روز تشییع، مسجد امام اصفهان از جمعیت پر شده بود. از یکی از روحانیون، که از دوستان شهید میثمی بود، درخواست شد کمی سخنرانی کند. آن برادر روحانی نقل کرد: مانده بودم چطور شروع کنم. تفالی به قرآن زدم. وقتی قرآن را باز کردم، این آیه آمد: «قال انی عبداله اتانی الکتاب و جعلنی نبیا.»
... و این آیه، دقیقا همان آیه ای بود که وقتی به دنیا آمد، پدربزرگش با تفال به قرآن، نام او را عبدالله گذاشته بود.
#شهیدعبدالله_میثمی
شادی روحشان صلوات
🌸🌸🌸🌸🌸🌸
در مکتب شهادت
در محضر شهدا
دفترچه خاطرات همسر
#شهیدعبدالله_میثمی
محبت اهل بیت علیهم السلام
بعد از نماز صبح، زیارت حضرت زهرا علیهاالسلام خواند، پرسیدم: مگر شهادت حضرت زهراست؟ گفت: نزدیکه! وقتی خواست برود، پسرم حسین (که کوچک بود) گریه کرد. بردش بیرون، چیزی برایش خرید و آرامش کرد، گریه ام گرفت، گفتم: تا کی ما باید این وضع را داشته باشیم؟ گفت: تا حالا صبر کرده ای، باز هم صبر کن، درست می شه! حضرت زهرا علیهاالسلام را خیلی دوست داشت، روضه اش را هم دوست داشت، روضه او را که می خواندند، به سومین زهرا علیهاالسلام که می رسید، دیگر نمی توانست ادامه دهد.
ترکش که خورد و بردنش بیمارستان، زنده ماند تا روز شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام و در روز شهادت مادرش به شهادت رسید.
یادش با صلوات
🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#لحظه_ای_با_شهدا
🌸براۍ "شھیدشدن" گاهی
یڪ خلوت سحر هم کافیست...
دل کہ شھید شود ،زندگی که شھید شود ،
در نهایت انسان شھید میشود...
🌿"توان ما به اندازه ی امکانات در دست ما نیست،توان ما به اندازه ی اتصال ما با خداست"
🌷 #شهیدعبدالله_میثمی.
❤️ مکتب سردار سلیمانی🌷
ارتباط با خادم کانال
@sardar_zakizadeh
https://eitaa.com/maktabesardarsoleimani
تا نیمه های شب جلسه بود. خسته میشدیم، اما او ریز مسائل و مشکلات را میگفت و بررسی میکرد.
هیچ چیز از چشمش دور نمیماند. از بد خلقی فلان فرمانده و کم اطلاعی فلان مسئول تبلیغات گرفته تا ماست، که باید کنار غذای بچه ها باشد که مسموم نشوند. بعد از جلسه، همان گوشه ی اتاق، عبایش را میکشید سرش و میخوابید. دو سه ساعت نگذشته، باز بلند میشد برای نماز شب.
#نمازشب
#شهیدعبدالله_میثمی🌷
#شهیدآنه🕊
#روحانی_شهید🕊
#شهیدعبدالله_میثمی🌷
اصفهان که مي رفتيم كنار مادرم مي نشست وشروع مي كرد به تعريف كردن از من: چه دختر خوبي داريد، خوب تربيتش كرديد، خيلي زحمت مي كشد.
در واقع سعي مي كرد از والدينم قدرداني كند...
يك خصوصيت بارزش هميشه قدر دانستن و بر زبان آوردن خدمات و ارزش قائل شدن براي همه بود.
لبخندش هميشه معرّف او بود. اخلاق خوبش هم كه زبانزد همه آشنايان و فاميل بود؛ البته بيشتر از همه رعايت حال من را می كرد.
🌷🌷🌷🕊🌷🌷🌷