مکروبه🇮🇷
_یادداشتی برای کتاب استخوان خوک و دستهای جذامی یکی از ضعفهای من دیالوگ نویسی هست. اصل خواندن این
یادداشتی برای کتاب کور سرخی
کتاب را با صدای خود نویسنده شنیدم
و فکر میکنم فقط همین صدای آمیخته به بغض میتوانست حق واقعیِ درد مشترکِ تمام نُه روایت کور سرخی را به خوبی ادا کند.
چند سال پیش همسایهی افغان داشتیم. اسمش محمد بود. تمام اطلاعاتم از او همان اطلاعات کودکانهی آن روزهاست. مهاجری از کشور همسایه که آمده بود روستای ما و همینجا وصلت کرده بود و یک دختر داشت. بنایی میکرد. دیوار حیاط پشتیِ خانهی ما را یکروزه چید.
کم صحبت بود و چابک. در تمام طول آن یک روز، منِ ده ساله در تکاپوی خاله بازی و گرگم به هوا با خواهرم، هر از چندگاهی به کمچه و ماله و دستهای سیمانیاش نگاه میکردم و
به چشمهایی که با دقت آجر روی آجر تراز میکرد و فقط یک سوال توی ذهنم چرخ میخورد که: چرا انقدر ناراحته؟ چرا انقدر چشمهای ناراحت داره؟
امروز که کور سرخی را تمام کردم، تصویر چشمهای محمد برایم زنده شد. انگار آن دو جفت چشم بادامی و محزون آمد روبه رویم. حالا فقط حزن نبود که ریخته بود توی نگاهش، درد، رنج، دوری از وطن، فرار، هجرت، بغض، مرگ عزیزان، لگد کوب شدن وطن، نجنگیدن.... انگار هزاران کلمه با حجم انبوهی از درد را میشد به وضوح هجی کنی.
به قول خود عالیه عطایی ژنهای حامل درد بیوقفه هم را میجورند و مییابند. بی شک خاورمیانه میتواند قواعد علم ژنتیک را نقض کند. چطور باید به آدمیانی رنجور گفت شما همه باهم نسبت دارید؟ نسبت خونی! شما همه خونتان از یک رنگ است. اهل کجایش مهم نیست!
افغانستان، ایران، عراق، سوریه، پاکستان... همه همخوناید. هیچ آزمایش ژنتیکی نمیتواند به من ثابت کند آنی که در میدانی در لاهور اعدام شده، آنی که در عراق پایش را از دست داده، کسی که در حلب جانش را در دست گرفته، کسانی که در کابل در بمب گذاری تکههاشان آویز در و دیوار شده، برادر و خواهر من نیستند. برگهی ژنتیک رنج همخونانم را تایید خواهد کرد.
خداوند در آیه هشتاد و شش نساء میفرمایید:
وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيباً
و هرگاه شما را به درودى ستايش گفتند، پس شما به بهتر از آن تحيّت گوييد يا (لااقّل) همانند آن را (در پاسخ) باز گوييد كه خداوند همواره بر هر چيزى حسابرس است.
مکروبه🇮🇷
خداوند در آیه هشتاد و شش نساء میفرمایید: وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْه
زیر چند نکته در تفسیر نور خط کشیدم:
_مراد از «تحيّت»، سلام كردن به ديگران، يا هر امر ديگرى است كه با آرزوى حيات و سلامتى و شادى ديگران همراه باشد.
_ در پاسخ نيكىهاى ديگران، ابتدا به سراغ پاسخ بهتر رويد، اگر نشد، پاسخى مشابه. «بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها»
از وقتی این آیه رو خوندم دلم چراغونیه.
دستم بی اراده میره سمت قلبم، چشمام بیهوا خیس میشه و لحنم غمین
ناخودآگاه زیرِ لب زمزمه میکنم؛
أَلسَّلامُ عَلی غَریبِ الْغُرَبآءِ،
أَلسَّلامُ عَلی شَهیدِ الشُّهَدآءِ،
أَلسَّلامُ عَلی قَتیلِ الاَْدْعِیآءِ
أَلسَّلامُ عَلی ساکِنِ کَرْبَلآءَ،
أَلسَّلامُ عَلی مَنْ بَکَتْهُ مَلائِکَةُ السَّمآءِ، أَلسَّلامُ عَلی مَنْ ذُرِّیَّتُهُ الاَْزْکِیآءُ...
آقای شهیدم
من از شما و از طریقِ مشایه دورم،
اما از همین کنجِ اتاقم با تموم دلتنگی و ارادت سلام میدم و همه امیدم به اینه که شما جواب سلامم رو نیکوتر میدی، که کریمانه نور میذاری کنارِ جواب سلامم و بهم بر میگردونی...
#اربعین | #امام_حسین
کاش میتونستم تمام بچههای غزه رو بغل کنم. اون بچههای رنگ پریده و به شدت لاغری که دیگه هیچ بزرگتری بهشون تذکر نمیده کمتر بپر بپر کن و یک جا بشین. چون دیگه از گرسنگی جونی تو بدنشون ندارن.
ولی صهیون
مولای خیبر شکن ما گفته
يَوْمُ الْعَدْلِ عَلَى الظَّالِمِ أَشَدُّ مِنْ يَوْمِ الْجَوْرِ عَلَى الْمَظْلُومِ؛
پس مثل یک موش دنبال مخفی شدن باش و بترس از روز اجراى عدالت
که روز اجرای عدالت بر ستمگر، سختتر است از روز ظلم ستمگر بر مظلوم است.
رسول الله فرمود: «بَيْنَ الْعَبْدِ وَالْجَنَّةِ سَبْعُ عِقابٍ أهْوَنُهَا الْمَوْتُ. قالَ أنَس: قُلْتُ: يا رَسُولُ اللهِ! ما أصْعَبُها؟ قالَ: الْوُقُوفُ بَيْنَ يَدَىِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ إذا تَعَلَّقَ الْمَظْلُومُونَ بِالظّالِمِينَ؛
در ميان بهشت و انسان هفت گردنه مخوف است كه سادهترين آنها مرگ است. انس (از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله) مىگويد: عرض كردم اى رسول خدا! سختترين آنها كدام است؟ فرمود: حضور در پيشگاه خداوند متعال در زمانى كه مظلومان دامن ظالمان را مىگيرند.