#مناجات_امام_زمان
#شب_پنجم_محرم_۱۴۰۳
🎤#حـــاج_محمد_رضا_طاهری
@majmazakerinee
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
چشم ما منتظران از غم تو بارانیست
تا نیایی بهخدا خیر در این دنیا نیست
حسرت دیدنِ تو قلب مرا سوزانده
آتشی جز غمِ تو در دل من برپا نیست
انتظار فرجت اَفضلُ الاعمالِ من است
که به جز دیدن تو بر لبم استدعا نیست
ما از این روضه به آن روضه به دنبال توایم
کارِ ما تا تو نیایی همه سرگردانیست
تا نیایی بهخدا بیکس و کاریم همه
بی تو ای زندگیم، زندگیم زیبا نیست
همهجا هستی و روی سرِ ما سایهی توست
همهجا هستی و روی تو به ما پیدا نیست
شب پنجم سفری توی مدینه برویم
بُعد منزل نَبُود این سفر روحانیست
نه ضریحی و رواقی و نه گنبد صد حیف
سایهبانی به روی قبر بَنِ الزهرا نیست
دل ما شوق زیارت دارد
بین آن صحن و صحرایی که محرم جا نیست
نظری کن که برای پسرت گریه کنیم
پسری که پر از عشق است و دلش طوفانیست
از حرم آمد و خیره شد و با قاتل گفت
نانجیب عرشِ خدا معرکهی دعوا نیست
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
.
🏴 اشعار #شب_هشتم_محرم
#شب_جمعه
#امام_زمان #مناجات_امام_زمان
حیف.... دلی صرفِ انتظار نکردیم
کار زیاد است و ما کار نکردیم
زحمت ما با تو بود حضرتِ رحمت
غیر گِره رویِ شانه بار نکردیم
این عرقِ شرمِ ماست ریخت که محسن
رفت و سَری خرجِ اقتدار نکردیم
خسته شدم پایِ غمت پیرغلامی...
گفت که یک کار از هزار نکردیم
کاش که پیش تو بگوییم بنامت
هرچه که کردیم اگر ، قمار نکردیم
اهل مناجات بُرد فیضِ ملاقات
سعی کمی هم پِیِ دیدار نکردیم
مَرکب ما نه که ما مَرکب اوییم
نفس نگون را چرا مهار نکردیم
مرقد جدّت دل گریه کنان است
وای اگر سینه را مزار نکردیم
علتش این بود مادرِ تو حرم بود
این شب جمعه اگر هوار نکردیم
نالهی شهزاده بود شاه زمین خورد
گفت که زخم تو در شمار نکریم
وضع تو پیداست از گفتن دشمن:
هیچ کسی را چنین شکار نکردیم
پیکر تو آخرش به روی زمین ماند
آه علی جان بگو چه کار نکردیم
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
وصف تو شنیدیم، دریغا نشنیدیم
رخسار تو دیدیم ولی حیف ندیدیم
خال لب تو، دانهی ما بود و صد افسوس
کاندر طلب دانه به هر دام پریدیم
صدبار شده غافل و عهد تو شکستیم
یکمرتبه انگشت به دندان نگزیدیم
روی تو، گلانداخت ز شرم گنه ما
ما از گل روی تو، خجالت نکشیدیم
رفتیم و دویدیم، همه عمر و نگفتیم
دنبال که رفتیم و به سوی که دویدیم
تو سینهی صدچاک ز ما خواستی و ما
حتّی ز فراق تو، گریبان ندریدیم
تو همچو شبان در پی ما، روی نهادی
ما چون رمه از دامن لطف تو رمیدیم
بودیم مقیم سر کوی تو و صد حیف
یک عمر دویدیم و به کویت نرسیدیم
چشم تو ندیدیم ولی چشم نبستم
دل از تو شکستیم ولی دل نبریدیم
بودیم سرافراز به مهر تو، هماره
هرچند ز بار گنه خویش، خمیدیم
#مناجات_امام_زمان
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
مناجات مهدوی
موضوع: حضرت سکینه علیهاالسلام
آقا دوباره نوکر تو خون جگر شده
در این زمانه صبر و تحمّل، هنر شده
در این زمان که فتنه بریده امان ما
از قبل، داغ دوری تو بیشتر شده
خیلی بدم درست، ولی شاه بی کسم
عمرم در انتظار ظهور تو سر شده
هر صبح جمعه، شام شد و دیده نوکرت
باز انتظار دیدن تو بی ثمر شده
آیا مقدّر است ببینم که جمعه ای
دل از بهار آمدنت باخبر شده؟؟
صاحب عزا به مجلس ما یک سری بزن
وقت مرور روضه و داغی دگر شده
مجلس به نام عمّه ی پاکت سکینه است
پس آتش شرار دلت شعله ور شده
او هم کنار گودی مقتل رسیده است
بر روی سینه ی پدرش محتضر شده
او هم شنیده امر ِ عَلَیْکُنَّ بِالْفَرار
پس شاهد هجوم هزاران نفر شده
تنها برای مردن ما جمله ای بس است
با شمر و زجر، عمّه ی تو همسفر شده
از کربلا به کوفه و از کوفه تا به شام
ناموس اهل بیت، چرا دربه در شده؟
در کوچه های شام، عمو را صدا زده
آهش دلیل خنده ی هر رهگذر شده
بازار رفته و وسط شامیان مست
بر روی نیزه شاهد اشک قمر شده
از خیزران ِ بزم شراب است روضه خوان
هر ضربه ای به روی دلش، صد شرر شده
او دیده وقت پاشدنش روی پنجه ها
با خون،لبان خشک و ترک خورده، تر شده
از نسبت کنیزی ِموسرخ ِپست ِشام
تا وقت مرگ، عمه ی تو خون جگر شده
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
#مناجات_امام_زمان
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین