eitaa logo
مکروبه🇮🇷
2هزار دنبال‌کننده
422 عکس
45 ویدیو
1 فایل
ثواب تک به تک کلمات این کانال تقدیم به روح خواهر بزرگترم(ابناء‌الحیدر) لطفا برای شادی روحش فاتحه قرائت کنید. نقد و پیشنهاد: https://daigo.ir/secret/7988081305 _انتشار مطالب آزاد🌱
مشاهده در ایتا
دانلود
مکروبه🇮🇷
از غروب بغضم را روی هم چیدم، شاید از وقتی که منِ جدا از تقویم و روزها توی مرقومه از هفت اکتبر خواند،
هفت اکتبر امسال هم، با یک کوفیه فلسطینی روی سرم، پناه آوردم به حرمت آقاجون. از پشت پرده‌ی اشک به گنبد نورانیت نگاه می‌کنم. با دل هزاران مادر فلسطینی و به نیابت از همه‌ی شهدا و عزیزان و فرزندانشون، سلام می‌دم. اللَّهُمَّ إِنِّی وَقَفْتُ عَلَى بَابٍ مِنْ أَبْوَابِ بُیُوتِ نَبِیِّکَ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ
برا همتون دعا کردم
تو صفِ ضریح مطهر، با صدای بلند گفتم: "برای پیروزی جبهه‌ی مقاومت صلوات." زنِ پشت سرم با خنده از کسی که احتمالا کنارش بود پرسید: "چی‌چیه مقاومت؟" صدامو صاف کردم و این‌بار بلندتر گفتم:" برای نابودی اسرائیل صلوات." صدای صلوات بلند شد. زن پشت سری عصبانی‌ گفت: "اومدیم حرم دعای درست درمون کنیم، اینا برا نابودی این و اون دعا می‌کنن و مرگ میخوان!" همون لحظه که این حرفو شنیدم و نگاهم به پنجره‌های ضریح و اون نور سبز مهربون بود از امام رضا خواستم از نور هدایتش به قلب هممون بتابه. آروم آروم تو دریای جمعیت به ضریح نزدیک می‌شدم، از خدا خواستم هممون رو تو کشتی نجات آخرالزمان جا بده. دست کشیدم‌ ‌به پنجره‌های ضریح و از امام رئوفم خواستم، به همه‌ی ما، به هممون کمک کنه که در روز قیامت جزو گروهی نباشیم که بهمون بگن: "تو به ظلم ظالم راضی بودی، پس تو هم امروز در ظلم او شریک خواهی بود." دعا کردم تو این غبار آخرالزمان تو صف حق قرار بگیریم...
هدایت شده از روزهای مادرانه
همین چند روز پیش بود، داشتم به همسرم می‌گفتم از کل خبرنگارهای اهل غزه که اسرائیل تهدید به کشتن‌شان کرده بود، فقط "صالح الجعفراوی" ست که این دو سال را زنده ماند. صالح خیلی کم‌سن و سال است. قاری قرآن است و صدای خوبی هم دارد. همیشه می‌خندد، از آن خنده‌هایی که تمام دندان‌هایش پیدا می‌شود. اینستاگرام بارها صفحه‌اش را بست و بعد از بارها صفحه زدن و مسدود شدن، کانال یوتیوبش را ادامه داد. من همه‌جا دنبالش می‌کنم. هر روز دنبال خبرهایش هستم. دیگر برایم خبرنگار نیست، یک رفیق راه دور است. مثل اسماعیل الغول، مثل حسام شبات، مثل حسن اصلیح، مثل انس‌شریف... و مثل همه آن‌ها، حالا فعل‌هایش را باید ماضی کنم... ‌ صالح الجعفراوی امروز شهید شد. یک پنجره دیگر به سوی حقیقت بسته شد. اما حقیقت هرگز پوشانده نخواهد شد.
شکر خدای مهربون که پس‌از ماه‌ها محاصره، کامیون‌های حامل کمک‌های بشردوستانه وارد نوار غزه شدند.
سرگذشت استعمار رو بخونید رفقا🌱 خفن، روون، جذاب، گیرا و البته غم انگیزه
واژه‌های مونت گومری زنده‌‌ست. کتاب‌هاش مثل یه دریچه‌ی چوبی، وسط کلبه‌های روی تپه‌‌های جزیره‌س. با هر بار ورق زدنشون، فقط سرتو از پنجره نمی‌بری بیرون تا ببینی، بلکه یهو می‌بینی یکی از اهالی روستایی. یه دامن چین چینی و یه پیش گل‌گلی به تن داری. پا برهنه روی سبزه‌ها راه می‌ری. صدای پرنده‌ها و بوی شبدرهای مراتع بزرگ رو به جون می‌خری و خروش یکنواخت و آهسته‌ی موج‌های دریا گوشت رو قلقلک می‌ده. با خوندن کتاب‌هاش فقط یه بیننده نیستی، که یه زندگی رو مرور می‌کنی. یادمه قبل‌تر‌ها یکی بهم گفته بود فقط با کتاب خوندنه که می‌تونیم چند بار زندگی کنیم و واقعا از ته دلم امروز می‌خوام تصدیق کنم این حرف رو‌.