eitaa logo
اندیشکده فقهی مناط
492 دنبال‌کننده
132 عکس
45 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
📋 گزارش نشست اول: حجت الاسلام سیدسجاد ایزدهی قسمت دوم: 🔸 امروز در جمهوری اسلامی نظام هست، فقه هست، اما این فقه تبدیل به فقه نظام نشده است. وقتی از فقه نظام صحبت می‌کنیم منظور این است که نخ تسبیح فقه نظام، اداره همه کشور به سمت صلاح و غایات دین است. [به دیگر سخن آنچه باعث انسجام اجزاء مختلف فقه نظام می شود لزوم ارائه فقهی است که منجر به اداره کارآمد جامعه در مقام عمل شود.] فقه حکومتی حدود بیست سال است ادبیاتش موجود است. اما رهبری اخیراً فرموده‌اند: که ما به فقه نظام نیاز داریم یعنی اگر فقه حکومتی در قالب فقه نظام شکل نگیرد فایده‌ای ندارد. 🔸 ما دو تعبیر داریم فقه نظام و نظام فقه : اگر فقه مبتنی بر یک سری اجزاء نامرتبط باشد نمی‌تواند کارآمد باشد. برای مثال بلوغ دختران در عرصه سیاسی و شرعی و حقوقی بدون یک منطق کلی متفاوت است در حالی که این حوزه‌ها با هم در ارتباط است و لازم است همه اینها بصورت نظام دیده شود. اگر نخ تسبیح در زمان گذشته فرد و احوالات مومنانه مکلفین بود الان بالاتر آمده‌ایم و در موقع بسط ید فقیه قرار داریم و باید نظام زندگی مردم برای رسیدن به سعادت را اداره کنیم. 🔸 ما از این هم جلوتر می‌رویم و می‌گوییم می‌خواهیم تمدن ایجاد کنیم. این امر زمانی ممکن است که فقه نظام بتواند آینده‌نگری داشته باشد بتواند هدف، غایت، سبک زندگی و ... ایجاد کند. امروزه در فضای جامعه خودمان مظاهر تمدن غرب را داریم و با فقهمان تنها آنرا کمی تغییر می‌دهیم. بانک، بورس، بیمه، تغییر جنسیت و ... . ما همه اینها را داریم؛ اما آنها را در نسبت با شرائط خودمان بازخوانی نکرده‌ایم. باید از تجربه بشری که در غرب وجود دارد استفاده کنیم اما آیا ذاتش برای خودمان است؟ 🔸 همه این موارد در زمان مرحوم نائینی بود و الان هم آن عناصر وجود دارد، اما غایت و کارکرد آن متفاوت است. همین عناصر ممکن است بیست سال بعد برای ایجاد یک جامعه مهدوی مورد استفاده قرار گیرد. ما به این عناصر نگاه یکپارچه نداشتیم و بدون در نظر گرفتن ارتباط بین آنها نمی‌توان کشور را اداره کرد. 🔸 نمی‌توان تناسب بین مبانی فقه مثل کلام و اخلاق و فلسفه نداشته باشیم و بعد به دنبال فقه نظام باشیم. نمی‌توان از نظام صحبت کرد اما علومی که این نظام مبتنی بر آن است نظام نباشد. امام فیلسوف بود فقیه، اخلاقی و ... بود و این جامعیت در شکل‌گیری رویکرد وی برای نوع حکومت موثر بود. لذا باید مجموعه علوم اسلامی را در کنار فقه با هم لحاظ کنیم و در داخل فقه به عنوان دانش مربوط به یک کل، و باب‌های آن به عنوان اجزاء یک کل همه در کنار هم مبتنی بر نخ تسبیح نظام برای اداره یک جامعه در نظر گرفته شوند. اگر اینگونه نباشد و علوم با یکدیگر سنخیت نداشته باشد فقه نظام محقق نمی‌شود. 🔸 منظور از فقه نظام سیاسی، بخشی از فقه است که متصدی امور سیاسی حکومت می‌باشد. طبیعتاً به مثابه یک خرده نظام باید بتواند تمام اجزائش را هدف‌مند و منسجم کرده و بر اساس یک منطق و سند پیشینی آنها را تنظیم کند. در مرحله بعد باید با سایر علوم و دانش‌ها خود را منطبق سازد تا امکان اداره نظام مبتنی بر حجت و بر اساس عقلانیت و کارآمدی داشته باشد. لذا ممکن است حجت باشد اما کارآمدی نداشته باشد. در این صورت پس از مدتی از آن اعراض شده و حرکت به سمت سکولاریزم رخ خواهد داد. لذا حجیت و کارآمدی هر دو برای فقه نظام لازم است. فقه نظام برای فقه حکومتی و آن نیز برای اداره همه جانبه یک جامعه در جهت سعادت حداکثری باید محقق شود. @manaatt
📋 گزارش نشست اول: حجت الاسلام ابوالقاسم مقیمی قسمت اول: 🔸در فقه خرده مسائلی داریم که در دل حکومت اجرا و تعریف می‌شود و به وظائف حاکمیتی می‌پردازد. شیخ مفید می‌فرماید اگر فقیهی لازم باشد که اجرای حدود کند اگر خوف تعرض حکومت نباشد این کار بر او واجب است؛ لذا از این استفاده می‌شود که حکومت و مسائل فقهی ناظر به حاکمیت در آن دوران نیز مطرح بوده. 🔸اگر ما مجموعه‌ای مسائل را که راجع به یک موضوع است کنار هم بگذاریم و با هم در نظر بگیریم فقه به معنای معهود به آن اضافه می‌شود. مثلاً وقتی که فقه به مسائل حاکمیتی و اداره جامعه می‌پردازد بالتبع می‌شود فقه‌الحکومه. در این حالت فقه افزوده خاصی ندارد یعنی به معنای معرفت احکام افعال مکلفین اضافه شده به یک باب خاص. یعنی نه در روش و نه در انسجام هیچ افزونی را ما از این مضاف و مضاف الیه اراده نمی‌کنیم. [تفاوت آن این است که] فقط در یک باب خاص اضافه شده. اما زمانی که ما فقه حکومتی را اراده کردیم یک رویکرد مورد نظر است. 🔸معانی مختلفی در باب فقه حکومتی وجود دارد معنی مختار این است که "علم به افعال مکلفین ناظر به اجرا و اداره جامعه در ساحت‌های مختلف و برای تحقق در جامعه" . لذا فقه حکومتی می‌شود فقه با رویکرد اجرا و ناظر به اداره جامعه. امام (رحمه الله) می‌فرماید: این فقه عبادات شما را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد. این رویکرد در نگاه فقیه تاثیر می‌گذارد. (فقه هیچگاه فردی خالص نبوده است زیرا همواره مسائل اجتماعی وجود داشته اما مسائل حاکمیتی مطرح نبوده اما الان فقه حکومتی امریست که در دوران کنونی مطرح شده .) امام (ره) فقها را دعوت می‌کرد یکبار فقه را با نگاه اجرا و لوازم اجرا ناظر به تحقق و اداره جامعه با هم ببینیم. در این راستا قائل بود که زمان و مکان در فهم فقیه از روایت دخیل است. سال پیش که فقه نظام محل مناقشه واقع شد این مطلب مورد مناقشه نبود، بلکه نظام‌مندی را انکار می‌کردند. در قرائت دیگر که محل نقد قرار گرفت: فقه نظام به معنای انسجام حداکثری همه موضوعات در فقه و به معنای تاثیر و تاثر همه موضوعات از یکدیگر بیان شده بود. [یعنی] موضوع و متعلق و اهداف احکام به تمام جوانب همه در هم موثرند. این نگاه محل نقد است زیرا دچار اصطلاح‌سازی‌های جدیدی شده که با اصطلاحات فقهی ما درچارچوب قرار نمی‌گیرد. 🔸ما فقه را به معنای علم به افعال مکلفین می‌گیریم و با این لحاظ می‌بینیم که [فقه نظام] تا کنون محقق نشده است لذا نزاع در امکان تحقق است. فقه نظام به دنبال این است که یک مجموعه بر اساس انسجام موضوعی موضوعات مسائل مختلف و کشف از منابع، با تکیه بر فقه جواهری محقق شود که مجموعه مسائل در کنار هم دیده شوند. 🔸برای کشف انسجام برخی از این احکام در کنار هم نیازمند بازبینی در مبانی هستیم؛ یعنی نگاه‌های مبنایی ما در انسان‌شناسی و فلسفی و ... می‌تواند موثر باشد. تا بحال این نوع قواعد کلی را در نظر نگرفته‌ایم اما اگر به آنها دست پیدا کنیم، فقه ما مبتنی بر مبانی و در راستای اهداف واحد خواهد بود که همین امر باعث می‌شود مجموعه مسائل به انسجام برسند. @manaatt
📋 گزارش نشست اول: حجت الاسلام و المسلمین ابولقاسم مقیمی قسمت دوم: 🔸حال این انسجام در فقه اکبر است یا اصغر؟ گرچه فقه نظام در راستای تحققش تاثیر پذیر از باقی مبانی مثل اعتقادات و اخلاق است اما در درون فقه اصغر هم باید به انسجام برسد. یعنی باید برسیم به قواعدی که مثلاً مجموعه احکام معاملات را با هم ببنیم. این مطلب به این معناست که رویکرد مکتب‌وارگی که شهید صدر قائل به آن بود کافی نیست. 🔸 درباره روش رسیدن به این انسجام در فقه اصغر چطور فقها از قواعد اصطیادی و مذاق در حل مسائل عادی فقه استفاده می‌کنند؛ آیا با همین روش‌ها می‌توانیم به قواعدی برسیم که شیوه اجتهاد در مسائل فقهی مرتبط با هم را در یک انسجام به ما بدهد؟ جواب ما مثبت است. یعنی می‌توان مبتنی بر اصول کلی به یک سری قواعدی برسیم که خرده فروعات ما را نظم می‌دهند. به همین دلیل است که امام خمینی(رحمه الله) به آن دیدگاه مبنی بر حرمت اصل ربا به جمیع اقسام رسیده حتی با وجود روایت مخالف. 🔸 بنابراین در مسائل مختلف فقه می‌توانیم به دیدگاه کلانی که فقه را مکتب‌واره کند برسیم. این رویکرد کلی فقه اصغر را در فروعات، قواعد، قلمرو، قواعد استخراج قواعد کلی تحت تاثیر قرار می‌دهد. پس امکان طراحی فقه نظام وجود دارد. درطراحی فقه نظام نیز چه در مبانی و چه در اهداف باید بر اساس اسلوب رسمی فقه و اصول فقه عمل کرد. به این معنی که برای هدف باید دلیل اجتهادی داشته باشیم و برای مبانی باید کاشف فقهی داشته باشیم که همان کتاب، سنت، اجماع و عقل هستند 🔸 ثمره این بحث در شورای نگهبان است که در حال حاضر با احکام اولیه، ثانویه، حکومتی و مصلحت به دنبال اداره جامعه هستیم. اما به دلیل اینکه نظام وجود ندارد نتوانستیم حرف ایجابی داشته باشیم. اما فقه حکومتی به این بلوغ رسیده که ذیل یک موضوع واحد به یک دیدگاه کلان برسیم. مثلا بگوییم که برای دانش‌آموزان سال هفت و هشت این حجم از علوم طبیعی مانع رشد متوازن معرفتی و اخلاقی وی می‌شود. 🔸پس فقه اکبر به معنای همه ابعاد دین میتواند برای رسیدن به فقه نظام به ما کمک کند. اما گام بعدی رسیدن به انسجام درون فقه اصغر با استخراج مبانی، دیدگاه‌های کلان، اصول کلی و عرضه کردن فروعات بر این دیدگاه‌های کلان است تا بر اساس این فقه اصغر منسجم بتوایم ساختارسازی کنیم. 🔸فقه نظام به معنای ساختار نیست بلکه یکی از آثار آن ساختارسازی است. اگر به این دیدگاه رسیدیم می‌گوییم اصل ولایت فقیه باید ساختار طراحی کند. ... فقه نظام‌واره سیاسی، ولایت فقه را به نحو مطلق طرح می‌کند؛ لذا باید از شئون وی ساختارسازی هم باشد. تنفیذ رئیس جمهور به عنوان یک حکم فرعی یکی از مصادیق آن است. بنابراین آن دیدگاه کلان امروز به خرده احکام ما در طراحی ساختار انسجام می‌دهد. 🔸فقه حکومتی زمانی معنا پیدا می‌کند که رویکرد جدیدی به او اضافه شود ناظر به اجرا در جامعه با هدف کارآمدی حداکثری و فقهی که تنها ناظر به مسائل حاکمیت باشد، مراد نیست. لذا فقه حکومتی فقه اجتماعی هم نیست بلکه قسیم فقه اجتماعیست. معنای فقه نظام هم آن معنای حداکثری نیست که همه ابواب فقه با یکدیگر ارتباط محتوایی و تاثیر و تاثر داشته باشند. بلکه مضاف بر آن باید به دنبال انسجام و بازتعریف فقه اصغر باشیم تا فقه نظام ایجاد شود. یعنی در فقه به قواعدی از عمومات برسیم که بتواند خرده فروعات ما را نظم بدهد. @manaatt
📋 گزارش نشست اول: حجت الاسلام و المسلمین سیدحسین میرمعزی 🔸 فقه اصغر استنباط احکام فرعیه از ادله تفصیلیه احکام خمسه تکلیفیه و وضعیه است. این فقه است که به نظام اضافه شده اما اینکه خود فقه نظام‌مند است یا خیر بحث دیگریست. ما می‌خواهیم احکام خمسه تکلیفیه و وضعیه را نسبت به مفهومی به نام نظام استخراج کنیم. یعنی متعلق استنباط، نظام است. 🔸 درتعریف نظام نظرات مختلفی وجود دارد. در تعریف مختار: نظام، رفتارها و روابط اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است. نظام به معنای اصطلاحی شبیه معنای لغوی آن است. نظام باید سه عنصر داشته باشد: ۱) باید اجزا داشته باشد، ۲) اهداف داشته باشد ۳) و اجزاء در جهت اهداف روابط سازگار داشته باشند. اگر هر کدام از اینها نباشد یک توده خواهیم داشت و نظام محقق نمی‌شود. لذا نظام می‌شود اجزاء به هم مرتبط در راستای هدف. برای فقه نظام اجزاء، رفتارها و روابط انسانیست و هدف سعادت دنیا و آخرت می‌باشد. 🔸 مشارکت کنندگان در این نظام را با نگاه خرد و با نگاه کلان می‌توان توضیح داد. در تقسیم کلان دو گروه کلی رفتار کنندگان داریم: دولت و مردم . ارتباط می‌تواند بین دولت و مردم و مردم و مردم باشد. و در تقسیم‌بندی دیگر بین دو فرد و یا بین دو گروه باشد. مثلا ارتباط بین دو گروه کارگران و کارفرمایان، مصرف کنندگان و تولیدکنندگان که در این صورت رفتارهای مصرفی و تولیدی داریم. دولت نیز برای انجام نقش و وظایفش یک سری رفتارها دارد. به مجموعه رفتارها و روابط در عرصه‌ها مختلف زندگی اجتماعی در راستای سعادت دنیایی و آخرتی که از ناحیه دولت و مردم رخ می‌دهد نظام می‌گوییم. 🔸 به دیگر سخن مجموعه روابط گروه‌ها در راستای اهداف آخرت اگر سامانمند شوند نظام شکل می‌گیرد. فقه اصغر یعنی استنباط احکام روابط و رفتارهای دولت مردم، فرد، گروه در یک جامعه انسانی. آیا ما یک دسته رفتارهای سیاسی و یک دسته رفتارهای اقتصادی و ... داریم یا اینکه یک سری رفتار داریم اما هر کدام از این زمینه‌ها برشی از آن به حساب می‌آید؟ مثلا رفتارها علل و اثرات سیاسی اجتماعی و غیره دارند. در واقع رویکرد دوم صحیح می‌باشد. یکی از مشکلات بحث‌های نظام این است که ما چگونه باید این رفتارها را برش بدهیم. شکی نیست این رفتارهای سیاسی و اجتماعی و ... با یکدیگر در مقام ثبوت تاثیر و تاثر دارند. 🔸منظور ما ارتباطات جزئی بین یک حکم جزئی در یک گوشه با دیگری نیست، بلکه بحث ارتباط مجموعه احکام سیاسی فرهنگی و اقتصادی با یکدیگر است. این ارتباطات در مقام ثبوت وجود دارد. منظور ارتباط ابعاد و مجموعه احکام سیاسی با فرهنگی است که این ارتباط ثبوتاً وجود دارد. لذا نمی‌شود مثلا نظام فرهنگی و سیاسی را بر اساس اسلام بچینیم ولی نظام اقتصادی را رها کنیم. این در واقع امکان پذیر نیست، تناقض است. زیرا اینها قطعاً در ثبوت با یکدیگر ارتباط وثیق دارند. 🔸در اینجا بحث احکام باید و نباید در رابطه با رفتارها و روابط اقتصادی سیاسی فرهنگی در ناحیه دولت و مردم را مطرح کردیم. قطعاً فقه اصغر به این معنا داریم. فقه نیز چه فردی و چه جمعی باید نظام‌مند بوده و توده‌ای از احکام نباید باشد. بنابراین هم فقه نظام‌مند است و هم فقه نظام به این معنا وجود دارد. 🔸 آیا فقه نظام به معنای نظام‌مند قابل استنباط است؟ بله بصورت نسبی و به نحو کشفی یعنی احتمال خطای در اجتهاد وجود دارد. اما آیا مکلف به ایجاد نظام اسلام هستیم؟ آیا می‌توانیم مکلف باشیم اما در عین حال امکان فهم نظام اجتماعی بصورتی که بتوانیم اجرا کنیم برای ما قرار داده نشده باشد؟ یا باید بگوییم مکلف نیستیم یا اگر مکلفیم باید ادله روشنی برای آن داشته باشیم. به همان میزان که در احکام فردی توانایی و امکان اجتهاد وجود دارد در فقه نظام هم باید این امکان و توانایی برای ما قرار داده شده باشد. اگر مکلف نباشیم یعنی فهم آن کار را نداریم. 🔸آیا روش استنباط یعنی اصول فقه موجود کافیست برای چنین استباط؟ لازم است اما کافی نیست. احتیاج به قواعد دیگری داریم که باید به آن اضافه شود تا ما روش استنباط فقه نظام به معنای مذکور را داشته باشیم. @manaatt
صوت کامل نشست اول مناط.mp3
زمان: حجم: 45.4M
🔊 🔸 نشست اول: 🔸 با حضور اساتید محترم حجج اسلام: مقامی، ایزدهی، مقیمی، میرمعزی/ دبیر علمی: حجت الاسلام عبدالله محمدی @manaatt
#مناط 📌 نشست دوم: مبانی فقه نظام ساز در اندیشه #امام_و_رهبری 🔸 با حضور: حضرت آیت الله شب زنده دار @manaatt
📷 📌 نشست دوم: مبانی فقه نظام ساز در اندیشه 🔸 با حضور: حضرت آیت الله شب زنده دار @manaatt https://www.instagram.com/p/B518uxIFoyK/?igshid=xh6e50isuei2