eitaa logo
مکروبه🇮🇷
2هزار دنبال‌کننده
561 عکس
97 ویدیو
9 فایل
مکروبه: دل‌شکسته ثواب تک به تک کلمات این کانال تقدیم به روح خواهر بزرگترم(ابناء‌الحیدر) لطفا برای شادی روحش فاتحه قرائت کنید. راه ارتباطی با من: @seyedeh1 _انتشار مطالب آزاد🌱
مشاهده در ایتا
دانلود
مکروبه🇮🇷
پیشکش به بزرگی که به درستی، خلوص، و بزرگی باورش کرده‌ام؛ به مردی که مرا به نوشتن الباقی «آتش بدون دو
همتون میزان علاقه‌م به نادر ابراهیمی رو می‌دونید. امروز یه خبری دیدم که منو به‌هم ریخت. جریان ضد انقلاب شروع کرده به آتش زدن کتاب‌های نادر ابراهیمی به عنوان نویسنده حامی جمهوری اسلامی. واقعا قلبم به درد اومد.
اگه آثار نادر ابراهیمی رو خونده باشین، به ضد انقلاب حق می‌دین که این کار رو کنن چون ایشون تو آثارشون آبرو نذاشتن برا کاسه لیس‌های اجانب، جریان به اصطلاح روشنفکر و سلطنت‌طلب. چیزی که ناراحتم می‌کنه اینه که خیلی از ما هنوز با کتاب‌هاشون آشنا نیستیم اما جریان مخالف‌ما خوب آشناست. لطفا بیشتر کتاب بخونیم.
مکروبه🇮🇷
همتون میزان علاقه‌م به نادر ابراهیمی رو می‌دونید. امروز یه خبری دیدم که منو به‌هم ریخت. جریان ضد انق
کاری به سطلی‌هایی که فکر می‌کنن به سبک مغول می‌تونن عنقلاب کنن ندارم. ناراحتی من از خودمونه که کم کتاب می‌خونیم. خیلی کم و این دردناکه...
هدایت شده از شهاب پارسا
براندازها یه موجی راه انداختن که توش کتاب نویسندگانِ حامی جمهوری اسلامی رو پاره می‌کنن؛ مثلا اینجا تصویر دوتا از کتاب‌های مرحوم نادر ابراهیمی رو میبینید. این جماعت از هر دشمنِ ایران بدترین ویژگی‌شو به ارث بردن؛ از مغول کتاب‌سوزی رو، از داعش خشونت‌طلبی رو و همینطور تا آخر...
علی الطاهر و نبطیه کربلا شده دعا کنید💔
مکروبه🇮🇷
خدا سایه‌ی آقا رو بر سر ما نگه‌داشت جوانش کرد و دوباره به ما هدیه داد😭 لبیک یا سید مجتبی
هر وقت که حالم بده، هر زمان که احساس می‌کنم تو شلوغ‌بازار آخرالزمانی مثل یک بچه‌ی ترسیده و مادرگم‌کرده‌ام، می‌نشینم و به عکس شما نگاه می‌کنم. دست خیالم رو می‌گیرم و می‌برم به نیمه‌شب هجده اسفند؛ به اون شبی که سجاده‌م روبه‌روی تلویزیون پهن بود. با قلب شکسته دعای جوشن می‌خوندم و یه پام تو آشپزخونه بود. با همون چادرنماز گل‌گلیم می‌رفتم یه نگاه به سحری می‌کردم تا ببینم جا افتاده یا نه. میون این رفت‌وآمدها، صدای تکبیر اومد. میون اشک‌ها، لبخند نشست. اولش متحیر شدم، بعد زیرنویس رو خوندم. جیغ کشیدم. از شادی پریدم و مثل بچه‌ها گریه و خنده‌م قاطی شد. من هر وقت که کم میارم، آقاجون، برمی‌گردم به شبی که نور امید به قلبمون تابید. برمی‌گردم به شب تاریکی که یهو روشن شد و از تصور دوباره‌ش حالم خوب می‌شه. تمام غنچه‌های پژمردهٔ دلم یکهو شکوفه می‌دن و سیاهی قلبم سبز می‌شه. شما نور چشم‌های منی؛ تولدتون مبارک، سیدالقائد.
• «تولدتون مبارک آقاجون ❤️...» • ᗢ @sayareh_golabeton
تا حالا چنین باد و بارون و رعد و برقی ندیدم شبیه عذابه الهیه
ذهنم خودکار تو روایت انسان می‌چرخه. موقعیت اصلا موقعیت نوشتن نیست. کجاست استادیارم که می‌گفت گوشه‌ی دنج نوشتنتون کدوم قسمت خونه‌ست. سجاده‌ی نماز صبحم پهنه. دعای رعد و برق امام سجاد رو آوردم که بخونم، ذهنم متمرکز نمی‌شه. هر ثانیه خونه تاریک تاریک می‌شه و به لحظه سفید‌. صدای باد بیرون و به هم خوردن پنجره‌ها تقریبا تو بهترین حالتش شبیه چیزیه که امروز عصر تو سندباد با علی دیدیم. وقتی که تو اون بیابون گردباد شد و شتر و شیلا و سندباد چرخ خوردن و پرت شدن. هر یه ثانیه اتوماتیک وار می‌گم یا زهرا. به تخیلم اجازه نمی‌دم فراتر بره. اما به درخت‌ها و ماشین‌ها و آدم‌هایی که ممکنه بیرون باشن فکر می‌کنم. ذهنم خودکار تو روایت انسان می‌چرخه. به قوم عاد فکر می‌کنم. آدم‌هایی به قد و قواره‌‌ی نخل که هفت شب و هفت روز باد طغیانگر بهشون وزید. مثل درخت‌های خرمای پوسیده تو هوا چرخ می‌خوردن و کوبیده می‌شدن زمین. دست خودم نیست. طوفان امشب شبیه عذابه. برای من. برای آدم‌کوچولوی منم منم کن و بی‌پروا در گناهی مثل من که تو روزهای عادی یادش می‌ره چقدر حقیره و امشب وقتی عظمت خدا رو دیده ترس برش داشته. خدای قدر قدرت‌ما. ما بنده کوچولوهای نادون رو ببخش. ما هیچی نیستیم. همه تویی‌. ببخش که فکر می‌کنیم گنده‌ایم.
خشم آسمون کمی کم شده. حالا می‌تونم هزارتا دلیل بیارم. مثل بی‌تفاوتی دست جمعی‌ ما آدم مدعی‌ها در برابر فساد و ظلم.
شبیه آخرالزمان بود🥲 خیلی ترسیدم بچه‌ها💔