ناامیدی نبود نزد گدایان #حسن
دست ما را برسانید به دامان حسن
نشنیده است کسی خواهش روزی از ما
میرسد روزی ماصبح وشب ازخوان حسن
حاجتم نیست دراین شهربه احسان کسی
عادتم داده خداوند به احسان حسن
نشکندگوشه ای از نان کسی راهمه عمر
آنکه یک روزنمک گیر شد از نان حسن
بنویسید جذامی زمین خورده نشست
سر یک سفره کنار لب خندان حسن
حُسن رفتارچنان داشت که ازرحمت او
مردشامی شده یکباره غزلخوان حسن
حرف اورانخریدندسپاهش غم نیست
آمده خیل مَـلَـک گوش بفرمان حسن
سُفَرایَش همه رفتندویکی بازنگشت
درعوض این همه نوکرهمه قربان حسن
و بدانند همه کوفه صفتهای زمان
که فروشی نبود عشق محبان حسن
میرسدصبح ظهوری که بنا خواهدشد
مثل #ایوان_نجف گنبد و ایوان حسن
#نـوكـر_نـوشـت:
#حـسـن_جانــم💔
بنویسید حسن مکتب و آیین من است
حسنی مذهبم و حبّ حسن دین من است
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، #دوشنبتون_امام_حسنی
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_سیدمحمد_حسینی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
.
کاش پایِ دلِ ما هم به نوایی برسد
اربعینی، حرمی، کرب و بلایی برسد
آری آقاتر از آنی تو که راهم ندهی
دارم امید که از دوست ندایی برسد
خاک پای همه زوّارِ تو روی چشمم
این غباریست که از تازه هوایی برسد
در دل این همه جمعیّت مشتاق گُمم
مگر الطاف کریمی به گدایی برسد
من هم انگار گُل گمشده دارم آقا
شاید از حنجر بُبریده صدایی برسد
این همه مرهم پا، پیشکشِ زوّارت
به یتیم تو نشد مرهم پایی برسد
کاش از کعبه بخوانند مرا کرب و بلا
یا که از کرب و بلا، حکم ولایی برسد
همه آماده ی لبیک به ارباب شویم
که هنوز از لب خشکیده ندایی برسد
#یالثارات، مهیای قیامی باشید
که زمان طلبِ خون خدایی برسد
پای شش گوشه ی تو عرش الهیست حسین
کِی شود عاشق دلخسته به جایی برسد
روزیِ ما اگر این فرصت دیدار نشد
کاش از مشهدتان اذن رضایی برسد
نیمه شبهای بقیع نیز صفایی دارد
کاش بر خاک حسن صحن و سرایی برسد
#نـوكــر_نـوشـت:
#حـسـن_جانــم💔
گدای کوی حسن عاشق است سائل نیست
خلاصه هرکه از او غافل است عاقل نیست
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، #دوشنبتون_امام_حسنی
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_مهدی_قاسمی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
.
پس از مصیبت در، در بدر شدم، مـادر
همین که از خبرت با خبـر شدم مـادر
نوشته اند، چهل تن به یک نفر من هم
اسیر صـورت آن یکـــ نفر شدم مـادر
میان شعله ی آتش چه آمده به رخت؟
که من ز داغ رخت شعله ور شدم مـادر
چه آمده به سرت؟ باز چهره پوشاندی
دوباره زخمـیِ زخـم بصر شدم مـادر
حسن نگاه به دیوار خـانه می نالـد
شهید روضه ی مسمار در شدم مـادر
نشسته ام، که تو شبـها دگر نمی خوابی
شکـسته ام ز غـمـت، پیرتر شدم مـادر
رَهَم دهید به خـانه، که بی لیاقت مـن
به روضه خوانیتان مفتخر شدم مادر
دعـا کـنید بـرایـم بـه حـق چــادرتان
نیازمـند دعــای سحــر شدم مــادر
شمـا که عـازم راه سفـر شدی مــادر
پس از شما چقدر در بدر شدم مـادر
#نــوكــر_نـوشــت:
#حـسـن_جـــان
بی حرم مانده ولی در عوضش می بینیم
چارده قرن فقط از کـرم او سخن است
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، #دوشنبتون_امام_حسنی
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_رضـا_حـاجـی_زاده
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
.
از کوچه به هنگام گذر خاطره دارم
میسوزم و باسوز جگر خاطره دارم
مانوس به اشکم چه کنم دست خودم نیست
آخر من ازین دیده ی تر خاطره دارم
یک روز عصا بودم و یک عمر خمیدم
از درد سر و درد کـمر خاطـره دارم
کابوس گرفته ز من این خواب شبم را
با آه شب و سوز سحر خاطره دارم
این پیری من زیر سر کودکی ام بود
در سن کم از غم چقدر خاطره دارم
رد میشدم از کوچه ی تنگ و جگرم سوخت
از سیلی و از چرخش سر خاطره دارم
بیزارم ازین سرعت بسته شدن در
من با لگد و آتش در خاطره دارم
#نـوكـر_نـوشـت:
#حـسـن_جــان
سیلیِ به #زهرا سبب مرگ #حسن شد
آری بخدا غصه ی ناموس کشنده ست
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، #دوشنبتون_امام_حسنی
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_مـهـدی_عـزیـزی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
.
داستان کوچه را هرکس شنید
آه از عمق وجودش بر کشید
لمس کن اوج مصیبت را کمی
سر کش از دریایی از ماتم نمی
تاکنون بغض شکسته دیده ای؟
مادری از پا نشسته دیده ای؟
تاکنون سر نهفته داشتی؟
ماجراهای نگفته داشتی؟
تاکنون دریای ماتم دیده ای؟
مادرت را با قد خم دیده ای؟
داشتی در سینه آهی دردناک؟
مادرت را دیده ای بر روی خاک؟
دیده ها از اشک خون تر دیده ای؟
خاک کوچه روی چادر دیده ای؟
تاکنون لا جرعه از غم خورده ای؟
تاکنون سیلی محکم خورده ای؟
تاکنون بودی عصای مادرت؟
از مصیبت خاک ریزی بر سرت؟
گوشواره دانه دانه برده ای؟
مادرت را سمت خانه برده ای؟
#نـوكــر_نـوشـت:
#حـسـن_جانــم💔
یا رب نصیب هیچ غریب دگر مکن
داغی که گیسوان حسن را سپید کرد
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، #دوشنبتون_امام_حسنی
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_غلامحسین_دهقان
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
.
تا ذهن را با خاطره درگیر می کرد
ناگاه رنگ صورتش تغییر می کرد
خواب پریشان شبش را در خیالش
خوب و بدون درد و غم تعبیر می کرد
شان نزول آیه های چشم خود را
با روضه های مادرش تفسیر می کرد
گلهای روی بالش زیر سرش را
با اشکهای چشمهایش سیر می کرد
او داغ دیده در میان کوچه ای تنگ
داغی که یک تازه جوان را پیر می کرد
هر روز با خود زمزمه می کرد ای کاش
در کوچه دشمن چند لحظه دیر می کرد
یا کاش بعد از کوچه وقتی خانه آمد
میخِ کجِ در را خودش تعمیر می کرد
جعده، خیانت، زهر و اینها علتش نیست
روی جگر داغی دگر تاثیر می کرد
می خواست مادر را برد از کوچه اما
چادر به زیر پای دشمن گیر می کرد
آئینه ای یک دست را در قلب تابوت
مشت مهیب تیرها تکثیر می کرد
#نـوكــر_نـوشـت:
#حـسـن_جانــم💔
حسنی ها همگی غصه ی ممتـد دارند
چونکه از کوچه و در خاطره ی بد دارند
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، #دوشنبتون_امام_حسنی
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_عبدالرشید_رشوند
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
داغی نهفته است در این قلب پاره ام
همچون حباب منتظر یک اشاره ام
عمریست لحظه ی گذر از کوچه هایِ تنگ
آن صحنه ی غرور شکن در نظاره ام
گفتم به زهر، خوب اثر کن بر این جگر
در دستهای توست فقط راه چاره ام
در ظلمت همیشه ی شبهای کوچه ها
در جستجویِ تکّه چندین ستاره ام
چون مادرم تمامِ تنم سوخت ای خدا
امّا به سینه است تمامِ شراره ام
اسرار کوچه را نتوان گفت با کسی
راویِ این حقیقت پر استعاره ام
یک جمله ای بگویم و ای خاک بر سرم
بگذاشت پا به چادر و رد شد ز مادرم
#نــوكــر_نـوشــت:
#حسن_جـانم
مادر چقدر دلنگران سکوت اوست
فهمیده سینه ی حسنش تیر میکشد
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، #دوشنبتون_امام_حسنی
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_فرزاد_زنگنه
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
.
حاجات خویش را دل من از خدا گرفت
تا اینکه برد نام حسن را، دعا گرفت
بیمارِ لاعلاج چه بسیار دیده ایم
عرض توسلی به تو کرد و شفا گرفت
هرکه هوای کرب و بلا می کند، چرا؟
با ذکر #یا_حسن، سفر کربلا گرفت
با دیدن مزار غریبت دلـم شکست
در جای جای صحن دلم روضه پا گرفت
یک روز می رسد که شوم خادمِ حرم
این هدیه را ز دست کریم شما گرفت
روزی که گنبد و حرمش را بنا کنیم
باید تمام صحن حسن را طلا گرفت
#نـوكــر_نـوشـت:
#حسن_جـان💔
قبل هرجمله وحرف وسخن ونقل وکلام
اول صبح دوشنبه به شما عرض سلام
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، #دوشنبتون_امام_حسنی
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_محمدامین_کریمیان
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
.
بزم حسن حال و هوایش فرق دارد
از ابتدا تا انتهایش فرق دارد
اینجا همه کاره کریم اهل بیت است
آقا نگاهش بر گدایش فرق دارد
با دست خالی برنمیگردی از این در
بیت الکرم جود و سخایش فرق دارد
چشمی که گریان عزای مجتبی شد
بر او خدا لطف و عطایش فرق دارد
گریه نکرده مزد کارت را گرفتی
گریه کنی که ماجرایش فرق دارد
آقا خودش فرموده از کوچه بخوانید
اصلاً گریز روضه هایش فرق دارد
دارد صدای سیلی از کوچه می آید
این مجلس روضه عزایش فرق دارد
#نـوكـر_نـوشـت:
#حـسـن_جانـم
بنویسید به روی کفنم سینه زن است
سینهاش وقفحسین است و گدایحسن است
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، #دوشنبتون_امام_حسنی
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_سیدرحمت_هاشمی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
.
پادشاه است هر آن کس که گدای حسن است
کار جبریل امین گریه برای حسن است
چای می خورد دم هیئت و با خود می گفت
شک ندارم که شفا در ته چای حسن است
چه خداوند کریمی همه را می بخشد
این خداوند به هر حال خدای حسن است
همهمه بین گداها به وجود آمده است
به گمانم که دگر دقت عطای حسن است
هر چه داریم و نداریم خودش داده به ما
هر چه داریم و نداریم فدای حسن است
کربلا قاسم او تا که به میدان آمد
همه گفتند که این شیر به جای حسن است
بعد نابودی حکام سعودی دیگر
نوبت ساختن صحن و سرای حسن است
#نـوكـر_نـوشـت:
#حسن_جـانم
حسنی هستم و از حشر چه باکی دارم؟
که سروکار غلامان #حسن با #زهراست
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، #دوشنبتون_امام_حسنی
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_علیرضا_توسلی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
.
نوکری کار من و کار تو ذاتا کرم است
خار هم بین گلستان شما محترم است
بی نیـازم ز همــه عالــم و آدم زیـــرا
لطف سرشار شما سایه ی روی سرم است
اینکـه هر روز فقط از تو سخـن میگویم
اثـر لقمــه ی پـاک پـدر و مــادرم است
حسنی زاده شـــدم، پس حسنی میمیرم
گُــل ذکر تو فقط در نفس آخــرم است
من به انـدازه ی یک عمر، بدهکار توام
نامتان ذکر طپشهـای دل مضطرم است
حــرم خاکی تو غصه برایم شده است
فکر و ذکرم به خدا ساختن یک حرم است
#نــوكـر_نـوشـت:
#حسن_جـان
روی قبر خاکی ات طرح ضریحت می کشد
آرزوها دارد این نـوکـر برایت #یاحـسـن
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، #دوشنبتون_امام_حسنی
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_عبدالحسین_یوسفیان
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
.
دامن چشم من از گریه به دریا اُفتاد
چشم زخمیشده از کار تماشا اُفتاد
پارههایِ جگرم میچكد از كُنجِ لبم
عاقبت سایهی مرگ آمد و بر ما اُفتاد
باز هم خاطرههایم همگی زنده شدند
راه من باز بر آن كوچهی غمها اُفتاد
یاد آن کوچه که با مادر خود میرفتم
به سرم سایهای از غربتِ بابا اُفتاد
کوچه بنبست شد و در دل آن وانفسا
چشم نامرد به ناموس علی تا اُفتاد
آنچنان زد که رَهِ خانهی خود گُم كردیم
آنچنان زد که به رخسارهی گُل جا اُفتاد
گاه میخورد به دیوار و گَهی رویِ زمین
چشمِ زخمی شده از کار تماشا اُفتاد
من از آن دستکشیدن به زمین فهمیدم
گوشواری که شکسته است در آنجا اُفتاد
شانهام بود عصایش ولی از شدت درد
من قدم خم شد و او هر قدم اما اُفتاد
#نــوكـر_نـوشـت:
#حسن_جـان
زَهرا حَرَم نداشت تو هم بیحَرَم شدی
از کـودکـی هَمیشه هَوادار مـادری...
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، #دوشنبتون_امام_حسنی
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_محمد_پورهنگ
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
.