#مربع_ترکیب_بند_تقدیم_به
#امام_موسی_کاظم_علیه_السلام
السلام ای باب حاجات السلام
آه اِی اوج مناجات السلام
با خدا داری ملاقات السلام
شد ز نورت عالمی مات السلام
السلام ای آسمان هفتمین
ای ولای تو همه معنای دین
گردد از نام دل آرایت فزون
دفتر السابقون السابقون
حک شده با خطی از عشق و جنون
روی هر دل که شود دریای خون
کار تو لحظه به لحظه صبر بود
دیده ات از شوق حق چون ابر بود
بر لبت ذکر خدا را خوانده ای
هر زمان خشمت فرو بنشانده ای
نور حق را بر جهان تابانده ای
اشک از چشمان خود افشانده ای
نیمه شب ها در مناجات و نماز
بوده ای با یار در راز و نیاز
گفته ای رمز نجات عشق را
داده ای آب حیات عشق را
کن نصیب ما برات عشق را
خوانده ای هر دم صلات عشق را
فرصتی بهر مناجات از خدا
خواستی با سوز دل ای دلربا
شد روا از جانب حق خواهشت
کنج زندان شد شب آرامشت
بر همه تابید نور تابشت
خصم درمانده ز هر فرمایشت
شد سیه چال از ستم جایگه ات
روشن از نور فروغ چون مه ات
تا فزون گردید زندان ماندنت
آه شد آوای قرآن خواندنت
رنگ آلاله تنِ چون گل شنت
شد غل و زنجیر تسبیح تنت
حلقه هایش گریه بر زخمت نمود
مرهمت زخم زبان خصم بود
تازیانه کمترین آزار بود
داغ قلبت غصه ی دلدار بود
او که ذکرش با در و دیوار بود
کنج زندان وعده گاه یار بود
آمد و همراه آن قامت کمان
پر کشیدی تا حریم آسمان
پیکرت بر پاره ای تخته ز در
روز تشییع تو دنیا خونجگر
از کفن شد هفت ، روزی ات دگر
کربلا جز بوریا بوده مگر
روز اندوه تو شد در عالمین
تازه داغ جد مظومت حسین
✍ #محمد_مبشری