9.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#گلزار_شهدای_کرمان
#روایت_خادم_الشهدا
💠ای کاش...
🌸از چناران امده بود، از نزدیکی های مشهد. ذوق زده بود از اینکه حاج قاسم دعوتش کرده بود و برای اولین بار قدم به گلزار شهدای کرمان گذاشته بود.
وقتی از حس و حالش پرسیدم: گفت توی بهشتم... بغضی گلوش رو گرفت و از سفر کربلاش گفت. همسر شهید بود. از ما التماس دعا داشت میگفت: برای بچه م دعا کنید تا بچه دار بشه... وقتی خداحافظی می کرد حال و هوایی داشت تماشایی... می گفت دوست ندارم از اینجا برم، میخوام همینجا وایستم....
🔷آرزو کردم که ای کاش این حس و حال، مرا هم فرا می گرفت...
ای کاش...
♻️ *ایتا* 👇
https://eitaa.com/maktabhajghasem_kerman
♻️ *روبیکا* 👇
https://rubika.ir/maktebhajghasem_kerman
♻️ *تلگرام* 👇
https://t.me/maktabhajghsem_kerman
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#گلزار_شهدای_کرمان
#روایت_خادم_الشهدا
💠از بوشهر آمده بودند. پدرش با هزاران امید، با سختی زیاد، او را به دیار کریمان آورده بود تا سردار دلها را زیارت کند.امده بودند تا شفای دردانه اش، زهرا را از شهدا بگیرد.
🍃وقتی وارد گلزار شدند، پدر خواست که سرود سلام فرمانده را برای دخترش پخش کنیم. می گفت: آرزوی زهرای من این بوده که این سرود را در کنار مزار حاج قاسم، گوش کند... وقتی صدای بلندگو در فضا پیچید، لبخند بر روی لبان دخترک نقش بست، و این لبخند زمانی بیشتر شد که پرچم گنبد امام حسین(ع) و ابالفضل العباس(ع) در کنار او باز شد و شور و حال زائرین دو چندان گردید. مردم بر سر و روی زهرا دست می کشیدند و بوسه می زدند و آرزوی سلامتی اش را طلب می کردند...
🔷آن شب شور و حالی به پا شده بود وصف نشدنی. ادمی، حضور ملائکه را هم در کنار قبور مطهر شهدا کاملا حس میکرد... مطمئنا حاج قاسم مهربان هم آمین گوی دعای خیر مردم و این دخترک معصوم بود...
اللهم اشف مرضانا...
✅ @vaslekhooban
#گلزار_شهدای_کرمان
#روایت_خادم_الشهدا
🔷جمعه گذشته ، پدرو همسر و دو
فرزند شهید عبدالمهدی (فرهاد)
کاظمی مهمان و زائر قبر حاج قاسم
عزیز بودند. شهیدی که عضو تیم
سپاهان بود و قرارداد داشت، ناگهان
فوتبال را رها کرد.طلبه شد وشاگرد
آیت الله ناصری. خوابی دید.
آیت الله ناصری فرمودند: خوابت را
برای آیتالله بهجت بگو تا ایشان
تعبیر کنند.
🔷شهید کاظمی عزیز با سه نفر از
دوستانش پیاده از اصفهان به سمت
قم حرکت میکند. آيتالله بهجت
ماشین و راننده میفرستد جلوی
شهید. شهید کاظمی خوابش را برای
آیت الله بهجت تعریف میکند.
ایشان خطاب به شهید میفرمایند:
پاسدار بشو ، بدان که دوازده سال
دیگر شهید می شوی ... اسمت را از
فرهاد به صالح یا مهدی تغییر ده...
🌷شهید کاظمی نام عبدالمهدی را
برای خود انتخاب می کند ... زمان
می گذرد و دقیقا دوازده سال بعد
براساس پیش بینی آیت الله بهجت،
در سوریه جام شهادت را نوشیده و
آسمانی می شود.
🌸روحش شاد و یادش گرامی...
✅ @vaslekhooban