روایت خوندن رو دوست دارید؟
از امروز میخوام بیشتر بنویسم. دیوانهوار. پس بهم انرژی بدید و تو این راه کمکم کنید تا بتونم تو این سبک از نوشتن، کمی قویتر شم.
پ.ن:
میشه متنهای بلندم رو بخونید؟
اگه به نوشتن علاقه دارید این آموزشهای استاد جوان رو بشنوید.
یک قدمِ بلند، برای نوشتن در زمانهی خاص:🌱
https://eitaa.com/mabnaschoole/8069
هدایت شده از علیرضا زادبر
یک ماه پیش در چنین روزهایی ۱۸ تا ۲۰ دی چند هزار جان باارزش و بی گناه از مردم عادی تا نیرو مدافع امنیت همین مردم، در آتش توهم آن جنابِ حسرت السلطنه و یک عده طمّاع قدرت سوختند. پهلوی به آن روزها پر هیجان دمید چون نبرد آخر میدانست و خون میخواست تا راه بازگشت به سلطنت موروثی را با خون مردم زنده نگه دارد. گروهک ها، فرقه ها، بهاییت، همه و همه از موقعیت زخم اقتصادی بهره بردند! عادت مگس نشستن بر زخم است. کاش زخم نسازیم.
#علیرضا_زادبر
@Politicalhistory
با بالهای غرق نور، کلمات را یک دور جلوی جمجمهها، حفرههای خالی چشمخانهها چرخاندم و نور را در ذرهذرهی سنگها معطر کردم. قلوهسنگها بوی گلاب، بوی آرد تفتداده، بوی زعفران و گلمحمدی گرفتند.
ریشهی بلوط به ذکر نور روشنتر شد، صمغ سرخش جاری شد، ولی هیچکدام از پیکرها جم نخوردند...
مجله مُدام سوگ| فاتحههای سرگردان| مجید قیصری
مکروبه🇮🇷
کتابهایی که دوست دارم بخونم: _صبح شام | انتشارات سوره مهر| روایت ایرانی از بحران سوریه از خاطرات ش
کتابهایی که دوست دارم بخونم:
_من هاجرم، بی اسماعیل| فاطمه پهلوانی
_خواب در باغِ گیلاس| ازهر جرجیس
_تربیت کودک| حضرت آقا
آهای جهانِ تاریک، نظارهگر باش؛ که ما به نور وصلیم و بزرگانِما مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاة
اللهاکبر امشب رو از عمق وجود بگید.
یه جوری که گوشِ موشهای کثیف صهیونیستی کر شه.
#الله_اکبر
هدایت شده از خط روایت
ا﷽
روایتی از #ایران_جان
🇮🇷یک مشتِ واحد
_الله اکبر!
صدای زنانهمان اولش آرام است. مامان به علی نگاه میکند. من به او و طفل پتو پیچم در آغوشش. میروم سمت تلوزیون. صدا را بیشتر میکنم. صدای الله اکبر مجری میدود توی خانه. میروم پیش مامان. مشت گره کردهام میرود سمت آسمان. دوباره همصدا میگوییم:
_الله اکبر!
صدای همسایهها یکییکی بلند میشود. پسرکم دستش را مشت میکند و میگوید:
_الله اکبر!
صدایم بلندتر میشود. همسایهمان از پنجره، برایمان دست تکان میدهد. میخندم و بلندتر میگویم:
_الله اکبر!
ما تنها نیستیم. فریادمان میپیچد توی تاریخ. با آدمهایِ چهل و هفت سالِ پیش همصدا میشویم. صدایمان در هم آمیخته میشود. ما یکی میشویم. یک مشت واحد. یک صدای واحد. از یک حنجرهی واحد.
_الله اکبر!
✍#زهراسادات_رضایی
〰〰〰〰
#خطروایت || روایتِ مردمِ سرزمینِ انقلابِ اسلامی 🇮🇷
https://zil.ink/Khatterevayat