.
در مکتب شهادت
در محضر شهدا
پانزده نفری افتادیم توی محاصره دشمن. از فشار تشنگی بیحال و خسته خوابمان برد. وقتی بیدار شدیم، (شهید) «محمد حسن فایده» گفت: «حضرت زهرا (س) در خواب به من آب دادند و قمقمه یکی از شهدا را پر از آب کردند».
فوری رفتیم سراغ قمقمه شهدایی که اطرافمان بودند. یکی از قمقمهها پر بود از آب خنگ. انگار همین الان داخلش یخ انداخته بودند.
همه از آب شیرین و گوارا؛ که مهریه حضرت زهرا (س) است سیرآب شدیم.
#شهیدمحمدحسن_فایده
#حضرت_زهرا
#عنایت_مادر
#شهیدآنه🕊
#شهیدمحمدحسن_فایده🌷
شبی توفیق داشتم تا برای سرکشی از خانوادهای، همراهش باشم. حومهی بیرجند به منزل نیمه ویرانی رسیدیم. پیرزن قد خمیدهای به استقبالمان آمد. در گوشهای از آن ویرانه، مرد کهنسالی از درد به خود میپیچید.
پیرزن عاجزانه میگفت: مدتی است کسی به ما سر نزده و همسرم بیمار است.
آقای فایده بلافاصله به دنبال تهیّهی ماشین رفت. مرد بیمار را به بیمارستان رساندیم و بعد از معاینه و تهیّهی دارو به منزلش برگرداندیم.
آن شب دعاهای بیوقفهی پیرزن بدرقهی راهمان بود.
📚: رسم خوبان
#شهیدآنه🕊
#شهيدمحمدحسن_فايده🌷
مقابل منزل ما زنی پير و تنها زندگی میكرد كه روزگار را به خاطر فقر زيادی كه داشت، به سختی میگذارند. گاهی كه محمدحسن از خريد برمیگشت، میديدم برخی از اجناس كمتر از مقداری است كه سفارش دادهام، علت را كه از محمدحسن سوال میكردم.
میگفت: با همسایه تقسيم كرديم. بنده خدا نيازمند است و بايد به فكر او هم باشيم.
وقتی هم میگفتم شايد مهمانی برسد و خودمان احتياج داشته باشيم،
میگفت: ميهمان روزی اش را با خودش می آورد، شما نگران نباش.
#باشهداتاشهدا🌷