#روایت_عشق💌
#سپهبدشهیدعلی_صیادشیرازی🌷
بعضی از قوم و خویشهایمان که از شهرستان میآمدند، رسیده و نرسیده گِله میکردند: آخه این درسته که علی آقا ماشین و راننده داشته باشه، اون وقت ما از ترمینال با تاکسی بیایم؟!
ما که تهران رو خوب بلد نیستیم!!
اما گوشِ پدر به این حرفها بدهکار نبود؛ میگفت: طوری نیست؛ فوقش دلخور میشن.
اونا که نمیخوان جواب بِدن، منم که باید جواب بدم. باید جواب بدم با ماشین بیتالمال چیکار کردم.
📚: کتاب یادگاران11
#بیت_المال
#مثل_شهدا_زندگی_کنیم
♥️ اینجا مکتب عاشقان سردار سلیمانی ست
@maktabesardarsoleimani
قابل توجه برای بعضی از مسئولین
از شهدا درس بیاموزید👇
پارتی بازی ممنوع⛔️
یکی از بستگان صیاد شیرازی از خدمت سربازی فرار کرده بود و پرونده اش رو فرستاده بودند دادگاه نظامی دادگاه هم به زندان محکومش کرده بود. مادر صیاد زنگ زد دفتر و گفت: به علی بگو یه کاری براش کنه این پسر جوونه، گناه داره. بهشون گفتم: حاج خانوم! خودتون به پسر تون بگین بهتر نیست؟ گفت: قبول نمیکنه! پرسیدم: چطور؟ مادر صیاد گفت: علی خودش زنگ زد و گفت: عزیز جون! فامیل وقتی برام محترمه که آبروی نظام رو حفظ کنه! آبروی من رو نبره...
#سپهبدشهیدعلی_صیادشیرازی 🌷
📚 یادگاران١١ - ص۵٧