ساعتهای آخر روز، آفتاب مینشیند روی پنجره. نور، جادهی باریکی میشود. کش میآید روی دیوار.
کم کم سایهها از تارو پود پرده شکل میگیرند. چرخ دوزیِ گلهای رویش میشوند ساقهها و شاخههای پیچ خوردهی روییده در انتهای یک جادهی نورانی.
آفتاب که غروب میکند. به همان سرعتِ ایجاد، محو میشوند. انگار که هیچ وقت نبودند.
مکروبه🇮🇷
ساعتهای آخر روز، آفتاب مینشیند روی پنجره. نور، جادهی باریکی میشود. کش میآید روی دیوار. کم
مثل دنیا، مثل تعلقات رنگینی که سفت توی بغل گرفتیم.
و فراموش میکنیم که فانی اند.
و قراره یک روز محو شن...
_به قول مولا امیر مومنان:🌱
لا يَغُرَّنَّكُم ما أصبَحَ فيهِ أهلُ الغُرورِ، فَإِنَّما هُوَ ظِلٌّ مَمدودٌ إلی أجَلٍ مَعدودٍ.
زنهار كه برخورداری فریب خوردگان [دنیا] شما را نفریبد؛ زیرا آن همه، در حقیقت، سایه ای است كه تا مدّتی محدود ادامه می یابد.
هدایت شده از مکروبه🇮🇷
مامانها همیشه واسطهیِ رفع و رجوع خرابکاریهایِ بچههاشونن.
یا اُمَّاه،
یا فاطِمَهَ الزَّهْراَّء! بازهم مادری کن برایِ دختری که خودِ آلودهش رو به دامنِ مهربونیت دخیل زده تا یه نیم نگاه خرجِ کوله بارِ سنگینِ سیاهیهاش کنی و برایِ سفید شدنشون دعایِ اللهم بیض وجهه بخونی💔
یا اُمَّاه،
یا فاطِمَهَ الزَّهْراَّء
اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکِ اِلَى اللّهِ...
-زهرا سادات🌱