرت رو...آمد کنار بستر...فرمود:علی جان! خواب پدرم رو دیدم.حضرت علی فرمود که خوشا به حالتون! حبیبم رسول خدا رو دیدید.بعد شروع کرد گفتنِ خواب که گله کردم از امت به پیغمبر.پدرم فرمود:زهرا جان امشب مهمان منی.بغض گلوی امیرالمومنین رو گرفت.اشک حضرت یواش یواش جاری شد.زهرا جان! از رفتنت داری میگی؟! بعد که نقل خواب حضرت زهرا تمام شد،یه سکوتی بین این دو بزرگوار برگزار شد...یه مرتبه حضرت زهرا شروع کرد بلند بلند گریه کردن.امیرالمومنین فرمود:خانوم شما دیگه چرا گریه میکنی؟ شما که از همّ و غمّ دنیا راحت میشید.امشب پیش پدرت هستی. که حضرت زهرا فرمودند:"اَبکی لِما تَلقی بَعدی ..." گریه م به خاطر شماست علی جان... راست گفتی زهراجان! گریه کن! علی بعد از تو سر به بیابان میگذاشت.سر به نخلستان میگذاشت.سر به چاه میگذاشت...تا تو بودی غم از دلش برمیداشتی...اما بعد از تو بود که تنها شد...الله اکبر....الله اکبر... گاهی موقعا که می اومد سر قبر زهراش دعا میکرد زهرا جان من دیگه تو این دنیا نمونم. " اَبکی مَخافَةَ اَن تطولَ حیاتی..." ترسم اینه که عمرم طول بکشه زیاد تو دنیا...* نفس به سینه ی من در شماره افتاده به خاک تیره مرا ماهپاره افتاده سپهرِ دیده ی من پر شد از ستاره ی اشک که ماهپاره ی من با ستاره افتاده... *این ماه یه ستاره ایم داشت...یه محسنی ام داشت...* که ماهپاره ی من با ستاره افتاده... ز وصف غربتم این بود که با سیلی ز گوش همسر من گوشواره افتاده *امیرالمومنین فقط و فقط غمش رو میتونه به پیغمبر بگه..* به جز تو این غم دل به که میتوانم گفت؟! که چاره سازِ دوعالم ز چاره افتاده... (چاره ساز دو عالم دیگه کنار قبر زهراشعاجز شد... خدایا تو رو قسمت میدیم به مظلومیت امیرالمومنین به آبروی حضرت زهرا فرج مولامون امام زمان تعجیل بفرما. دست ما را در دنیا و آخرت از دامانشون کوتاه مفرما. @majmaozakerine