eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
48هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
3.8هزار ویدیو
389 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 @majmazakerinee مدیریت👇 @khadeemeh110 تبلیغات پزشکی نداریم❌ https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴 🏴 🏴 🏴 🎤مداح :کربلایی سیدرضا نریمانی ▪️▪️▪️▪️▪️▪️ اگر چه باد معاصی مهاجم است هنوز نسیم مرحمت تو ملایم است هنوز صدای زمزمه‌ی "لا اله الا أنت" شبیه ضجه به گوش عوالم است هنوز به حرمت رمضان هاست گر زمان بلا دلی که اهل سحر شد مقاوم است هنوز به رو سیاهی این بنده ات نگاه نکن! نگاه کن به دلِ من که سالم است هنوز قبول! بنده‌ی تو دل به حُبِّ دنیا دارد هنوز عشق تو در سینه حاکم است هنوز تو پافشاری من در گناه را دیدی ببخش! گر چه گناهم مداوم است هنوز ▪️▪️▪️▪️▪️▪️ همین دو قطره‌ی اشکی که‌پیشکش کردم برای توبه‌ی من از علائق است هنوز بیا و کاسه‌ی چشم مرا خودت پر کن! فقیر پشت درت گریه لازم است هنوز تمام عمر سر سفره‌ی علی بودم گدایی من از در این خانه دائم است هنوز برای آنکه نرفته نجف چه سنگین است میان خواب ببیند که عازم است هنوز ▪️▪️▪️▪️▪️▪️ قسم به چادر آن مادری که سیلی خورد قسم به فاطمه این بنده نادم است هنوز گناهکارم اگر نوکر حسین توام بگیر دست همانی که خادم است هنوز کسی نبود بگوید سنان بیا بس کن! که نیزه وقت تنفس مزاحم است هنوز با دست و پا زدن نفست وا نمیشود بگذار که نیزه را ز دهانت در آورم ▪️▪️▪️▪️▪️▪️ @majmaozakerine
اصلا نیازی نیسـت ، از بســتـرت پاشی با درد پیـــش پـای همســرت ، پا شی هی گفتم از دردات،هی گفتی چیزی نیست گفتی اگه گاهی میوفتی، چیـزی نیست تو دست به دیواری، گفـتی یکم خسـتم دیـدم قنــوتت رو ، گفــتی یکم دســتم این بچه‌ها سایه رو سر می‌خوان، زهرا تا وقت دامــادی، مـادر می‌خـوان، زهرا از رفتــن و از مرگ کمتـر بگی ای کاش مادرمی‌خواد زینب فکرعروسیـش باش چشــــــم پُر آب تو ، نقــش بر آبــم کرد تابوت تو اومـــد، خــونه خــــرابـم کرد دنیا عجب خـــاکی، روی ســرم ریخـته هم مـوی زینب هم، خونه‌ بهـم ریخـتـه طفلی حسن هرشب،تووخواب عـزاداره هی میگــه دیوار و،هی میگه گوشـواره سینه سـپر کـردی، خیلی محک خـوردی خانم ســـرِ من تو، خیلی کتـک خـوردی زینب با دلشــوره، هی روت و می‌بوسه شــونه که می‌افـــته، بازوت و می‌بوسه وقتی هــمه خـــوابن، فضــه با دلشوره خــونِ رو دیــوار و ، با اشـک می‌شـوره حـرف حسینت شد، رفتـی چـرا از حال پیراهن روکه دوختی،هی گفتی ازگودال محمدجواد پرچمی