*﷽*
#به_وقت_شهدا
#یاد_یاران
آخرین باری که حسین میخواست به جبهه برود مادرم عازم سفر سوریه بود.موقع خدا حافظی به مادرم گفت:مادر هر چه می خواهی مرا نگاه کن.این دفعه،دفعه آخر است.شاید دیگر نتوانی حسینت را ببینی.
مادم فکر کرد او طبق معمول شوخی می کند.جوابش را داد: نه مادر ان شاا... می روی وسالم بر می گردی.
حسین گفت:نه مادر شوخی نمی کنم هر وقت رفتی حرم حضرت زینب(س) دعا کن من شهید بشوم.
مادر وقتی که فهمید این بار حرفش کاملا جدی است،غم چهره اش را گرفت..
پدرم نگاهی به حسین کرد وگفت:بابا الآن وقت این حرف نبود نباید در چنین موقعیتی این حرف را می زدی.
حسین مودبانه گفت: چه فرقی می کند حاج آقا بهتراست از قبل خودش را آماده کند.
مادرم گفت:حسین دیگر نمی خواهد به جبهه بروی من طاقت ندارم.
حسین گفت:مادر! امام حسین(ع) فقط مشکی پوش نمی خواهد،از اینها فراوان دارد.
امام حسین(ع) رهرو می خواهد.
📕:نخل سوخته
#شهید_محمدحسین_یوسف_اللهی
#یاد_عزیزش_با_صلوات
مکتب سردار سلیمانی
@maktabesardarsoleimani
*﷽*
#خاطرات_سردار_سلیمانی
یک زمانی حسین یوسف اللهی مجروح شده بود. به دستور دکتر باید نمازش را نشسته می خواند ، ولی رعایت نمی کرد.
یک ماه قبل از عملیات والفجر ۸ یک روز در قرارگاه اهواز به او گفتم : چرا به دستور دکتر عمل نمی کنی؟ چرا ایستاده نماز می خوانی؟
پس از کمی تامل پرسید : وقتی که شما فرمانده لشکر هستید به سنگر می آیید ، من همین طور می نشینم؟
پاسخ دادم : نه ، بلند می شوی و احترام می گذاری.
گفت : من در مقابل فرمانده لشکر نمی نشینم ، چطور در برابر خدا بنشینم؟!
#شهید_محمدحسین_یوسف_اللهی
#شهید_حاج_قاسم_سلیمانی
#یاد_عزیزشان_با_صلوات
مکتب سردار سلیمانی
@maktabesardarsoleimani
🌷 شهیدی که جایش را در بهشت نشانش دادند.
هادی برادر شهید یوسف الهی بیان نموده که نیمه شبی دیدم محمد حسین بیدار است،
پرسیدم داداش چرا نخوابیدی؟
من را کنار خودش خواند و گفت: تو جایت را در آن دنیا دیده ای؟
🔸گفتم : مسلم است که ندیده ام.
بعد خودش گفت: امشب جایم را در بهشت نشانم دادند.
به همین خاطر خواب به چشمانم نمی آید.
👤راوی: حمید شفیعی همرزم شهید
#شهید_محمدحسین_یوسف_اللهی