eitaa logo
🔮من دیپلمات نیستم، من انقلابی ام، حرف را صریح وصادقانه میگویم. 💎
914 دنبال‌کننده
19.4هزار عکس
21.2هزار ویدیو
89 فایل
انقلابی بودن میعارنیست انقلابی ورهروماندن پای ارزشهاهنراست من انقلابیم ۵۷ گروه میثاق با شهدا https://eitaa.com/joinchat/2230386699C64b9b33430
مشاهده در ایتا
دانلود
سالگرد شکست فتنه ۱۳۷۸ 🔰 باز هم مردم، جاروشان کردند 🔸پس از پایان سال‌های دفاع مقدس و با آغاز دوران موسوم به سازندگی و همزمان با تغییر رویکرد جبهه سلطه جهانی در تقابل با انقلاب و نظام اسلامی از برخورد سخت به جنگ نرم و تهاجم فرهنگی، این موضوع در دستورکار نشریات و مطبوعاتی قرار گرفت که به تدریج در فضای فرهنگی کشور با اَشکال مختلف علمی، فرهنگی، هنری و اقتصادی تاسیس می‌شدند. 🔸تاسیس نشریات یادشده با انگیزه‌ها و اهداف گوناگونی بود‌، اما یک عامل مشترک اکثر آنها را به یکدیگر پیوند می‌داد و آن، حضور عوامل و مطبوعات دوران طاغوت و عناصر شناخته‌شده رسانه‌ای و انتشاراتی وابسته به انجمن‌ها و محافل ماسونی بودکه سوابق سیاهی در خیانت به دین و کشور داشتند. 🔸همه این طراحی و برنامه‌ریزی ۱۰ ساله به ماجرای دولت مدعی اصلاحات و سپس قضیه توطئه علیه ارگان‌ها و نهادهای امنیتی کشور کشیده و فتنه ۱۸ تا ۲۳ تیرماه ۱۳۷۸ سازماندهی شد. 🔸صبح پنج‌شنبه 17 تیرماه 1378، تیتر گروهی از روزنامه‌های صبح مشهور به روزنامه‌های زنجیره‌ای یک موضوع بود: اعتراض به توقیف شبانه‌ روزنامه سلام متعلق به محمد موسوی خویینی‌ها از سران جبهه‌ای موسوم به اصلاحات. 🔸هدف چندان پوشیده و پنهان نبود. بنا به گفته دبیرکل اسبق اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل: 🔻«... در اتفاق سال ۷۸ استراتژی دوگانه‌ای را حجاریان به‌عنوان لیدر اصلاح‌طلبی طرح کرد که «فتح سنگر به سنگر» و «فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا» عناوین این دو استراتژی بود. فتح سنگر به سنگر به این معنا بود که اصلاح‌طلبان توانستند دولت را فتح کنند و باید گام‌های بعدی هم اتفاق بیفتد که فقط شامل مجلس نمی‌شود بلکه آنها معتقد بودند استراتژی سطح سنگر به سنگر را پیش ببرند و حتما دستگاه‌های نظامی و امنیتی مانند سپاه، وزارت اطلاعات و ناجا یکی از موانع اصلی بوده و پروژه قتل‌های زنجیره‌ای زمستان سال 77 و کوی دانشگاه سال 78 را می‌توان در این چارچوب بررسی کرد که مخاطب اصلی آن دستگاه اطلاعاتی- انتظامی و امنیتی بودند؛‌ دستگاه اطلاعاتی- امنیتی در قتل‌های زنجیره‌ای آسیب دید و دستگاه انتظامی در غائله کوی دانشگاه.» 🔸از همین‌روی ماجرا به همین هماهنگی زنجیره‌ای مطبوعاتی خاتمه نیافت و به‌دنبال طراحی فوق، عوامل شناخته‌شده خارجی و داخلی نیز به میدان آمدند و ابتدا در شامگاه 17 تیرماه‌، کوی دانشگاه را به آشوب کشاندند. از جمله محرکان اصلی این گروه، افرادی غیردانشجو چون «منوچهر و اکبر محمدی» بودند که پس از دستگیری‌، درباره چگونگی دریافت کمک مالی و ارتباط با عناصر خارجی و طراحی تجمعات اعتراض‌آمیز اعترافات قابل تأملی داشتند. 🔸اما اتفاق دیگری وقایع را به‌گونه‌ای متفاوت رقم زد‌، عده‌ای با هویت نامعلوم و در اقدامی مشکوک به کوی دانشگاه حمله کرده‌، خوابگاه دانشجویان را تخریب نموده، اموال‌شان را به آتش کشیده و غارت کردند، آنچنان که قلب مقام معظم رهبری را به درد آوردند. 🔸بعدا در نامه‌هایی كه سحابی از زندان به دختر خود نوشت و توسط نیروهای امنیتی كشف گردید، وی بر این اعتراف خود صحه گذارد. او در نامه یادشده به دخترش نوشت: 🔻«... اگر مردم بفهمند كه من به یك جوان به‌ظاهر حزب‌اللهی پول دادم تا در جهت مقاصد و نیات من عمل كند... آیا برای من آبرویی باقی می‌ماند؟...» 🔸اما دوشنبه 21 تیرماه 1378 جمعی از مردم که از توهین به مقدسات خود توسط اغتشاشگران ناراحت بودند، به دیدار رهبر انقلاب رفتند. سخنان رهبر انقلاب در آن دیدار در مردم انگیزه‌ای ایجاد کرد تا منسجم‌تر از قبل در برابر اغتشاشگران بایستند. آنها در 23 تیرماه 1378، به خیابان‌ها آمدند و پس از 5 روز تحمل آشوب و سوزاندن و غارت کردن و اهانت، فتنه‌گران را جارو کردند. https://kayhan.ir/001Jn6
سالگرد پذیرش قطعنامه 598 🔰 ملت‌‎ ایران مثل یک صاعقه بر سر آمریکا فرود آمد 🔻«... ما اعلام‌‎ ‌‏می‌کنیم که جمهوری اسلامی ایران برای همیشه حامی و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان‌‎ ‌‏است و کشور ایران به‌عنوان یک دژ نظامی و آسیب‌ناپذیر نیاز سربازان اسلام را تأمین و‌‎ ‌‏آنان را به مبانی عقیدتی و تربیتی اسلام و همچنین به اصول و روش‌های مبارزه علیه‏ نظام‌های کفر و شرک آشنا می‌سازد...» 🔸این جملات بخشی از پیام حضرت امام در تشریح علل پذیرش قطعنامه 598 و گشودن چشم‌انداز انقلاب در دوران پس از جنگ تحمیلی بود. حضرت امام در عین پذیرش شرایط پایان جنگ با صدام، اما همچنان موضع سرسخت و سازش‌ناپذیر خویش را در تداوم انقلاب و مبارزه با مستکبرین و حمایت از مستضعفین بیان می‌کرد. 🔸بهت و حیرت در میان رزمندگان اسلام در جبهه‌های دفاع و همچنین برای بسیاری از مردم ایران به‌خاطر پذیرش قطعنامه 598، وصف‌ناپذیر بود. اغلب این خبر را باور نمی‌کردند و بعضا آن را یک تاکتیک جنگی محسوب می‌کردند. تا این که دو روز بعد پیام حضرت امام به همه شک و تردیدها خاتمه داد. پیامی که استراتژی جدیدی برای انقلاب و نظام اسلامی ترسیم ‌نمود: 🔻«... ما باید خود را آماده کنیم‌‎ ‌‏تا در برابر جبهه متحد شرق و غرب، جبهه قدرتمند اسلامی- انسانی با همان نام و نشان‌‎ ‌‏اسلام و انقلاب ما تشکیل شود؛ و آقایی و سروری محرومین و پابرهنگان جهان جشن‌‎ ‌‏گرفته شود. مطمئن باشید قدرت‌های شرق و غرب همان مظاهر بی‌محتوای دنیای مادی‌اند‌‎ ‌‏که در برابر خلود و جاودانگی دنیای ارزش‌های معنوی قابل ذکر نمی‌باشند. ‏من به صراحت اعلام می‌کنم که جمهوری اسلامی ایران با تمام وجود برای احیای‌‎ ‌‏هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایه‌گذاری می‌کند. و دلیلی هم ندارد که‌‎ ‌‏مسلمانان جهان را به پیروی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نکند و جلوی‌‎ ‌‏جاه‌طلبی و فزون طلبی صاحبان قدرت و پول و فریب را نگیرد...» 🔸این در شرایطی بود در طی یک سال از صدور قطعنامه 598 تا پذیرش آن از سوی ایران، جبهه متحد استکبار با تمام قوا وارد میدان گردید تا جمهوری اسلامی را وادار به تسلیم نماید. از یک‌سوی جدیدترین هواپیماهای جنگی فرانسوی و موشک‌های آن در اختیار صدام گذارده شد، موشک‌های زمین به زمین اسکادبی ‌شوروی تقویت گردید تا بتواند همه شهرهای ایران از جمله تهران را هدف قرار دهد... 🔸حضرت امام در میانه این خیل تهدیدات علنی و عملی دشمن غدّار و نوکران منطقه‌ای او‌، برای حفظ جان مسلمین و مصلحت نظام و کشور و انقلاب، با بذل آبروی گرانقدر خویش، قطعنامه 598 را پذیرفتند اما همچنان با همان شجاعت و درایت و صراحت همیشگی موضع سازش ناپذیر خویش را اعلام کردند. 🔸ایشان در پایان جنگ و دفاع مقدس 12 روزه، در زیر تهدیدهای بی‌شمار وحشی‌ترین جناح حاکمه بر ایالات متحده که بی‌شرمانه از ایران تسلیم را طلبیده بود، تاکید کردند: 🔻«... ملّت ایران ملّت بزرگی است، ایران کشور قوی و پهناوری است، ایران دارای تمدّن کهنی است؛ ثروت فرهنگی و تمدّنی ما صدها برابر بیشتر از آمریکا و امثال آمریکا است. اینکه کسی توقّع کند که ایران تسلیم کشور دیگری بشود، این یکی از آن مهمل‌گویی‌های غلطی است که یقیناً مایه‌ استهزاء افراد خردمند و افراد دانا واقع خواهد شد. ملّت ایران عزیز است و عزیز خواهد بود، پیروز است و پیروز خواهد بود به توفیق الهی...» https://kayhan.ir/001JrL
سالگرد مرگ رضا میرپنج 🔰 شاهی که با خفت و خواری مرد! 🔸اگر همۀ واقعیات و حقایق و اسناد مبنی بر عروسکی بودن رژیم پهلوی را در نظر نیاوریم و همچنان بر تئوری منسوخ شده «ایران نوین و مستقلِ رضاخان» اصرار بورزیم، واقعیات بسیار دیگری در زمان‌ او اتفاق افتاد که به نظر می‌آید هر وطن دوست ایرانی (اگر هیچ اعتقاد دینی و مذهبی هم نداشته باشد) با شنیدن یا مطالعه اخبار و اسناد آن، باز هم خونش به جوش می‌آید‌ و برای ثروت و آب و خاکی که در طول سالیان سال توسط رضاخان و دار‌ و دسته‌اش به هدر رفت و یا در اختیار بیگانگان قرار گرفت، متأثر خواهد شد. 🔸کتاب‌های بسیاری دربارۀ خیانت‌ها و جنایات‌ رضاخان باید نوشت:‌ از قلع و قمع وطن‌دوستان و آزادی‌خواهان و قومیت‌ها و عشایر مختلف گرفته، تا کمر بستن به اسلام‌زدایی و دین‌ستیزی تا اقدام برای مسخ هویت ملی و دینی با تغییر شکل دادن لباس‌ها و هجمه به حجاب بانوان، تا تحدید و تهدید روحانیت و حوزه‌های علمیه، تا ممنوعیت شعائر مذهبی و آیین‌های سنتی، تا کشتار مردم در مسجد گوهر‌شاد و دیگر اماکن مذهبی، تا بازکردن دست تشکیلات صهیونیسم و فراماسونری و بهائیت در ارکان مختلف مملکتی، تا غارت آثار باستانی و میراث فرهنگی و... 🔸رضا ميرپنج یا رضا شصت تیری افسر ديويزيون قزاق كه در سوم اسفند 1299‌‌‌ كودتا كرد و سردار سپه شد و در 1304 به سلطنت نشست، نه ملكي داشت نه كارخانه‌اي و نه وجوه نقدي در بانك‌هاي خارجي. ولي هنگامی که روز 25 شهريور 1320 از کشور تبعید و آواره گشت، مشخص شد وي با تملك حاصلخيزترين نقاط كشور در مازندران، گيلان، گرگان و ساير نقاط، بزرگ‌ترين مالك كشور ايران بود و با در دست داشتن ذخائر نقدي در بانك‌هاي انگلستان، آمريكا و آلمان يكي از ثروتمندترين مردان جهان به شمار مي‌آمد. چگونه اين ثروت كلان در چنين مدت محدودي فراهم شده بود؟ 🔸يك نماينده مجلس انگلستان پس از مسافرت به ايران و مطالعه احوال ايرانيان دردوران رضاخان نوشت: 🔻«رضاشاه، دزدان و راهزنان را از سر راه‌هاي ايران برداشت و به افراد ملت خود فهماند كه از این پس، در سرتاسر ايران فقط يك راهزن بايد وجود داشته باشد.» 🔸تحلیل کاردار سفارت فرانسه در تهران‌، در هفدهمين سال حكومت و سيزدهمين سال سلطنت رضاشاه نتیجه‌گیری قابل تأملی دارد. او در 23 ارديبهشت 1317 گزارشي به وزارت خارجه كشورش ارسال کرد و در آن ارزیابی خود را دربارۀ عملكرد رضاخان چنین شرح داد: 🔻«‌(رضا شاه) ايران را به پنج بليه گرفتار ساخت: مالاريا، سيفليس، ترياك، حصبه و شبه حصبه و اسهال. من اين بيماري‌ها را بر اساس اهميت در اينجا طبقه‌بندي كرده‌ام... استعمال ترياك كه خود شاه نيز سرمشقي از اين بابت شد، طبقه كارگر و به ويژه زحمتكشان را فراگرفته و مشكل مهم در اين نيست كه هنرمندان و كارگران به استعمال آن مبتلا شده‌اند، بلكه اين آفت به كودكان و خردسالان نيز سرايت كرده كه نرخ فوق‌العاده مرگ‌هاي بچگي (70 تا 80 درصد بهنگام زايمان) ناشي از آن است.» https://kayhan.ir/001Jyt
سالمرگ محمدرضا پهلوی 🔰 جایی جز زباله‌دان تاریخ نداشتند! 🔻«... آیا اعلیحضرت میل دارند برای ارسال دعو‌تنامه‌ای از ایالات متحده برایشان اقدام کنم؟...» 🔸این پیشنهاد ویلیام سولیوان (آخرین سفیر آمریکا در ایران) به شاه بود وقتی در اوایل دی ماه 1357 به اتفاق ژنرال رابرت هویزر (معاون فرماندهی نیروهای ناتو و فرستاده آمریکا برای انجام کودتا در ایران) در کاخ نیاوران با محمدرضا ملاقات کردند. پیشنهادی که به دنبال دستور واشنگتن به سولیوان مبنی بر خروج شاه از ایران و درخواست ملتمسانه شاه انجام گرفت. 🔸ویلیام سولیوان در کتاب ماموریت در تهران که خاطراتش از دوران سفارت در ایران را نقل کرده، درباره آن روز و آن ملاقات نوشته است: 🔻«... در همین ایام (اوایل دی‌ماه 1357) پیامی از واشنگتن دریافت داشتم مبنی بر اینکه در اولین فرصت‌، شاه را ملاقات کنم و به او بگویم که هرچه زودتر ایران را ترک گوید... ابلاغ چنین پیامی از طرف سفیر یک کشور به رئیس ‌مملکتی که در آن ماموریت دارد‌، کار ساده‌ای نیست...» 🔸سولیوان در همان کتاب نقل کرده است که محمدرضا پس از دریافت پیام واشنگتن مبنی بر ترک ایران، در خود فرو رفت و مدتی فکر کرد، سپس ملتمسانه و با حالت درماندگی و استیصال پرسید:.».. خب! حالا کجا باید برم؟»! 🔸اما علی‌رغم موافقت اولیه و برخلاف آنچه ویلیام سولیوان به شاه وعده داده بود، آمریکا نوکر حلقه به گوش خود را راه نداد. محمدرضا برای خروج از ایران، تنها موفق به دریافت ویزا از دولت مصر شد‌، نخست به مدت شش روز در مصر اقامت کرد و پس از آن به دعوت ملک‌حسن مراکشی به این کشور رفت. 🔸او در سوم اسفند 1357، در پیامی به سفیر آمریکا در مراکش، اعلام کرد قصد دارد هفته دیگر به آمریکا سفر کند. آمریکا پس از تشکیل جلسه کمیته هماهنگی شورای امنیت ملی در کاخ سفید، از طریق نمایندگانش، او را قانع کرد که در شرایط فعلی، دعوت پیشین آمریکا را نادیده بگیرد، زیرا در صورت ورود به آمریکا با مشکلاتی روبه‌رو خواهد بود. 🔸طرفه آنکه محمدرضا برای اینکه به سلطنت برسد هم با همین خفت و خواری مواجه شد. ارتشبد سابق حسین فردوست، رئیس دفتر اطلاعات ویژه شاه و دوست و رفیق قدیمی محمدرضا در این باره ماجرائی مفصل از تردید انگلیس و آمریکا برای ادامه حکومت پهلوی و پادشاهی محمدرضا نقل کرده است: 🔻«... بعدازظهر یكی از روزهای نهم یا دهم شهریور‌(1320) ولیعهد (محمدرضا) به من گفت: همین امروز به سفارت انگلیس مراجعه كن. در آنجا فردی است به نام «ترات» كه رئیس ‌اطلاعات انگلیس در ایران و نفر دوم سفارت است. او در جریان است و درباره وضع من با او صحبت كند... نمی‌دانم نام «ترات» و تماس با او را چه كسی به محمدرضا توصیه كرده بود، شاید فروغی، شاید قوام شیرازی و شاید كس دیگر؟! من به سفارت انگلیس تلفن كردم و گفتم با مستر ترات كار دارم... از این موضوع استقبال كرد و گفت: همین امشب دقیقا راس ساعت 8 به قلهك بیا در آنجا در مقابل در سفارت‌، جنگل كوچكی است در آنجا منتظر من باش...» https://kayhan.ir/001K1t
نگاهی به تاریخچه نفوذی‌ها در ارکان نظام جمهوری اسلامی 🔰 موریانه‌ها نتوانستند ستون‌های انقلاب را فرو ‌ریزند 🔸در تابستان 1360 و پس از اعلام جنگ مسلحانه گروهک تروریستی مجاهدین خلق (منافقین) علیه مردم ایران و انقلاب اسلامی‌شان، ابتدا ترور سران و افراد تاثیرگذار نظام جمهوری اسلامی (به قول خودشان برای بی‌آینده کردن نظام) طرح اصلی دشمنان انقلاب برای فروپاشی بود. طرحی که از ابتدای انقلاب در دستور کار گروهک‌های ضدانقلاب به خصوص مجاهدین خلق (منافقین) قرار داشت. چنان‌که آنها از همان آغاز برای درگیری نهائی با انقلاب و نظام اسلامی، خود را آماده می‌ساختند. 🔸از همین روی در کنار انباشت اسلحه‌های غارت شده از پادگان‌ها، نفوذ در ارکان نظام را در صدر برنامه‌های خویش قرار دادند. حزب جمهوری اسلامی که بسیاری از سران نظام عضو آن بودند، شورای امنیت کشور، نخست‌وزیری‌، ریاست جمهوری‌، دادستانی‌، زندان اوین‌، ستاد مقابله با کودتا‌، واحدهای اطلاعاتی و بخش شنود و حتی بخش‌های مقابله با نفوذ در برخی نهادها مانند ریاست جمهوری هدف نفوذ قرار گرفت! اغلب نفوذی‌ها با سر و وضع ظاهرالصلاح و رفتار انقلابی و عملکرد حزب‌اللهی بر روحیه خوش‌بینانه برخی مسئولین تاثیر گذارده و از اعتماد آنها سوءاستفاده کردند. 🔸روز قبل از فاجعه هفتم تیرماه 1360، جلسه سخنرانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مسجد ابوذر تهران با بمبی منفجر شده بود و امام جمعه تهران و نماینده حضرت امام در شورای عالی دفاع تا آستانه شهادت پیش رفتند، در حالی که همه پزشکان و همراهان ایشان، قطع امید کرده بودند، اما عنایات خاص الهی باعث شد تا وجود ارزشمند آقای خامنه‌ای همچنان مستدام بماند و برای سال‌های خطیر آینده انقلاب و نظام حفظ گردد. 🔸بنابر اسناد موجود اگرچه مجری نهائی این عملیات تروریستی اعضای گروهک فرقان بودند اما کسی که در بدو امر ردپای وی در این ماجرا دیده می‌شد، جواد قدیری، از اعضای قدیمی و مهم منافقین و نفوذی در کمیته‌ انقلاب مستقر در اداره‌ دوم ستاد ارتش بود. او همزمان با تشکیل ستاد خنثی‌سازی کودتا، در آنجا مشغول به فعالیت شد و در همان ایام، مأمور دریافت اخبار پایگاه یکم شکاری بود. برخی اسناد حکایت از آن دارند که جواد قدیری عامل انتقال دهنده‌ بمب‌های ساخته شده به عوامل اجرائی از قبیل کلاهی و کشمیری بود. 🔸یکی از مهم‌ترین نفوذی‌های گروهک تروریستی مجاهدین خلق (منافقین)،‌ عباس زریباف بود که به عنوان یکی از دانشجویان پیرو خط امام در روز ۱۳ آبان ۱۳۵۸ وارد سفارت آمریکا و در آنجا ماندگار شد. سپس به کمک یکی از دانشجویان پیرو خط امام که در یک واحد اطلاعاتی مشغول بود، به این نهاد راه یافت و در آن واحد به رده‌های مهمی رسید. وی در وقایع سال ۶۰ در آزاد کردن کادرهای بالای سازمان نقش‌آفرینی می‌کرد. 🔸در واقع در تابستان 1360 کلیت ارکان نظام توسط نفوذی‌های منافقین هدف قرار گرفتند؛ از دکتر بهشتی تا آیت‌الله خامنه‌ای و رئیس‌جمهوری و نخست‌وزیر و هیئت دولت و نمایندگان مجلس و تا مسئولین قضائی و... ضمن اینکه در 7 مهرماه نیز فرماندهان ارشد نظامی؛ سرلشکر فلاحی (جانشین رئیس ستاد کل ارتش)، سرهنگ موسی نامجوی (وزیر دفاع)، یوسف کلاهدوز (قائم‌مقام فرماندهی کل سپاه پاسداران)، سرهنگ جواد فکوری (مشاور ستاد مشترک) و محمد جهان آرا (فرمانده سپاه خرمشهر) در حادثه سقوط هواپیمای سی 130 به شهادت رسیدند. 🔸دشمن انتظار داشت با توجه به اشغال دهها شهر و هزاران کیلومتر از خاک کشور توسط ارتش صدام، با این ترورها، نظام متزلزل شده و همانگونه که انتظار داشتند، ظرف 3 ماه از هم بپاشد. انتظاری که 44 سال بعد در جنگ 12 روزه اسرائیل و موریانه‌های نفوذی‌اش با ایران، پس از طراحی عملیات ترور علیه سران سیاسی و نظامی و قضائی و نخبگان علمی نیز وجود داشت. انتظاری که به خواست خدا مانند 44 سال پیش، محقق نشد. https://kayhan.ir/001K2Q
مبارزه با نشان سلطه غرب 🔰 حکایت بر دار شدن شهید شیخ فضل‌الله نوری 🔻«خدایا تو خودت شاهدی که من آنچه را که باید بگویم به این مردم گفتم، خدایا تو خودت شاهد باش که من برای این مردم به قرآن تو قسم یاد کردم،... خدایا، خدایا تو خودت شاهد باش در این دم آخر باز هم به این مردم می‌گویم که مؤسسین این اساس لامذهبین هستند که مردم را فریب داده‌‌اند. این اساس مخالف اسلام است... محاکمه من و شما مردم بماند پیش پیغمبر محمد بن عبدالله...» 🔸این آخرین جملات شیخ فضل‌الله نوری بود که در پای چوبه دار بیان کرد. در یک عصرگاه داغ تابستانی مرداد ۱۲۸۸. روز ۱۳ رجب بود و میلاد حضرت امیرمؤمنان امام علی علیه‌السلام، که زمان اجرای حکم بیدادگاه مشروطه خواهان انگلیسی فرا رسیده بود. 🔸 شیخ فضل‌الله نوری را مردم از سال‌های پیش خوب می‌شناختند. شاگرد میرزای شیرازی بود و با مهاجرت میرزا به سامرا، همراه جمعی از علما و فضلا به سامرا رفت. در حدود سال 1300 هجری قمری بازگشت و در ردیف مجتهدین طراز اول تهران قرار گرفت. در جنبش تنباکو در کنار میرزای آشتیانی از ارکان اصلی نهضت در تهران بود و در نهضت عدالتخانه هم که بعدا به مشروطیت انجامید، از نخستین علمای تهران به شمار می‌رفت که در آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه(س) به همراه روحانیون بزرگی همچون آقا نجفی اصفهانی و آخوند ملا قربان علی زنجانی، متحصن شد. 🔸در واقع طبق روایات تاریخی و اسناد و شواهد موجود، اعضای انجمن مخفی وابسته به فراماسون‌ها و اعضای سفارت، آن قدر در میان متحصنین تبلیغات کردند که در مدت کوتاهی، درخواست عدالتخانه تبدیل به مشروطه شد. اما شیخ فضل‌الله نوری در مقابل این انحراف ایستاد و گفت: 🔻«...مشروطه‌ای که از دیگ پلوی سفارت انگلستان بیرون بیاید به درد ما نمی‌خورد...» 🔸در شرایطی که شیخ به طور قطع و یقین می‌دانست که مدعیان مشروطه، به خانه‌اش ریخته و او را دستگیر و محاکمه و اعدام خواهند کرد، اما درخواست سفارت‌های روس و عثمانی و هلند مبنی بر اعطای پناهندگی را بدون جواب گذارد و هنگامی که سفارت روس با مایوس شدن از پناهندگی شیخ، پیشنهاد افراشتن پرچم روسیه بربام خانه‌اش را داد، شیخ فضل‌الله نوری که می‌دید حتی برخی از نزدیکانش، به این پیشنهاد تمایل دارند، گفت: 🔻«... آیا رواست من پس از هفتاد سال که محاسنم را برای اسلام سفید کرده‌ام، حال بیایم و بروم زیر بیرق کفر؟!» https://kayhan.ir/001K7Y
سالگرد شهادت دکتر حسن آیت 🔰 ۶۰ گلوله فقط برای یک نفر 🔸سه روز بیماری همراه با تب را پشت‌سر گذاشته و هنوز بهبودی پیدا نکرده بود. اما آن روز علی‌رغم ضعف شدید و تداوم تب و بیماری، برخاست و همه کاغذها و اسنادش را جمع‌آوری کرد، لای پوشه‌ای جای داد و گفت که باید به مجلس برود... 🔸قرار بود مجددا نامزدی میرحسین موسوی برای پست وزارت امور خارجه در دولت جدید، مطرح شده و در مجلس، جلسه رای اعتماد به وی برگزار گردد، باز هم شهید آیت می‌رفت تا مخالفت جدی خود را اعلام کند. این بار گویا مدارک مهمی آماده کرده بود، مدارک و اسنادی که بسیاری از پشت‌پرده‌ها را برملا می‌ساخت. 🔸صبح روز 14 مرداد 1360 در خیابان سی‌متری نارمک، یک گروه تروریست، به دکتر سید حسن آیت (نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی) در حالی که سوار اتومبیل پیکان خود شده بود، حمله کرده و با سلاح‌های اتوماتیک ژ-3 و یوزی، بیش از 60 تیر به سمت او شلیک کردند، در حالی که بنابه اظهارنظر کارشناسان، او با همان دو گلوله اول که به سینه و سرش اصابت کرد، به شهادت رسید. 🔸این سنگین‌ترین ترور فردی در میان مجموعه ترورهایی بود که در طی آن سال‌ها انجام گرفت. شلیک بیش از 60 گلوله و بعد از آن، به سرقت بردن پوشه حاوی اسنادی که آن روز قرار بود شهید آیت در مجلس درباره آنها صحبت کند (و دیگر هیچ‌گاه اثری از آن به دست نیامد)، در هیچ یک از عملیات تروریستی آن روزها سابقه نداشت. 🔸سید حسن آیت در حالی اینچنین به شهادت ‌رسید که به جز نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی، هیچ سمت و مقام دیگری برعهده نداشت و از این جهت هم ترور وی در میان سایر عملیات مشابه بی‌سابقه بود. 🔸او را دارای کلکسیونی از مدارک عالی تحصیلی دانشگاهی و حوزوی به شمار می‌آوردند. شهید آیت با دانشسرای عالی و رشته ادبیات فارسی شروع کرد، پس از اخذ مدرک لیسانس، دوره فوق لیسانس جامعه‌شناسی را در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران گذراند. سپس به دانشکده حقوق همان دانشگاه رفت و از آنجا هم فارغ‌التحصیل شد. 🔸برخی از دوستان و همچنین یاران شهید آیت این ترور را کار منافقین ندانسته‌اند، چون با سبک و سیاق ترورهای آنها نمی‌خواند. مجاهدین خلق (منافقین) مسئولیت ترور دکتر آیت را برعهده نگرفتند‌، همین نکته عجیبی بود در حالی که آنها حتی عملیات تروریستی دیگران را هم به نام خود سند می‌زدند و برای ترور بقال و دستفروش و معلم و کارگر و... اعلامیه‌های پرطمطراق صادر می‌کردند، اما این بار هیچ اعلامیه‌ای صادر نکرده و یا حتی جمله‌ای در بیانیه‌های خود مبنی بر پذیرفتن مسئولیت ترور شهید آیت نیاوردند! https://kayhan.ir/001K9o
🔰 گزارش خواندنی کیهان از داعشی‌های دهه ۶۰ 🔸«با نهایت تأسف، از شهادت دوستان ایرانی خود، پاسداران جوان خلیلی، طاهری، طهماسبی، اطلاع حاصل نمودیم، در اوت 1982 عده زیادی به دست عناصری که خود را مجاهدین خلق می‌نامند کشته شدند. به دست همان‌هایی که در مملکت ما نیز آنها را گروه مخالف دولت ایران می‌نامند و طرفدارانی هم در آلمان دارند. قاتلین این سه پاسدار می‌گویند: ما آنها را هر روز شکنجه کردیم، ما ناخن‌های آنها را کشیدیم، اتوی داغ روی سر، گردن و دست‌های آنها گذاشتیم، دست‌های آنها را در آب جوش فرو بردیم، با چاقوی موکت‌بری پوست آنها را کندیم، چشم‌های آنها را از حدقه در آوردیم، دو نفر از آنها را که هنوز زنده بودند در باغ فیض دفن نمودیم... 🔸با ابلاغ خط شکنجه و کلید خوردن عملیات مهندسی، واحد‌های مختلف بخش ویژه گروهک تروریستی مجاهدین خلق درصدد تهیه مقدمات عملیات و شناسایی سوژه‌های مشکوک برآمدند. از جمله اولین اقدامات تهیه خانه تیمی مناسب بود. بخش ویژه نظامی از این خانه‌های تیمی برای انتقال افراد مشکوک به آنجا و کسب اطلاعات برای یافتن علت ضربه‌ها به بدنه سازمان استفاده می‌کرد. 🔸مرداد 1361 دو پاسدار کمیته انقلاب اسلامی به اسامی طالب طاهری (16 ساله) و محسن میرجلیلی (25 ساله)، در حال گشت‌زنی در خیابان کارون تهران و در نزدیکی خانه تیمی مرکزیت منافقین توسط یک تیم ویژه نظامی این گروهک تروریستی شامل طاهر (جواد محمدی از اعضای تیم ویژه عملیات مهندسی)، رضا ‌هاشملو و نبی‌ ضیایی‌نژاد، ربوده شدند. آنان با ادعای ماموریت کمیته و با نشان دادن کارت جعلی‌، به سرعت طاهری و میرجلیلی را خلع سلاح نموده‌، دستانشان را بسته و به زور داخل ماشین پیکانی نموده و به خانه امن خود در خیابان بهار بردند. 🔸با انتشار اسناد «عملیات مهندسی»، مجاهدین خلق در خارج کشور، آن را تکذیب کرده و حتی عضویت افرادی مانند مهران اصدقی و خسرو زندی در سازمان را منکر شدند. خود مهران اصدقی در این باره گفته است: 🔻«... پس از کشف اجساد، سازمان اعلام می‌کند که خسرو زندی اصلا هوادار ما نیست. در حالی که من در اینجا به عنوان فردی که مستقیما در این عمل شرکت داشتم و از عاملین این جریان بودم، به عنوان فرمانده اول نظامی منافقین در تهران می‌گویم، خسرو زندی یکی از اعضای واحد عملیاتی بخش ما بود و در این جریان شرکت داشت و اگر سازمان تا به حال خسرو زندی را انکار می‌کرد، مرا دیگر نمی‌تواند انکار و تکذیب کند و بگوید کار ما نبوده و یا ‌اشتباه کردیم...» 🔸طرفه آنکه اینک پس از سال‌ها، وب سایت رسمی این گروهک تروریستی با اختصاص صفحات جداگانه‌ای، هر دو نفر یعنی هم مهران اصدقی و هم خسرو زندی را با عنوان «مجاهد شهید» ثبت کرده است! 🔸اما سازمان ملل و کمیسیون حقوق بشر آن نه‌تنها این جنایت بی‌سابقه را محکوم نکرد بلکه در گزارشی به تاریخ 13 نوامبر 1985 از وضعیت حقوق بشر در ایران، خسرو زندی را یکی از افرادی معرفی نمود که «خودسرانه یا بدون محاکمه در جمهوری اسلامی اعدام شده» و آن را مصداق نقض حقوق بشر در ایران دانستند!! https://kayhan.ir/001KHn
🔰 واقعیات افسانه‌پردازی‌های تابستان ۶۷ 🔸از متن اسناد برجای مانده و به‌خصوص سخنرانی سرکرده منافقین در شب پیش از عملیات موسوم به فروغ جاویدان کاملا روشن است که او بر روی نیروهایش در داخل زندان بسیار حساب کرده و آنها را نیروهای بالقوه خود خواند که با تسخیر زندان‌ها، این نیروها نیز به گروه متجاوز منافقین کمک ‌کنند. 🔸بر اساس همین اسناد، نیروهای تشکیلات زندان منافقین از قبل نقشه‌هایی درباره چارتر و پلان ساختمان زندان‌های مختلف با ذکر جزئیات به مراکز این گروهک در خارج کشور رساندند که در جریان عملیات به اصطلاح فروغ جاویدان «Plan A» آنها محسوب می‌شد. 🔸طبق طرح کلی عملیات فروغ جاویدان نقشه آن بود که یگان‌های به اصطلاح آزادیبخش منافقین به هر شهری که رسیدند، زندان شهر را به تصرف خود درآورده و از «مجاهدین زندانی آماده به رزم» یگان جدیدی تشکیل دهند که در ادامه پیشروی به کمک آنها بشتابد. این طرح را به نام «گلوله برفی» نامیده بودند به این مفهوم که نیرویی همچون گلوله برفی هرچقدر پیش می‌رفت فربه‌تر و سخت‌تر و بزرگ‌تر شده و نهایتا در گسترده‌ترین حالت به تهران می‌رسید تا آن را اشغال کند. 🔸ابراهیم خدابنده از اعضای جدا شده منافقین که سال‌ها در ارتباط با شخص مسعود رجوی قرار داشت، درباره تشکیلات زندان و نقش آنها در عملیات موسوم به فروغ جاویدان در گفت‌و‌گویی اظهار داشت: 🔻«... در آن دوران سازمان می‌گفت که نفراتش در زندان تشکیلات دارند‌، تشکیلاتشان هم وصل است. افرادی بودند که بلافاصله بعد از آزاد شدن در سال 1367 به مقر سازمان در پادگان اشرف بازگشتند و تعداد آنها کم هم نبود... تعدادی از همان افراد دوباره برای عملیات به ایران بازگشت داده می‌شدند...» 🔸خود ایرج مصداقی در مقالاتش‌، اذعان دارد که در سال 65 در زندان گوهر‌دشت بسیار کمتر از 2000 زندانی حضور داشته‌اند.2 و از این تعداد تقریبا نیمی تا سال 67 با عفو‌های مختلف آزاد شده، 400- 300 نفری هم در سالن جهاد کار می‌کردند و به همین تعداد نیز زندانیان افغان و غیرگروهکی حضور داشتند. مضافا وی تاکید کرده است که پس از به اصطلاح قتل‌عام تابستان 67‌، با 200 نفر دیگر در یکی از سالن‌های گوهردشت زندانی بوده است. 🔸آمار فوق‌الذکر بر اساس تصریح ایرج مصداقی که: «... (در سال 65) تعداد کل زندانیان در همه حال بسیار کمتر از 2000 نفر بود...» با نگاه حداکثری محاسبه شده است. قطعا وقتی زندان گوهردشت چنین آماری داشته، در زندان اوین و دیگر زندان‌ها در برخی شهرستان‌ها به رقمی خیلی کمتر از این مقدار می‌رسیم. https://kayhan.ir/001KKs
🔰 واقعیات افسانه‌پردازی‌های تابستان ۶۷ 🔸از متن اسناد برجای مانده و به‌خصوص سخنرانی سرکرده منافقین در شب پیش از عملیات موسوم به فروغ جاویدان کاملا روشن است که او بر روی نیروهایش در داخل زندان بسیار حساب کرده و آنها را نیروهای بالقوه خود خواند که با تسخیر زندان‌ها، این نیروها نیز به گروه متجاوز منافقین کمک ‌کنند. 🔸بر اساس همین اسناد، نیروهای تشکیلات زندان منافقین از قبل نقشه‌هایی درباره چارتر و پلان ساختمان زندان‌های مختلف با ذکر جزئیات به مراکز این گروهک در خارج کشور رساندند که در جریان عملیات به اصطلاح فروغ جاویدان «Plan A» آنها محسوب می‌شد. 🔸طبق طرح کلی عملیات فروغ جاویدان نقشه آن بود که یگان‌های به اصطلاح آزادیبخش منافقین به هر شهری که رسیدند، زندان شهر را به تصرف خود درآورده و از «مجاهدین زندانی آماده به رزم» یگان جدیدی تشکیل دهند که در ادامه پیشروی به کمک آنها بشتابد. این طرح را به نام «گلوله برفی» نامیده بودند به این مفهوم که نیرویی همچون گلوله برفی هرچقدر پیش می‌رفت فربه‌تر و سخت‌تر و بزرگ‌تر شده و نهایتا در گسترده‌ترین حالت به تهران می‌رسید تا آن را اشغال کند. 🔸ابراهیم خدابنده از اعضای جدا شده منافقین که سال‌ها در ارتباط با شخص مسعود رجوی قرار داشت، درباره تشکیلات زندان و نقش آنها در عملیات موسوم به فروغ جاویدان در گفت‌و‌گویی اظهار داشت: 🔻«... در آن دوران سازمان می‌گفت که نفراتش در زندان تشکیلات دارند‌، تشکیلاتشان هم وصل است. افرادی بودند که بلافاصله بعد از آزاد شدن در سال 1367 به مقر سازمان در پادگان اشرف بازگشتند و تعداد آنها کم هم نبود... تعدادی از همان افراد دوباره برای عملیات به ایران بازگشت داده می‌شدند...» 🔸خود ایرج مصداقی در مقالاتش‌، اذعان دارد که در سال 65 در زندان گوهر‌دشت بسیار کمتر از 2000 زندانی حضور داشته‌اند.2 و از این تعداد تقریبا نیمی تا سال 67 با عفو‌های مختلف آزاد شده، 400- 300 نفری هم در سالن جهاد کار می‌کردند و به همین تعداد نیز زندانیان افغان و غیرگروهکی حضور داشتند. مضافا وی تاکید کرده است که پس از به اصطلاح قتل‌عام تابستان 67‌، با 200 نفر دیگر در یکی از سالن‌های گوهردشت زندانی بوده است. 🔸آمار فوق‌الذکر بر اساس تصریح ایرج مصداقی که: «... (در سال 65) تعداد کل زندانیان در همه حال بسیار کمتر از 2000 نفر بود...» با نگاه حداکثری محاسبه شده است. قطعا وقتی زندان گوهردشت چنین آماری داشته، در زندان اوین و دیگر زندان‌ها در برخی شهرستان‌ها به رقمی خیلی کمتر از این مقدار می‌رسیم. https://kayhan.ir/001KKs
سالگرد اولین فرار شاه و کودتای 25 مرداد 1332 🔰 شاه پنج بار قصد فرار داشت! 🔻«... محمدرضا شاه که اصولا آدم متزلزل ضعیفی بود و کاراکتر خیلی‎ خیلی ضعیفی داشت، همیشه پا به‎گریز، همیشه در برابر مشکلات، اول واکنشش تسلیم [بود]. پنج بار در طول ۳۷ سال او آماده‌ گریز بود از ایران که دو سه بارش را ما شاهد بودیم، دو بارش را هم خبر نداشتیم و خب دفعه آخر هم به آن صورت [رفت]... 🔸این جملات بخش‌هایی از گفت‌و‌گوی داریوش همایون از کارگزاران رژیم پهلوی، مؤسس و مدیر روزنامه آیندگان و وزیر اطلاعات دولت آموزگار است که در کتاب «آیندگان و گذشتگان؛ خاطرات داریوش همایون» آمده است. 🔸از همین روی محمدرضا با لقب «‌شاه چمدان به دست‌» شناخته شد‌. چراکه همیشه چمدان‌هایش بسته و آماده فرار بود! اگر در صفحه جست وجوی گوگل در اینترنت عبارت suitcase king (شاه چمدان به دست‌) را وارد کنید، اولین صفحه‌ای که باز می‌شود درباره محمد‌رضا پهلوی است!! 🔸سررشته امور از دست شاه خارج شده و دولت مصدق کار را به دست گرفته بود، از همین روی سرویس‌های اطلاعاتی انگلیس (MI6) و آمریکا (CIA) کودتایی که از مدتها پیش برنامه‌ریزی کرده بودند را به مرحله اجرا گذاردند. قرار براین بود شاه ضمن آنکه دستور برکناری و بازداشت مصدق را می‌دهد، خود نیز از کشور خارج شود. این موارد با واسطه به اطلاع شاه رسیده بود. 🔸مارک گازیوروسکی استاد علوم سیاسی دانشگاه لوییزیانای آمریکا که کتاب‌ها و مطالب متعددی درباره سیاست خارجی آمریکا و روابط این کشور با کشورهای جهان سوم تالیف کرده، در کتاب خود تحت عنوان «کودتای سال 1332 علیه مصدق» در این باره نوشته است: 🔻«اسدالله رشیدیان (جاسوس رسمی انگلیس که در هنگام انجام کودتا همراه برادرانش به خدمت سفارت آمریکا گرفته شد) در روزهای 30 و31 ژوییه (8 و 9 مرداد) با شاه ملاقات کرد. وی برای اثبات این امر که از جانب انگلستان سخن می‌گوید ترتیبی داد که یکی از عبارت‌های انتخاب شده شاه از رادیو BBC پخش شود» 🔸هواپیمای شاه و ثریا‌، صبح 25 مرداد به سوی بغداد پرواز کرد و محمدرضا در بغداد با «بری» سفیر آمریکا دیدار کرد که او در تلگرافی به تاریخ 26 مرداد به وزارت امورخارجه ایالات متحده از روحیه درهم شکسته شاه سخن گفته است. شاه و ثریا از بغداد به رم رفته و در آنجا ساکن شدند. صبح 25 مرداد تیتر روزنامه باختر امروز به سردبیری حسن فاطمی نوشت: «شاه فراری با یک هواپیمای انگلیسی به طرف لندن پرواز کرد.» https://kayhan.ir/001KLs
سالگرد اشغال ایران توسط ارتش‌های بیگانه 🔰 خاک ایران را به توبره کشیدند 🔻«... ایران به علل بسیاری برای ملل متفق حائز اهمیت است، صرف‌نظر از آنکه این کشور راه زمینی برای عبور مهمات باشد، از لحاظ دارا بودن بزرگ‌ترین مخازن نفت جهان اهمیت فوق‌العاده زیادی دارد. زمانی ناپلئون می‌گفت: ارتش روی شکمش راه می‌رود. امروز باید گفت: ارتش روی نفت راه می‌رود. اگر بالفرض ناگهان منابع نفت جهان خشک شود، دُوَل صنعتی بلافاصله سقوط می‌کنند. محصول سالیانه نفت ایران به هشتاد میلیون چیلیک بالغ می‌گردد و این نفت برای مصارف هواپیماها و ‌تانک‌های ما در خاورمیانه و کشتی‌های بریتانیای کبیر در اقیانوس هند و مدیترانه به کار می‌رود. هیچ صحنه‌ای دیگر در جهان برای متفقین‌، اهمیت ایران را از لحاظ سوق‌الجیشی و جنگی ندارد...» 🔸این بخشی از تحلیل یک نشریه ستاد ارتش آمریکا راجع به ایران است که در اوایل تابستان 1941 (1320) چاپ و بین 28 هزار سرباز این کشور توزیع گردید. 🔸هجوم متفقين به مرزهاي ايران در ساعت 4 بامداد روز سوم شهريور 1320 آغاز شد. قوای انگلیس از جنوب و قوای روس از شمال و غرب، ایران را مورد تجاوز قرار داد، به طوری که در چند ساعت نیروی دریایی ایران منهدم شد و شمال ایران توسط روس‌ها به تصرف درآمد. در جنوب کشور نیز همین اتفاق توسط کشتی‌های انگلیسی افتاد. 🔸ارتش ایران بنا به دستور رضاخان تسلیم شد اما قوای متفقین بازهم از زمین و هوا و دریا شهرهای ایران را مورد حمله قرار دادند و علاوه ‌بر خرابی‌های بسیار، دهها تن از هموطنان را به خاک و خون کشیده، کشته و زخمی کردند. 🔸به این ترتیب ارتش صد و بيست هزار نفري ايران که با ميلياردها ريال هزينه از ماليات بيوه زن، دهقان زحمتکش، کارگران و کارمندان تأمين شده بود، ظرف 3 روز چون گلوله برفي ذوب شد و از بين رفت و به دنبال آن فرمانده کل قوايش یعنی رضاخان به اسارت و تبعيد به جزيره موريس فرستاده شد. ارتشي که فقط براي سرکوبي مردم و عشاير و زحمتکشان به وجود آمده بود، سه روز نتوانست حالت دفاعي به خود بگيرد، يا عقب نشيني کرد يا فرار. 🔸سپهبد امیراحمدی از فرماندهان ارتش رضاخان در خاطراتش، فروپاشی ارتش شاهنشاهی و فرار افسران و امیران آن را پس از آغاز حمله متفقين اين گونه شرح مي‌دهد: 🔻«در همه جا ارتش ايران، بدون استثناء، اين عمل را كرد كه فرماندهان قشون تا آنجا كه توانستند نقدينه و ‌اشياء سبك وزن قشون را با خود برداشته و فرار كردند و ساير افسران و درجه‌داران و افراد هم اسلحه و مهمات و آذوقه موجود را برداشته و به اين و آن فروختند.» 🔸اشاعه بیماری‌های واگیردار و خطرناک از دیگر ره‌آوردهای ارتش‌های متفقین برای ایران در طول ‌اشغال این سرزمین بود. آنها انواع و اقسام بیماری‌های مسری همچون وبا و تیفوس و آنفلوانزا و... را برای ایرانیان به ارمغان آورده و با قبضه کردن بیمارستان‌ها و سیستم بهداشت و درمان کشور برای سربازان خود، راه‌های علاج را از هموطنان ما دریغ کرده و به این ترتیب میلیون‌ها نفر را به کام مرگ فرستادند. 🔸در آرشیوهای مختلف، آمار گوناگونی از این قتل‌ها و کشتارها و همچنین مرگ و میری که از طریق جنگ جهانی دوم برای ملت ما به ارمغان آمد ارائه شده است که رقم‌هایی بیش از 5 تا 6 میلیون نفر تلفات را نشان می‌دهد. https://kayhan.ir/001KTF