📣📣خبر خبر...
این بار باهم در پاتوق مامان اولی ها قراره والدگری آگاهانه یاد بگیریم...📝📝
اونم همراه با یک روانشناس کودک کار بلد ومتخصص...🥰🥰
✅ چهارشنبه ساعت ۱۷ قراره یک گفتگو شیرین با خانم دکتر حسین پور داشته باشیم و از دغدغه هامون براشون بگیم...
چه دغدغه ای؟؟؟🧐
اضطراب جدایی😖
از شیر گرفتن 🍼
از پوشک گرفتن🚽
بازی آگاهانه⚽
لحبازی😤
درس خوندن👩🏫
و.......
❗️پس قرار این هفته رو از دست ندین
✅ چهارشنبه
✅ساعت۱۷ 🕖
✅همراه با خانم دکتر نفیسه حسین پور
📢راستی این گفتگو در گروه مامان اولی ها صورت میگیره پس سریع عضو شین💕
📢به مامانای دغدغه مند هم خبر بدین💕
🍃🍃__________________________🍃🍃
گروه مامان اولیها👇
https://eitaa.com/joinchat/1031996056Cf1b0e46592
آدرس کانالمون🐣🐥👇👇
🤰👩🍼 @maman_avali
👦🏻👶🏻👧🏻دکتر کودکان 👦🏻👶🏻👧🏻
🌺🌺 با ما باشید در پاتوق مامان اولی ها🌺🌺
✅️پنجشنبه ها با
خانم دکتر زهرا محمدی👩🏻⚕️
پزشک و پژوهشگر طب ایرانی
پس سوالاتتون رو در زمینه 👇
مشکلات کودکان
تغذیه کودکان
لوزه سوم و....
رو به آی دی من بفرستید 👈
@Mahdiehjafari98
🔴تا جواب هارو روز پنجشنبه در
❗️کانال بزارم
و همه بتونن استفاده کنن 🌺
ادرس کانال که جواب ها داخلش میزارم👇👇👇
آدرس کانالمون🐣🐥👇👇
🤰👩🍼 @maman_avali
🌺اینم از کانال خانم دکتر که میتونید بهش سر بزنید 👇
https://eitaa.com/joinchat/3833594635Cbcc895b45c
هدایت شده از ستاد مادران ایران
84.45M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیدین جلوی سفارت آلمان چه اتفاقی افتاد؟
... رو شکست!!!👍
#خانه_نسا
#مادران_شریف_ایران_زمین
#خانه_مادری
#نهضت_مادری
#باشگاه_مادران_تاریخ
#مواسات_مادرانه_البرز
#خانواده_بزرگ_ما
#نهضت_پیشرفت_بانوان
#بر_مدار_مادران_انقلابی
#برنا
#مهر_فرشته_ها
انا لله و انا الیه راجعون
این بود #وفاق_ملی!
وفاق ملی در حال تبدیل به #وفاق_میلی است!
🔲جهت دریافت اطلاعات، اخبار و محتواهای جمعیتی به کانال جهاد تبیین #جمعیت بپیوندید:
http://eitaa.com/jamiyat
السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُ
السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْفَاضِلَةُ الزَّکِیَّةُ
السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبَةُ
السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا التَّقِیَّةُ النَّقِیَّةُ
السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ
السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِیَّةُ
شهادت بانوی دوعالم حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
https://eitaa.com/joinchat/2084044995Cd39c5c856d
کانال پاتوق مامان اولی ها🤰👩🍼👼
امروز حرم به یاد همتون بودیم.
متن روی پرچم👆 رو بخونید .👇
✏️داستانی از شهید یحیی سنوار
براساس کتاب خار و میخک
بفروشید
یحیی میخواست برای کبوترها دانه بریزد که با صدای بوق اسراییلیها از خواب پرید.
دور و برش را نگاه کرد. آنجا کبوتری پر نمیزد.باز هم توی همان خانهی کوچکی بود که دوستش نداشت. چون اسراییلیها آنها را مجبور کرده بودند به اینجا بیایند.
مادرش میگفت:《خانهی خودمان بزرگ بود و حیاطش پر از زیتون و انگور و کبوتر.》
حالا باید تا خواب بعدی صبر میکرد که با کبوترها بازی کند.
یحیی به سقف خیره شد تا سوراخهایش را پیدا کند اما فایدهای نداشت. انگار فقط قطرهها میتوانستند آنها را ببینند. شبهای بارانی قطرهها از سقف تند تند توی خانه میچکیدند. مادر هم بچهها را یکی یکی بر میداشت و به جایشان کاسه و کوزه میگذاشت. آن وقت تا صبح خانه پر از صدای تِق تق و چِک چِک میشد.
صبحانهاش را خورد و در حیاط را باز کرد. کوچهشان صافتر و بزرگتر از همیشه شده بود.
ماشین اسراییلیها از کوچه رد میشد. آنها باز هم تفنگهای واقعیشان را به سمت یحیی گرفتند.او ترسید و آرزو کرد، تیم مقاومت که پر از مردان قوی بود آنها را حسابی بترسانند.
پیش بچههای کوچه ایستاد و پرسید:《 به نظر شما چرا اسراییلیها کوچهها را بزرگ کردند؟》
محمد نشست و گفت: 《من میدانم. برای اینکه ماشینهایشان تندتر بروند و راحتتر تیم مقاومت را بگیرند و زندانی کنند.》
یحیی و بچهها باید فکری میکردند. اگر تیم مقاومت نمیبود سربازها بیشتر بچهها را اذیت میکردند.
حسن با عجله گفت: 《باید ماشینهایشان را یکجوری نگه داریم.》
محمود به دیوار تکیه داد و گفت: 《 آخه زور ما به ماشین میرسد؟》
محمد آهی کشید و گفت:《کاش بیسیم داشتیم آن وقت میتوانستیم به تیم مقاومت خبر بدهیم.》
با شنیدن کلمهی بیسیم توی سرشان فکر تازهای جرقه زد.
همین که ماشین اسراییلیها آمد؛ یحیی به تفنگ سربازها اشاره کرد و بلند گفت: 《بفروشید، بفروشید.》
مثلا میخواست از آنها تفنگ بخرد.
ماشین اسرائیلی ایستاد.
بچههای دیگر هم بلند گفتند: 《بفروشید، بفروشید.》
سربازها گیج شده بودند. سرشان را خاراندند؛ به تفنگهایشان نگاهی کردند و رفتند.
اما مردان مقاومت که صدای بچهها را شنیده بودند قایم شدند.
بچهها با هم قرار گذاشتند همیشه با دیدن اسراییلیها بلند بگویند: بفروشید، بفروشید.
آن شب یحیی با یک آرزوی بزرگ روی تشک کوچکش خوابید. دلش میخواست روزی یکی از قویترین مردان تیم مقاومت باشد. تفنگ واقعی بخرد و با آن اسراییلیها را بترساند. از خستگی زود خوابش برد. دیگر حتی صدای قطرهها هم نمیتوانست او را بیدار کند.
✍سبزهای
#داستان
#فلسطین
@gheseshakhsiatemehvari
🏴آجـــــــــرک الله یا بقیـــــــــــــــه الله
شهادت بانوی دو عالم حضرت زهـــــرا
سلام الله علیها خدمت امام زمــــــــان
عج و همه شیعیان جهان تسلیت باد
🌿🌿________________________
گروه پاتوق مامان اولیها (بیا گفتگو کنیم.)👇
https://eitaa.com/joinchat/1031996056Cf1b0e46592
آدرس کانالمون🐣🐥👈
@maman_avali