▼گزارش روز
🔻منطق تماس ایران با طالبان
🔹یکی از سرفصلهای مهم رسانههای فارسیزبان و بیگانه در خصوص تحولات داخلی افغانستان که بعضاً به افکار عمومی داخل نیز رسوخ کرده، تمرکز روی این موضوع است که جمهوری اسلامی ایران ضمن حمایت از طالبان و با یکسان پنداری آن با گروههای تکفیری و تروریستی مانند داعش، القاعده و غیره، در حال تطهیر سوابق و پیشینه این گروه است.
✳️گزارههای تحلیلی:
1⃣- سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال تحولات داخلی افغانستان، منطقی و با در نظر گرفتن تمام ملاحظات سیاسی، امنیتی و غیره است. تهران بهعنوان صادقترین بازیگر تحولات افغانستان، خواستار برقراری امنیت و ثبات در این کشور است و برای نیل به این منظور، تعامل و تماس با تمام گروههای داخلی ازجمله دولت مرکزی و طالبان را در دستور کار قرار داده است؛ تشکیل یک دولت وفاق ملی و با مشارکت گروههای مختلف سیاسی در افغانستان، گزینه مطلوب و مورد حمایت تهران است.
2⃣- جمهوری اسلامی ایران همسو با «منافع و امنیت ملی» خود و همچنین ایجاد امنیت و ثبات در افغانستان، تنها به برقراری «تماس» با طالبان که با هماهنگی و اطلاع دولت مرکزی افغانستان است، بسنده کرده است. تهران در عین بیاعتمادی به طالبان، نه دنبال ائتلاف و پیمان با این گروه است و نه جنگ و درگیری با آن. جمهوری اسلامی بیش از ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک با افغانستان دارد که هماینک تمام آن در اختیار طالبان است. لذا نمیتواند و نباید نسبت به آنچه در افغانستان میگذرد، بیتفاوت باشد.
3⃣- اینکه برخی جمهوری اسلامی را متهم به مشروعیتبخشی به طالبان میکنند، آدرس غلط دادن است و از منطق درستی برخوردار نیست. ریشههای قبحزدایی از طالبان و مشروعیتبخشی به آن را نه در تهران، بلکه باید در گفتگوهای این گروه با آمریکا در دوحه جستجو کرد؛ درواقع این آمریکاییها بودند که در وهله اول به طالبان یک مشروعیت نیمبند دادند و با آن پشت یک میز به گفتگو نشستند.
✳️نکته پایانی:
همجواری ایران با کشور افغانستان با ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک که همواره مصدر قاچاق مواد مخدر، قاچاق انسان و مهمتر از همه مشکلات امنیتی بوده است، ایران را وادار میکند که در یک پکیج کامل به مسئله افغانستان بنگرد تا امنیت ملی خود را در سختترین شرایط، حفظ نماید.
#حمید_خوشآیند
#افغانستان
▼گزارش روز
🔻موضع حکیمانه در قبال تحولات افغانستان
❇️ در نخستین دیدار هیئت دولت سیزدهم با رهبر معظم انقلاب، معظم له بخش پایانی بیاناتشان را به موضوع افغانستان اختصاص و حوادث آن اختصاص دادند و طی سخنان مهمی، چارچوب اقدام جمهوری اسلامی ایران در این موضوع را مشخص کرده و فرمودند: «در مورد افغانستان ما طرفدار ملت افغانیم؛ دولتها میآیند و میروند... آنکه باقی میماند ملت افغانستان است؛ ما طرفدار ملت افغانستان هستیم. نوع رابطه ما با دولتها هم به نوع رابطه آنها با ما بستگی دارد».
✳️گزارههای تحلیلی:
1⃣ - برخلاف برخیها که میگویند جمهوری اسلامی ایران موضع مشخصی در قبال آنچه در افغانستان میگذرد، ندارد، رهبر معظم انقلاب بهطور دقیق، منطقی و هوشمندانه در این خصوص موضعگیری نموده و ضمن تعیین جهتگیری سیاست خارجی کشور، به ابهامات و شبهات موجود دراینباره هم پاسخ میدهند؛ موضعی که نگارنده آن را مدارا و «سکوت هوشمندانه» مینامد.
2⃣- تمرکز و تأکید رهبر معظم انقلاب در مواجهه با تحولات افغانستان بر دو گزاره کلیدی است: نخست، «مردم» و دوم، «نوع رابطه دولت و حاکمیت آتی افغانستان» با ایران. این موضع نشان میدهد، در قبال وضعیت سیاسی بهشدت «سیال» جامعه افغانستان که یکی از همسایگان بزرگ ایران به شمار میرود، مرکز اتکا و سرمایهگذاری باید مردم باشند؛ لذا باید از هرگونه موضع و اقدام شتابزده، احساسی و غیرواقعبینانه بهشدت اجتناب نمود. معظم له بدون اینکه نامی از طالبان ببرند، بهروشنی تفهیم کردند که هیچ «فوریتی» به ترسیم خطوط و چهارچوبهای سیاست خارجی کشور در قبال طالبان که هنوز موقعیت سیاسی آن معلوم نیست و نیز تحولات افغانستان که فعلاً سمتوسوی مشخصی به خود نگرفته است، وجود ندارد.
3⃣ - اتخاذ موضع شفاف جمهوری اسلامی در شرایط کنونی تحولات افغانستان و آینده آنکه یک حالت «گذار» و «ابهامآلود» دارد، به معنای پیشدستی در جلوگیری از هزینهتراشی سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک برای کشور است. سایر کشورهای ذینفع، حتی آمریکا نیز هنوز بنایی بر اعلام موضع شفاف در قبال طالبان ندارند. به عبارت سادهتر، هنوز افغانستان تکلیفش با خودش روشن نیست، چگونه انتظار هست که جمهوری اسلامی ایران بخواهد تکلیفش را با طالبان روشن کند.
✳️نکته پایانی:
❇️موضع اخیر رهبر معظم انقلاب نه به معنای «رد» طالبان و تقابل با آن است و نه «تأیید» و همکاری با آن، به معنای متداولی که وجود دارد. فعلاً سیاست منطقی و کمهزینه که عقل سلیم نیز بر آن حکم میکند و رهبری هم به طرز حکیمانهای آن را اعلام کردند، سکوت هوشمندانه در قبال تحولات افغانستان است، تا زمانی که وضعیت افغانستان تعیین تکلیف شود و ماهیت و مدل نظام سیاسی و حاکمیتی آن مشخص گردد.
#حمید_خوشآیند
@maktab_shahid_soleimani_Arak
🔰گزارش روز
🔷️پارادوکس مشهود ترکیه در قبال فلسطین
حمایت از آرمان ملت فلسطین، یکی از تناقضات مشهودی است که سالهاست در سیاست خارجی دولت ترکیه دیده میشود. این موضوع نهتنها باعث آزردگی فلسطینیها گردیده، بلکه در داخل ترکیه و در منطقه و جهان اسلام باعث تضعیف فزاینده موقعیت و جایگاه سیاسی اردوغان نیز شده است.
⚜گزارههای خبری:
1️⃣وزیر امور خارجه ترکیه، اخیراً در راستای سیاست احیای روابط با رژیم صهیونیستی، برای اولین بار بعد از 13 سال با یائیر لاپید، همتای صهیونیستی خود تلفنی گفتگو کرد. اردوغان رئیسجمهور ترکیه نیز در اظهارنظری اعلام کرد: «اسحاق هرتزوگ، رئیس اسرائیل به ترکیه سفر خواهد کرد».
2️⃣ابراهیم کالین، سخنگوی دفتر ریاست جمهوری ترکیه چند روز قبل، در پاسخ به سؤالی درباره گرم شدن روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی، گفت: «با پایان ۱۵ سال حکمرانی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر سابق اسرائیل، دوره جدیدی در روابط دوجانبه آغاز شده است. ما میبینیم که دولت جدید اسرائیل که جناحهای مختلف ازجمله فلسطینیها را گرد هم آورده، رویکرد سازندهای در قبال ترکیه از خود نشان میدهد. دیدار هرتزوگ از ترکیه در کل بر مناسبات میان اسرائیل با ترکیه و با فلسطینیها تأثیر خواهد گذاشت».
3️⃣چاووش اوغلو، وزیر خارجه ترکیه نیز در توجیه تناقض آشکار سیاست یک بام و دو هوای دولت اردوغان در قبال آرمان فلسطین، گفته است: «ترکیه تعهد خود را به تشکیل کشور فلسطینی در مذاکرات پیرامون روابط نزدیکتر با اسرائیل زیر پا نمیگذارد. هر قدمی که ما با اسرائیل در رابطه با مناسباتمان برداریم، هرگونه عادیسازی، مانند برخی دیگر از کشورها به بهای آرمان فلسطین نخواهد بود».
⚜گزارههای تحلیلی:
در بحث احیای روابط سیاسی دوجانبه، طرفی که پیشقدم شده است، دولت ترکیه است. ترکیه از طریق ترمیم روابط سیاسی با تلآویو به دنبال پیشبرد اهداف اقتصادی، سیاسی و امنیتی است. تلاش برای حلوفصل بحران اقتصادی در ترکیه، جلب حمایت لابیهای صهیونیستی– آمریکایی از حزب عدالت و توسعه برای باقی ماندن در قدرت و همچنین مقابله با تهدیدات روسیه و آمریکا، سه فاکتور مهم در این زمینه است. ترکیه حتی مسائل مربوط به فلسطین را نیز از احیای روابط دوجانبه حذف کرده است. رژیم صهیونیستی که در سالهای اخیر اقدام به برقراری روابط پنهان و آشکار با برخی کشورهای عربی نموده است، دیگر مانند گذشته از نظر راهبردی نیازی به ترکیه ندارد. اگرچه ترکیه به دنبال یک شراکت عمیق و شاید راهبردی با رژیم صهیونیستی است؛ اما چنین رویکردی در تلآویو دیده نمیشود. برای تلآویو احیای روابط در سطح عادی کافی است. رابطه با رژیم صهیونیستی و حمایت از آرمان فلسطین، دو موضوعی است که در یکجا جمع نمیشود. دولت و کشوری که حامی فلسطین است نباید دست دوستی بهسوی تلآویو دراز کند. حتی اگر دولتمردان ترکیه نیز اعلام کنند که باوجود رابطه با رژیم صهیونیستی، همچنان حامی فلسطین خواهند بود، آن را جز ادعا چیز دیگری نمیتوان تلقی کرد. ✍ #حمید_خوشآیند
🏴#نیمه_ماه_رجب
🏴سلام علی قلب زینب الصَّبور
@maktab_shahid_soleimani_Arak